وصیتنامه شهید عیسی مهاجر میقانی
بسم الله الرحمن الرحیم الذین آمنوا و هاجروا و جاهدوا و فی سبیلبا موالهم و انفسهم اعظم و درجه عندالله اولئک هم الفائزون
با درود وسلا م به امام امت و نائب برحقش امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی که ما را به اسلام و قرآن و راه مبارزه با ظلم و ستم یزیدیان مان آشنا کرد.
و درود وسلام به تمامی رزمندگان جان بر کف درجبهه های حق علیه باطل که انشاالله می روند هر چه زودتر پیکارشان و با توکل بر خدای متعال راه کربلا امام حسین را باز نمایند.
و درود به ارواح پاک شهیدان اسلام خصوصا شهدای جنگ تحمیلی
اینجانب «عیسی مهاجر مقیانی»، بنا به وظیفه ای که برهمه ما واجب شده است وصیت نامه خود را جهت اطلاع برادران و خواهران مسلمانم می نویسم تا انشاالله در عمل اجرا شود.
عزیزان من با میل و اشتیاق خود به جبهه رفتم تا ندای حسین زمانمان یعنی خمینی بت شکن راکه ما را به سوی جهاد و مبارزه با دشمنان اسلام می خواند لبیک گویم و امروز وظیفه همه ماست که به سوی جبهه ها بشتابیم و جبهه ها راگرم نگهداریم تا هرچه زودتر ضربه نهایی را بر پیکر پوسیده صدام وارد آوریم.
امروز جبهههای، همانندکربلای امام حسین است اگر آن روز در کربلا نبودیم تا امام حسین را یاری کنیم و دررکابش بجنگیم امروز زمان آن رسیده است.
اگر می خواهیم آقا ابا عبدالله از ما راضی و خشنود باشد باید سلاح را برداریم و خانه و کاشانه و زن و فرزندرا رها کنیم و به جنگ با صدامیان کافر که به میهن ما تجاوزکرده اند برویم و به یزیدیان بگوئیم که ما پیرو آقا عبدالله هستیم ما درس شهادت و ایثار و فداکاری وشهادت را از او آموختیم و نیزیاد گرفتیم که با آنان سازش نکنیم و سر تسلیم فرو نیاوریم وهمیشه در گلوی مان فریاد هیهات من الذله باشد.
عزیزانم همانطور که می دانید تا به حال چندین بار به جبهه رفته ام و ازاین به بعد هم خواهم رفت وآنقدرمی روم تا انتقام خون شهیدان مظلوم و گلگون کفنمان را ازدشمنان بگیرم و در این راه هم اگر به فیض شهادت نائل آمدم افتخار همه ماست همانند حبیب مظاهر که با خونش امام حسین را یاری کرده شهادت را در آغوش خواهم کشید تا به دشمنان و ضد انقلاب بفهمانم که الگوی ما اصحاب و یاران حسین هستند و در هر سن وسالی هستیم و اگر چه سن زیاد دارم امابا سلاح ایمان و قرآن به جنگ مزدوران صدامی خواهیم رفت و ترس ازکشته شدن نداریم که شهادت برای ما مرگ نیست پیروزی حیات و جاودانی است.
اما شمابرادران و خواهران مسلمان امروز وظیفه ای سنگین بر دوش دارید هر روز که ما شهید می دهیم مسئولیت شما سنگین تر میشود باید با تمام قوا با جان و مال و همه چیزتان در راه اسلام و این انقلاب گام بردارید.
امام خمینی را که در قلب همه ما جای دارد تنها نگذارید ماهر چه داریم اول از خداست بعد از این امام سازش ناپذیر و دلسوز اگر غیر ازاین عمل کنید به آتش عذاب الهی دچار خواهید شد من همه شما را به تقوی الهی و ترس از خدا سفارش می کنم.
