دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید علی ‌رضی‌آبادی

• Admin-fakeh

بسم الله الرحمن الرحیم
ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه یقاتلون فی سبیل اله فیقتلون و یقتلون و عدا علیه حقا فی التوری و الانجیل و القرآن و من اوفی بعهده من الله فاستبشرو بیعکم الذین بایعتم به ذلک هو الفوز العظیم
[1]
خدا جان و مال اهل ایمان را به بهای بهشت خریداری کرده آنها در راه خدا جهاد می کنند که دشمنان دین را به قتل رسانند و یا خود کشته شوند این وعده قطعی است بر خداو عهدیست که در (سه دفتر آسمانی) تورات و انجیل و قرآن یاد فرموده و از خدا با وفاتر به عهد کیست ؟ ای اهل ایمان شما به خود در این معامله بشارت دهید که این معاهده با خدا به حقیقت سعادت و فیروزی بزرگی است
و مالکم لا تقاتلون فی سبیلالله و المستضعفین من الرجال
[2]
چرا با مال و جانتان در راه خدا دفاع نمی کنید. در حالی که خود قرآن می فرماید باید برای نجات محرومین و آن کسانیکه زیر ظلم و ستم جباران تاریخ می باشد دفاع کنید پس مسئولیت ما سنگین است
با سلام و درود فراوان به امام زمان که نجات دهنده محرومان و مستضعفان جهان هست و با درود فراوان به نایب بر حقش که باعث افتخار مسلمین است و با سلام و درود به یاران با وفای او و رزمندگان جان بر کف که در هر صحنه ایثار و گذشت همه آنها آماده پیکارند و با سلام به شهدا و خانواده های آنها که خداوند به ایشان صبر و اجر عظیم عنایت فرماید و با درود به مجروحین و معلولین که از خداوند خواهانم که به آنها شفای عاجل عنایت فرماید و با سلام به اسرا که خداوند را به زندانی بغداد ( امام موسی بن جعفر) قسم می دهیم که آنها را آزاد گرداند از چنگال ستمکاران تجاوز گر و با سلام به ملت زجر دیده و شهیدپرور که همیشه در هر صحنه که اسلام احتیاج داشته است جان و مال خود را فدای اسلام کردند و می کنند که خداوند آنها را یاری فرماید.
بیشتر بخوانید:
علی پس از شهادت به آرزویش رسید
این حقیر علی رضی آبادی فرزند محمدقلی رضی آبادی و از خانواده ای مستضعف که پدرم کارگر شهرسازی ذوب آهن است و این حقیر پسر بزرگ این خانواده هستم. ای مردم من از روی آگاهی کامل عازم به جبهه شدم چونکه این راه را شناختم که این راه همین راهی است که هابیل در اول زیست انسان در زمین دنبال این راه رفت و بعد پیامبران و ائمه اطهار و مجتهدین و خلاصه رسید به ما و ما این راه را ادامه می دهیم و از خداوند متعال بهشت نمی خواهم که جانم را به او هدیه می کنم و فقط از او پیروزی اسلام در کل جهان را می خواهم و جانم را می دهم به امید پیروزی ایران و فتح کربلا و نجف.
از نظر پیام که برای شما ملت عزیز بدهم این حقیر خیلی کوچکتر از آن است که خواسته باشم برای شما پیام دهم و چند تذکر است آنکه امام و مرجع تقلید را تنها نگذارید و گوش بفرمان او باشید تلاشتان در جهت بازسازی کشور که قبلا ادامه می دادید حال هم ادامه دهید و مواظب این منافقین باشید که البته هستید هر چند حالا چیزی از آنها باقی نمانده است که آن هم کارشان شده شایع پراکنی درباره مسائل شما که موقعیت آنها را افشا می کنید .
و این حقیر دانش آموز کلاس سوم راهنمایی شهید هاشمی نژاد بودم و برای دانش آموزان عزیز هم چند سخن می گویم برادران دانش آموز عزیز و حزب اللهی که در هر صحنه حاضر بوید بکوشید و درستان را خوب بخوانید و فرصت را غنیمت بشمارید.
انشاء الله که این جنگ خاتمه آن، پیروزی اسلام باشد البته بعد از آن هم جهاد وجود دارد چونکه اسلام دشمن فراوانی دارد برای اینکه می خواهد حقانیت را به اثبات برساند.
ای د
انش آموزان عزیز به خاطر بسپارید که نه درس خواندن موجب این است که مزاحم رفتن به جبهه باشد و نه جبهه رفتن مزاحم درس خواند ما می شود و باید در هر دو سنگر تلاش کنید و هیچ واهمه ای نداشته باشید که خداوند متعال پشتیبان تمام یارانش و مخلصین درگاهش است و درکارهایتان صبور و مقاوم باشید همچون مولایتان حضرت علی دیگر عرضی ندارم ای آینده سازان انقلاب.
برای خانواده ام بخصوص مادرم :
تو ای مادر عزیزم هر زمانی که شهید می آوردن چه در شهر و چه برای روستا شما در آن مراسم شرکت می کردید و گریه زیاد برای آنها می کردید اما مادرم مبادا برای من گریه کنید یا قطره ای اشک بریزید چونکه من نمرده ام بلکه زنده ام و کسی که زنده است برایش گریستن وجود ندارد و دلیل دیگر اینکه منافقین که دشمنان اسلام هستند اگر تو را در این حال ببینند خوشحال می شوند و بدان ای مادر و ای پدر عزیز من و ای (خانواده من ) این یک امتحان است و انشاء الله که از این امتحان خوب در آیید .
و اما
برای برادرانم که نمازشان را اول وقت بخوانند و در گروه های مقاومت محل ها شرکت کنند و از نظر معنوی آموزش ببینند و مانند علی اصغر ها و علی اکبرها وارد میدان شوید و راه من را ادامه دهید و اسلحه ام را که از دست من افتاده بردارید.
ای خواهرانم از شما می خواهم که مانند حضرت زینب صبور باشید درباره مسائل و از خط ولایت خارج نشوید و در تمام مجالس جمعی که باعث خشنوی خداوند می شود شرکت کنید و از مطالب آنها درس بگیرید وآنها را به کار گیرید.
و در آخر پدرعزیزم همچونکه یک کارگر ساده و با ایمانی بوده اید باشید و به مسائل دنیایی فکر نکنید و اگر خطایی و نافرمانی از من دیده اید مرا حلال کنید و از کلیه کسانیکه مرا می شناسند اگر خطایی دیده اید حلالم کنید خداحافظ.
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار
به امید پیروزی اسلام
علی رضی‌آبادی
*******************
[1] آیه 111 سوره توبه
[2] آیه 75 سوره نساء
منبع:کتاب وصیت نامه کامل شهدای استان سمنان / نشر شاهد / بنیاد شهید و امور ایثارگران استان سمنان