دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید علی اصغر شم آبادی

• Admin-fakeh

بسم
الله الرحمن الرحیم
‎
‏بنام تو ای
خدای جهان
‎
‏سلام برسرور شهیدان حسین ابن علی
‎
‏من از ملت
می خواهم که مبادا امام را تنها بگذارند ، چون تنها گذاشتن امام بر خلاف رضای
خداست و تنها گذاشتن امام ، به بند کشیدن مستضعفین ، بلکه مستضعفان جهان .
خدایا
تو را سپاسم را بپذیر ، خدایا ، بهترین لذتهای آخرتی و دنیای را بمن عطا کن و آن
لذت بهترینی که می دهی ، در عبادت کردن تو قرار ده . خدایا ، به من آنی عطا کن که
در بکار گرفتن آن از مقربین تو باشم .
خدایا
، از تو بر من یک امانتی است ، به من راهی که در پیمودنش و تربیت این امانت یکی از
مصلحین تو تربیت کنم .
خدایا
، می دانم آنچه تو می خواهی می کنی ، مرا بر آن را بگذار که مصلحت تو است .
خدایا
، تو جانم دادی و جانم را خواهی گرفت و مرا در آن صراطی گذار که هیچگاه در لحظه
جان دادن غفلت نخورم .
خدایا
، به من نعمتها دادی که من نه قدرش دانستم و نه لیاقتش داشتم ، پس مرا زبانی ده که
سپاسگزار تو باشم .
خدایا
، تو خدائی ، یعنی آفریننده ای و من هیچ ، ولی خدا بنا به حکم تو بشر می تواند به
جائی رسد که فقط خدا هست . خدایا ، لیاقت رسیدن به این مقام را به من بده .
خدایا
، بحدی گناه کرده ام و از فرمان تو سرپیچی کردم که شرمنده ام ، مرا از بخشیده
شدگان درگاه خود قرار ده .
خدایا
، هرگز مرا بخودم وامگذار ، که بی تو همیشه هیچم .
خدایا
، پدر و مادرم را ببخش و بیامرز آنها نیز بی تو روسیاهند .
خدایا
، اگر لحظه ای بخودم واگذاری ، همیشه غفلت خواهم خورد ، مرا بخودم وامگذار . خدایا
، هر چه بخواهم از تو کم است .
خدایا
، تو را شکر می کنم که همچون پدر و مادر خوب به من داد ، که فرزندشان را با خدا معامله
کرده اند .
خدایا
، یک پیروزی کامل نصیب ما کن .
من
به این خاطر آمده ام که این صدام صدامیان را نابود کنیم و سلامت به وطنمان برگردیم
.
و
اما پیامی به پدر ارجمندم ، والده مهربان دارم که خودتان میدانید ، من فرزندی بودم
که نمی خواستم در درگیری نفسانی شرکت کنم، ولی میدانید فقط تنها اسلام بود که مرا
حاضر کرد در جنگ شرکت کنم . لذا من از شما میخواهم که اولا خودتان صبر و شکیبا را
پیش کنید و به دیگران تبریک بگوئید و نصیحت کنید که برایم گریه نکنند که اگر
گریه کنند مرا ناراحت می کنند ، چرا که من تنها آرزویم شهادت بود رسیدم .
هرگاه خواستید گریه برایم کنید ، اول یادی از امام زین العابدین (ع) و زینب کبری
بیاورید و فکر کنید که چه ماجرایی بود ، بعد اگر وجدان شما اجازه داد گریه کنید .
هم
اکنون میدانم که شما برایم زحمت زیاد کشیده اید ، ولی مزدش را از خدا بگیرید و من
را ببخشید .
پیامی
به آمریکا و صدام و صدامیان و شوروی :
همه
بدانند این کارها هر خون جوانان بریزد ، درخت اسلام پربارتر و پرثمر تر خواهد بود
.
والسلام
– خداحافظ
‎
شهید علی اصغر شم آبادی
یکم فروردین 1346، در روستای شم‌آباد از توابع شهرستان سبزوار به دنیا
آمد. پدرش عباسعلی، کشاورز بود و مادرش فاطمه نام داشت. تا چهارم ابتدایی درس خواند.
او نیز کشاورز بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. بیست و ششم بهمن 1360، با سمت
تک‌تیرانداز در بستان بر اثر انفجار مواد منفجره و اصابت ترکش آن به سر، شهید شد. مزار
او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.
منبع: پرونده فرهنگی شهداء اداره هنری اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امورایثارگران خراسان رضوی