به جوانان توصیه می کنم از نماز و روزه غافل نباشند به مسجد ها بروند و در مراسم هاشرکت کنند و به راههای فساد و منحرف و راههای ضد انقلاب و منافقین نروند و همیشه بیدار و هوشیار باشند
خلاصه همه باید با هم متحد باشیم و در راه حفظ این انقلاب خدایی گام برداریم. اختلاف و تفرقه را کنار بگذاریم که دشمنان از این اختلاف ما استفاده خواهندکرد.
اما سفارشی به خانواده ام این است که شما می دانید من در این راه برای رضای خدا و حکم دین خدارفته ام مبادا شما بعد از شهادت من گریه کنید که باید برای حسین که مظلوم وتنهاو بی کس و یاوربود گریه کنید.
از این که نتوانستم برای شما پدری دلسوز باشم و نتوانستم بیشتراین به شماخدمت کنم معذرت می خواهم امیدوارم مرابه بزرگی خودتان ببخشید ازهمگی شما فرزندانم حلایت می طلبم.
به پسرانم سفارش می کنم که راه مرا ادامه دهند وتاآنجائیکه می توانند درجهت حفظ این انقلاب تلاش کنند و هیچ گاه خدا ودستورات اورا که در قرآن آمده است فراموش نکنند.
سفارشم به دخترانم که نور چشمان من هستند این است که شماباید زینب گونه درجهت رساندن پیام خون من بکوشید.
حجابتان راکه مشت محکمی بر دهان ضد انقلاب است ترک نکنید ودر اجتماع پاکدامن و باعفت واخلاق اسلامی که باید یک زن مسلمان داشته باشد را رعایت کنید.
ضمنا مقداری بدهکاری و نذر دارم که از همسرم می خواهم ادا کند و نیز اگر توانستید غدای نمازو روزه برایم بخوانند وبگیرند.
بیتشرین سفارشم به دختر بزرگم که نام مادرم رادارد این است که علاوه بر راهنمائی و هدایت وتربیت فرزندان خودش را به خواهران و برادران کوچکتر خودش هم توجه بیشتری کند ونیز به فرزندان دیگری از مردم که احتیاج به کمک و محبت دارند نیز توجه کندو از آنها غافل نباشد.
واز همسرم که جز خوبی از او چیز دیگری ندیدم و از اینکه زحمت های زیادی کشید تا فرزندانم را تربیت کند وشبها و روزها نخوابید و در زندگی بسیار زجر کشیده حلایت می طلبم و از اوانتظاردارم که فاطمه گونه راه مرا ادامه دهد و بعداز این هم مسئولیتی در سرپرستی فرزند انم بیشتر خواهد شد ومن از فاطمه زهرا سلام الله علیها می خواهم که او راشفاعت کندو در بهشت درکنار خودش او رامحشور گرداند ضمنا ازخانواده ام می خواهم که مجالسی که برای من می گیرند زیاد پرخرج و سنگین نباشد وبه جای آن به مستمندان و فقرا و یتیمان بیشتر کمک کنند.
در پایان صحبتهایم از هم دوستان و آشنایان وفامیلها و مردم روستای سرخنکلاته حلایت می طلبم و اگرا زمن حقیر بدی و خطایی دیدید به بزرگی خودتان ببخشند.
و مرا درروستایم دربهشت رضادفن کنید و درکنار شهدای دیگر وامیدورام خداوند همه شمارا موفق و پیروز کندونیز ازخداوند می خواهم که به خانواده شهدا صبرو اجر دهدو ازمردم می خواهم که به خانواده های شهدا احترام بگذارند و با آنان بسیار خوب وشایسته برخورد کنند و با آرزوی موفقیت وپیروزی رزمندگان اسلام وزیارت کربلای امام حسین وسلامتی وطول عمر امام عزیزمان همگی شماعزیزان را به خدای بزرگ می سپارم.
والسلام
منبع: معاونت فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید گلستان/ پرونده فرهنگی شهدا