دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید علی صادقی

• Admin-fakeh

سلام بی کران به شهدا، این عاشقان پاک باخته و این سوختگان در راه معبود؛ سلام به آنان که مردانه رزمیدند و عاشقانه شهد شیرین شهادت را چشیدند و همچون پروانه گرد شمع گشتند و بالاخره سوختند. خوشا به حال شما که اینگونه جان را نثار جانان نمودید و با بال‌های ایمان به سوی معشوق به پرواز درآمدید. آفرین بر شما که معنای چگونه زیستن را با سرخی خون خود نوشتید. آفرین بر شما که جانانه ندای رهبر را لبیک گفتید و آفرین بر شما که به عشق حسین شهید (ع) پَر کشیدید و رفتید و وا حسرتا بر حال ما که مانده‌ایم و معصیت خدا می‌کنیم.
وای بر ما، چگونه می‌توانیم در روز محشر آنگاه که حسین (ع) و یارانش در جلوی صف و شهدای گرانقدرمان در پس آن‌ها حرکت می‌کنند، سربلند نماییم. آری؛ ای جوانان عزیز! بیاییم قدر این لحظات را بفهمیم و از آن استفاده نماییم؛ زیرا هنوز دیر نیست و می‌توان به این کاروان ملحق شد.
آری! برای انسان شدن وقت کافی است؛ چرا از انصار حسین (ع) نباشیم، تا در صف محشر او را ملاقات نماییم؟ آری؛ ای بندگان خدا! بیایید آرزویمان جز شهادت در راه حق نباشد؛ من رو سیاهِ درگاه حق نیز آرزویم همین است و بس و از خدا می‌خواهم شهادت را نصیب این عبد گناهکار نماید، تا کوله‌بارم سبکتر گردد.
حال که این وصیتنامه را می‌نویسم جز شهادت، آرزویی ندارم و اگر شهادت نصیبم شد، بدانید که کامیاب گردیده‌ام و این راه را خود برگزیده‌ام و اجباری در انتخاب این راه نبوده است.
ای امت امام و ای امت شهیدپرور روستای رزجرد! وصیت من و وصیت تمامی عاشقان حق به شما این است که امام را تنها نگذارید؛ به جبهه‌ها بیایید و آن را خالی نگذارید؛ اسلام را یاری کنید؛ دشمنان اسلام را شاد نکنید؛ دست از نفاق بردارید؛ یکدل و یکرنگ شوید؛ مساجد را خالی نگذارید؛ دعای کمیل و دعای توسل بخوانید؛ وحدت کلمه داشته باشید؛ اسلحه به زمین افتاده ما را به دوش گیرید و لباس رزم بپوشید و روانه میدان شوید.‌ای امت قهرمان و حقجو! یتیمان را نوازش کنید و به خانواده‌های بی‌سرپرست، سر بزنید و آن‌ها را دلداری دهید.

وصیت‌نامه شهید علی صادقی

• Admin-fakeh

اخبار فرهنگی
سخنم با بعضی مسئولین است که به فکر فرهنگ مردم باشید و احساس مسئولیت کنید. شهر را پر از معنویت کنید، سنگر خالی شهدا را پر کنید و نگذارید بیگانه در کشور ما جای بگیرد.
به گزارش نوید شاهد از کرمان، شهید علی صادقی سال 1344 در روستای«جزفطن» از توابع جیرفت به دنیا آمد. علی همان جا ادامه تحصیل داد تا اینکه به دورة راهنمایی رسید. شهید صادقی بعد از دو سال برای تحصیل علوم دینی وارد حوزه علمیه امام صادق «ع» در جیرفت شد.
وی سپس به صورت داوطلبانه عازم جبهه شد و در عملیات کربلای 5 در تاریخ 4 بهمن ماه 1365 به آرزوی دیرینه اش یعنی «لقای پروردگار و شهادت» رسید .
بخشی از وصیّت نامه شهید علی صادقی :
روی سخنم با آن دسته از کسانی است که هنوز احساس در برابر جنگ مسئولیت نمی کنند . روزی که شهید می آورند ، لباس سیاه به تن می کنند و شعار «برادر شهیدم راهت ادامه دارد » را سر می دهند ، ولی بعد از چند روزی همان می و همان ساقی .
سخن دیگرم با بعضی مسئولین است که گوشه شهر مثل خفاش دزد جمع شده اند و برای پست و مقام سرو صدا راه می اندازند . به فکر فرهنگ مردم باشید و احساس مسئولیت کنید . شهر را پر از معنویت کنید . سنگر خالی شهدا را پر کنید و نگذارید بیگانه در کشور ما جای بگیرد و زن و کودک ما را به اسارت ببرد.
ما مسافریم و باید برویم . برای شب اول قبر خود چه چیزی مهیّا کرده ایم ؟ پس برادر و خواهر، پدر و مادر باید مجهز شویم چون روزی باید رفت . وصیت دیگر من به شما جوانان عزیز این است که نگذارید سنگر شهدا خالی بماند و سلاحشان روی زمین زنگ بزند . سنگر آنها را پر کنید و نگذارید قلب امام از دست ما ناراحت شود .
خواهران گرامی ، چادر شما حجاب شماست . نگذارید و نپسندید فردای قیامت پیش حضرت زهرا«س» سر بزیر باشید . خواهرم سیاهی چادر تو ، مانند تیری بلکه برنده تر از تیر بر قلب دشمن و ضد انقلاب است.
شما باید با رعایت حجاب خود مشت محکمی را بر دهان آنها بزنید و فرزندان نیکو تحویل جامعه دهید . مادران ، از رفتن جوانان به جبهه جلوگیری نکنید و اگر نگذارید جوانان به جبهه بروند ، فردای قیامت پیش حضرت زهرا«س» سر بزیر هستید . مگر خون جوانان شما از خون علی اکبر و عباس و حضرت علی «ع» رنگین تر است؟
مسجد را ترک نکنید، زیرا خانه خداست. دعای کمیل و توسل را تعطیل نکنید، زیرا سلاح ماست . مصیبت و روضه خوانی را ترک نکنید و دست از دامان اهلبیت برندارید، زیرا رمز پیروزی ماست.
پدرم، شما که پیش خدا بیشتر آبرو داریی، از خدا بخواه که اسلام پیروز شود و راه کربلا را بر روی زائران حسین بگشاید و اما مادرم، بر سر مزارم برای من گریه نکن، بلکه برای علی اکبر حسین «ع» گریه کن . برای آزادی اسرا دعا کنید.
برادرانم ، شما باید سلاح خونین مرا به دست بگیرید و سنگرم را پر کنید که دشمن با خوشحالی در سنگرم نیاید، مسئولیت شما چند برابر است و باید جوانان از شما درس بگیرند باید راه مرا ادامه دهید. والسلام