دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید علی اکبر مظلومی

• Admin-fakeh

زندگی نامه/وصایا
برگی از وصیت نامه شهید
مادرم مسئله، مسئله عقیده است و جهاد در راه عقیده که خداوند تبارک و تعالی بهشت برین به جهاد کنندگان در راهش وعده داده است…
نوید شاهد گلستان؛
شهید علی اکبر
مظلومی
/ یکم
فروردین
1344
،
در
روستای
نودیجه
از
توابع
شهرستان
گرگان
به دنیا
آمد
.
پدرش
احمد،
کشاورز
بود
و
مادرش
حلیمه
نام داشت
.
دانش آموز
چهارم
متوسطه
در
رشته
انسانی
بود
.
از سوی
بسیج
در
جبهه
حضور
یافت
.
پانزدهم
آبان
1361
،
با
سمت
پرچم
دار
و
آر پی جی زن
در
عین
خوش
توسط نیروهای
عراقی
بر
اثر
اصابت
ترکش
خمپاره
به
شهادت رسید
.
مزار
او
در
گلزار
شهدای
امامزاده
روستای
روشن
آباد تابعه
شهرستان
کردکوی
قرار
دارد
.
فرازی بر وصیت نامه شهید «علی اکبر
مظلومی»؛
إِنَّ الَّذِینَ
آمَنُواْ وَالَّذِینَ هَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أُوْلَئِکَ
یَرْجُونَ رَحْمَتَ اللّهِ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ
بی‏گمان کسانی که ایمان آورده و آنان که
هجرت کرده و در راه خدا به جهاد پرداخته‏اند، آنانند که به بخشایش خدا امید
بسته‏اند؛ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است
.
ما در مقابل اسلام مسئولیم و این مسئولیت را باید به خوبی
به انجام برسانیم. می بینیم که چگونه ابر قدرتها به کمک اقمار سر سپرده شان کمر به
نابودی انقلاب اسلامی بسته اند، و هر روز توطئه های رنگارنگ برای نابودی آن می
چینند، از ابتدای انقلاب تا به حال چندین نقشه کشیدند.
مادرم مسئله، مسئله عقیده است و جهاد
در راه عقیده که خداوند تبارک و تعالی بهشت برین به جهاد کنندگان در راهش وعده
داده است، که
وَلَا
تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِندَ
رَ‌بِّهِمْ یُرْ‌زَقُونَ
اینجاست
زندگی برای انسان با شناخت معنی پیدا میکند و مرگش را رها شدن از قید و بندهای
دنیوی، و آغاز زندگی نوین خود می داند من هم این مرگ با عزت و شرافتمندانه را به
زندگی مادی ترجیح داده و قدم در این راه گذاشته ام و اگر شهید شدم، و به آرزوی
دیرینه خود رسیدم در شهادتم بهرم گریه مکن، . بر سر من مزن که من زنده ام و نمرده
ام که در غیر اینصورت باعث آزردن روحم میشوی و اگر صبر و استقامت پیشه نمائی.
باعث شادی روحم و افتخارم می شوی، و
همینکه با صبرت مشت بر دهان این از خدا بی خبران می کوبی. پدر عزیز و مادر مهربان به
خود به قبولانید که من زنده ام و طوری برادرانم را تربیت کنید.
که دشمن سر سخت ظالمان و حامی و
پشتیبان مظلومان باشند، و نیز ادامه دهندگان راه من شوند.
این مسئله ای که مانده نماز است،
نماز را به خواهران و برادرانم به خوبی بیاموزید، تا نماز را به پای دارند. که این
جنگ برای نماز است. آری تنها راهی که می تواند، سایه گستر عدل و داد و صلح و صفا
باشد.
عبادت و عبودیت خدا می باشد، «الا
بذکر الله تطمئن القلوب» پس ذکر خدا کنید. و در شهادتم از خدا حاجت به خواهید که
صبر و استقامت عطا نماید.
این سفارش فوق به دوستان عزیزم صدق
می کند؛ به علاوه اینکه مرا به بزرگیتان ببخشید و در شهادتم صبر و بردباری پیشه
کنید و دیگر وصیتم به برادران انجمن اسلامی و بسیج مستضعفین است که سعی در هر چه
بهتر اداره کردن و پیش رفتن و بالا بردن بازده کارتان در راه خدا جهات رضای او
داشته باشید که به حق لایق و سزاوارید و از اینکه گستاخی نمودم مرا عفو کنید.
والسلام/ خدایا، خدایا تا انقلاب مهدی (عج) خمینی را
نگهدار
منبع: پرونده فرهنگی شهدا/ اداره هنری، اسناد و انتشارات استان گلستان