دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید علی افضلی

• Admin-fakeh

صفحه نخست سرویس
شهید علی افضلی
آنها که دنبال علم بدون جهت و بدون تزکیه رفتند، اشتباه کردند. به دنبال علم بدون تزکیه نباشید. ارسال پیامبران برای هدایت جامعه است. به جبهه آمدن من فقط انجام تکلیف از سوی مرجع و رهبرم میباشد.
نویسنده :
بهروز زارعی
نوید شاهد سمنان
علی
افضلی
بسم‌الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
خداوند کرات و سیارات و ستارگان را
آفرید، خداوند تمام جانوران، پرندگان، خزندگان و انسان [را]، که موجودی ناشناخته است،
آفرید. حال با پیچیدگی این مخلوقات کیست که بگوید خالقی نیست برای آفریده شدن
اینها.
ما
یقین داریم بر اینکه خالق تمام این موجودات شگفت‌انگیز یک واحدی است به‌نام الله.
خداوند برای پیاده کردن دین خود و اسلام هزاران پیامبر فرستاد که انسان‌ها را در
هر زمان هدایت کنند و هدف از خلقت را به بشر بیاموزند که اوّل آن حضرت آدم و آخر
آن پیامبر اکرم(
6
)
می‌باشد و پیامبر اسلام(
6
)
بعد از خود جانشین انتخاب کرده که اول آن حضرت علی(
7
) می‌باشد و سایر
[1]
معصومین ما می‌باشند که در طی چند سال برای هدایت جامعه کوشش بسیاری کرده‌اند تا
سر حد شهادت.
در
زمان غیبت مولا صاحب‌الزمان(عج) هدایت جامعه به دست ولی فقیه می‌باشد و ولی فقیه
این زمان حضرت امام خمینی می‌باشد. و من که به جبهه پا نهاده [هدفم] چیزی نبوده
است، به غیر از انجام تکلیفی که مرجعم و رهبرم و هدایت‌کننده‌ام، امام امت، بر دوشم
گذاشته است.
پیام من به پدر و مادر:
من چه گویم و چه بنویسم که زبان
قاصر است و ترسم قلم شعله کشد صفحه بسوزد و با این دل خونین به پدر رنج کشیده و
تنهایم و مادر غم‌پرورم چه بنویسم؟ تنها چیزی که می‌توانم بگویم این است که من
فرزندی خوب برای پدر و مادر خود نبودم و می‌خواهم که مرا حلال کنند و مرا ببخشند
که من حتماً منتظر هر دو تای شما هستم.
من
چه پیامی برای ملت شهیدپرور ایران بنویسم و برای ملت شاهرود چه بگویم؟ من در مقابل
خانواده‌هایی که 7 شهید، 5 شهید، تعدادی شهید، معلول، مجروح، مفقود‌الاثر تقدیم
جمهوری اسلامی و برای تحقق پیدا کردن اهداف عالیه اسلامی کرده‌اند چه بگویم و چه
بنویسم؟ ملتی که امام خود و رهبر خود را شناخته و پشت سر او دارد حرکت می‌کند و از
تمام هستی خود می‌گذرد، من که باشم که برای آنها پیام بدهم!
برای
منافقین
[2]
و
ستون پنجم
[3]
چه
بگویم که تنها صحبت آن‌ است که آنها گمراهند و به اشتباه رفته‌اند و من از آنان می‌خواهم
که بنشینند و وجدان خود را قاضی بنمایند و واقعاً ببینند که حق چیست و باطل کدام و
آن را بپذیرند.
ای
انسان‌ها، خیلی از جوان‌ها در پشت جبهه مانده‌اند و دل خود را به چون و چند دنیا،
که دیار فناست، خوش کرده‌اند. یکی به یک موتور، یکی به یک ماشین، یکی به زن و بچه
و یکی به درس خواندن.
اگر
تمام این لذت‌های دنیایی بی‌هدف و بی‌انگیزه باشد، اگر تا مقام عالیه دنیایی هم
برسند، هیچ ارزشی نداشته و ندارد و نخواهد داشت.
آنها
که دنبال علم بدون جهت و بدون تزکیه رفتند، اشتباه کردند و من هم اگر دنبال درس
رفتم و می‌خواستم که ادامه دهم درسم را، تا جایی که بتوانم کشش مغزی در مورد درس
داشته باشم، درس را دوست دارم و مدرکی و تخصصی را دوست داشتم بگیرم، که در آینده
نه اینکه با یک زندگی سطح بالا روبرو باشم، بلکه بتوانم گره‌ای از کار محرومان را
بگشایم و کمی هم رضایت پدر و مادر دلسوزم را که خیلی دوستشان داشته‌ام و دارم جلب
بنمایم و به دست آورم.
حال
که پذیرفته شدم، در عین اینکه لایق نبوده‌ام و خودم می‌دانم که به نفس خود ظلم
کرده‌ام، برای من بسی افتخار می‌باشد و از پدر و مادرم می‌خواهم که بر مشکلات صبر
بنمایند و دعا کنند که من بتوانم شب اول قبر با شفیع شدن مولا حضرت علی(
7
) و رسیدن بر سر قبر من و کمک گرفتن
[4]
از
ائمه معصومین از فشار قبر کاسته شود و در روز قیامت بتوانیم جواب خدا و پیامبران و
ائمه اطهار و شهدا [را] بدهیم. انشاالله
پرینت سوم/ ب
27/10/89
دعا کنید، دعا کنید، دعا کنید.
علی افضلی
در داخل چادر، روز شنبه، ساعت 9 شب
تاریخ 27/2/65 در مقر کاظمین- اهواز*
[1]
– در اصل وصیت «پیامبر».
[2]
– ر.ک. تعلیقات.
[3]
– ر.ک. تعلیقات.
[4]
– در اصل وصیت «گرفتند».
*- همان‌طور که از تصویر وصیت شهید
«علی افضلی» مشهود است، پس از شهادت ایشان کسی از روی وصیت دست‌نویس شهید آن را
بازنویسی و به خط خوش قلمی کرده است و در آخر وصیت نوشته شده است: «سرانجام شب دهم
رمضان مطابق با 30/2/65 در منطقه غرب عملیات مهران، شربت شهادت را نوشیدند و بعد
از 45 روز جنازه‌اش در تاریخ 17/4/65 در شاهرود دفن گردید. روحش شاد».
کتاب وصیت نامه کامل شهدای استان سمنان / نشر شاهد / بنیاد شهید و امور ایثارگران استان سمنان