وصیتنامه شهید غلامحسن اربابی رشید
شهید غلامحسن اربابی رشید در سال 1341 در شهرستان زابل دیده به جهان گشود. پدرش عیسی نام داشت و نام مادرش کبری بود. وی تحصیلاتش را تا مقطع دیپلم ادامه داد و سپس به عضویت سپاه در آمد. شهید غلامحسن اربابی رشید در چهارم فروردین ماه 1341 در دشت عباس و بر اثر اصابت ترکش به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
به گزارش نوید شاهد سیستان و بلوچستان، شهید غلامحسن اربابی رشید در سال 1341 در شهرستان زابل دیده به جهان گشود.
پدرش عیسی نام داشت و نام مادرش کبری بود. وی تحصیلاتش را تا مقطع دیپلم ادامه داد و سپس به عضویت سپاه در آمد.
شهید غلامحسن اربابی رشید در چهارم فروردین ماه 1341 در دشت عباس و بر اثر اصابت ترکش به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
در وصیت نامه این شهید والامقام آمده است:
بسم االله الرحمن الرحیم «إِنَّا للَّه وإِنَّا إِلَیه راجِعونَ
«ما از خداییم و بازگشت ما به سوی اوست».
پدر مهربانم و مادر عزیزم،
پس
خدا که می گوید بازگشت شما همه پس از این چند روز آزمایش به سوی من هست،
پس چرا از مرگ بترسیم. پس زمانی که بنا شد از مرگ نترسیم پس چرا مرگی
را انتخاب نکنیم که با افتخار باشد. پس مرگ با عزت بهتر است زندگی با
خفت .
آیا در دنیا بهتر از اسلام عزیز مکتبی وجود دارد. خیر، خیر از اسلام
که یاور مستضعفین هست و دشمن مستکبرین بهتر مکتبی نیست.
پس ما باید
همه، ما همه مستضعفین باید بر ضد مستکبرین و بر ضد جهانخواران و
بشوریم و قیام کنیم.
اسلام عزیز را که عوضی به مردم دنیا معرفی شده،
باید معرفی کنیم و زمانی که مردم این چنین خدایی و اسلامی (اسلام حقیقی)
را شناختند و ما خودمان را از وابستگی شرق و غرب رها کردیم.
همۀ مردم
مستضعف بر ضد [ستم]گران قیام خواهند کرد و من هدفم پیشرفت اسلام و شکست
صدام [است] آن که با نابودی آن، اسلام در عراق و تمام دنیا ترقی خواهد کرد و
آمریکا شکست خورده می باشد.
پدر مهربانم و مادر گرامی ام؛
اگر شهید شدم
ناراحت نباشید. برایم [گریه نکنید] زیرا اگر گریه کنید دشمن شاد می شود.
زمانی که در راه خدا شهید شدم، شما هم اجر [دارید] زیرا شما سال برایم
زحمت کشیده بودید و شما این چنین من را تربیت [کردید].
پدرم و مادر
مهربانم؛ در زندگی خونسردی خودتان را حفظ کنید. در زندگی با خودتان برخورد
اسلامی داشته باشید. به برادران و [به] خواهرم بگویید [به خاطر] خدا در
راه قرآن قدم بردارند. و به آنها نصیحت کنید که فریب دنیا را نخورند و فقط
در راه دنیا قدم برندارند.
مواظب باشید که شیطان باعث دوری شما از خدا
نشود. پدر عزیزم، خواهش می کنم که من را ببخشید، زیرا اگر
شما ببخشید خدا هم توبه هایی که بکنم شاید ببخشد.
پدر مهربانم و
مادر گرامی ام کسی که در راه خدا کشته شود نباید برایش گریه کرد و گریه
کردن برای کسی که خودش دنبال مرگ رود مفهومی ندارد.
پس پدر جان و مادر
جان اگر کشته شدم به جای گریه به مردم شیرینی بدهید و شادی کنید و خیلی
خوشحال باشید.
چند روزی [را] که خدا برای آزمایش آفریده است از روی شما
هم می گذرد. خدا گناهان همۀ مسلمین را بیامرزد و به همه آگاهی دهد که
اسلام واقعی را درک کنند.
و خدا هر چه زودتر فرج حضرت مهدی(عج) را برساند.
خواهش می کنم پدر جان، مادر جان برادران و خواهرم اگر کشته شدم برایم
گریه نکنید. دیگر عرضی نیست جز سلامتی و آگاهی بیشتر شما به اسلام
عزیز.
ارادتمند شما فرزندتان غلامحسن اربابی رشید ده ارباب