وصیتنامه شهید علی سیاه سری
بسم الله الرحمن الرحیم
انا فتحنا لک فتحن مبینا و الذین یقاتلوهم فی سبیل الله
با سلام و درود بر حضرت مهدی (عج) منجی انسانها و رهبرعدالت گستر جهان
و سلام بر نائب برحقش روح خدا خمینی فرزندبرومند آن حضرت و با درودو سلام بر ارواح طیبه شهدای اسلام از صدر اسلام تا شهدای کربلای ایران وصیت می کنم.
ا ی برادران، ای دوستان، ای آشنایان و ای خویشاوندان و ای بستگانم عظمت و کرامت خود امید است که از تقصیرات این بنده در گذرید.
ای مادر مهربانم، ای پدر بزرگوارم، ای برادران عزیزم و ای خواهرانم امید است که مرا ببخشید و از تقصیرات بنده حقیر در گذرید.
باری ای برادران عزیز و گرامی خواهش می کنم که تنور جنگ را گرم نگهدارید و به جبهه بروید و نگوئید ما را به جبهه و جنگ چکار است؟
جبهه هر قدمش ایمان و مهربانی است. نگوید که ماشهیددادیم و مردم برای ما حرفها می زنند به حرف این و آن گوش ندهید. با اخلاص قلبتان را پاک کنید که پاک است باطنی روشن داشته باشید نه ظاهر این و اون و حرفهای دیگران.
مادر مهربانم اگر من را هفتاد بار بکشند و یا زنده به گور بکنند دست از امام امت بر نخواهم داشت.
ای مادرم هرگز روی قبرم ننویسید جوان ناکام چون که من به کام خود رسیده ام خدایا کشته شدن در ره تو آنقدر شیرین است که می خواهم هزار بار زنده شوم و برای تو جهاد کنم تا به شهادت برسم.
من این خانه کوچک (سنگرم ) را با همه جهان عوض نمی کنم دردرون سنگرها و در ورای خاکریزها نام استوار شهیدان خفته است.
اماما، من به فرمانت آنقدر در سنگر می مانم تا بر پیکرم گل مقاومت بروید و این گل را تا آخرین منزل و آخرین قطره خونمان نگهبانم. ای عزیزان قلبهایتان را پاک کنید.
اماما، فرزندانت تو را فراموش نمی کنند و همیشه و در همه حال داخل سنگرهای تاریک و کوچک به یا تو و برای رضای خدا وند دشمن می تازند.
والسلام
منبع معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید گلستان/ پرنده فرهنگی شهدا