وصیتنامه شهید غلامرضا رضاپور
بسم الله الرحمن الرحیم »_x001D__x0003_« این وصیتنامهها انسان را میلرزاند .» ( امام خمینی )_x001D__x0003_، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، _x001D__x0003_وصیتنامه شهید غلامرضا رضاپور_x001D__x0002_———————-
« اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله و اشهد ان علی ولی الله . »_x001D__x0003_وصیت من غلامرضا رضاپور به تمام دوستان و آشنایان و پدر و مادر و همسر و فرزندانم :
گواهی میدهم که برای خدا شریکی نیست و شهادت میدهم که محمد بنده و فرستاده او است و آئین حق اسلام را از سوی خدا برای جهانیان آورده است . و شهادت میدهم که بهشت و دوزخ حق است و روز جزا بدون شک بوقوع خواهد پیوست . خداوند در چنین روزی همه را زنده خواهد کرد .
من نه از روی هوا و هوس بلکه برای مبارزه با ستمگری چون صدام خارج شدم و برای زنده نگاه داشتن دین محمد (ص) آنچه توان دارم خواهم گذاشت و مهمترین جهاد را جهاد در راه خدا و جهاد با نفس میدانم . مسئولیت ما بسیار سنگین است و با دادن هر شهیدی بر مسئولیت ما افزوده میگردد و ما باید از عهدهاش برآئیم اگر میخواهیم رستگار باشیم ، مبادا درباره دین خدا برای خود بهانهای بیاوریم و مسئله را بر عکس واقعیت برای خودمان توجیه کنیم چون زمان ما زمانی است که اگر لحظهای توقف و یا سستی داشته باشیم ، اگر لحظهای غافل باشیم و خواب ما را در خود بگیرد ، اسلام به خطر میافتد ، باید جوابی برای خود آماده کنیم که فردا که میمیریم ، در نزد شهداء شرمسار نباشیم
به دوستان و آشنایان بگوئید که اگر فردا شهداء جلویتان را بگیرند چه دلیل قانع کنندهای داری که اسلحه خونین مرا در بغل نگرفتی و نشستی تا خون من بر زمین خشک شد ، و اگر سوال کنند تو در دنیا برای اسلام چه کردهای چه جوابی خواهیم داشت ؟ نمیدانم چه بگویم و از کی بگویم فقط همیشه میگویم که از گناهانم به خدا پناه میبرم و فقط به فضل خدا امیدوارم و این را بحق میدانم که اگر خدای نامرده خداوند گناهانم را نیامرزد چه کنم ، الهی عاملنا به فضلک و لا تعاملنا بعدلک .
گول این دو روزه دنیا و وعدههای دروغ شیطان را نخورید و زندگی را به بطالت نگذرانید و این وقتهای عزیز و طلایی را که با خون شهیدانمان بدست شما رسیده از دست مدهید که فردا از همگی ما در مورد نعمتها خواهند پرسید از نعمت ولایت علی (ع) و خاندانش و از نعمت وجود ولایت فقیه و امام بزرگوار و علمای ربانی و از نعمت بزرگ آزادی در مورد مشروعش و از هزاران چیز دیگر خواهندپرسید.
ای زمان تو شاهد باش و تو ای تاریخ ثبت نما که فقط برای اسلام میجنگیم و همه میدانیم که « انا لله و انا الیه راجعون » پس باید بیاندیشیم که برای چه آمدهایم و برای چه بر میگردیم و با چه عملی باید بر گردیم که عاقبت خویش را تضمین کرده و سعادت زندگی را برای خود بخریم .
پیام من همانا پیام تمامی شهدای تاریخ سنت رسول اکرم و ائمه معصومین و کلام الله و در این عصر فریادهای ابراهیم گونه امام امت است .
خدایا تو شاهدی که در طول تاریخ به بردگی کشانیدندمان ، مسیر فطرت را بر رویمان بستند ، انبیاء و اولیاء تو را تکه تکه کردند و سر بریدند و چه خونهای پاکی در این مسیر از طرف عشاق و محبان تو ایثار نشد اما اگر چه در این کربلاها فریادهای الله اکبر حسینیان زمان در گلولههای به خون نشستهشان خفه گردید لیکن آرمان پیروزی حق بر باطل و جندالله بر جنود شیطان در قلوب مشتاق و پرکینه تداوم گران خط سرخ الله به رهبری روحالله و به قصد الله بر علیه عدوالله میجنگیدند شعله میکشید ، امروز روزی است که باید یا در جبهه یزید قرار گرفت و با در جبهه حسین علیه السلام ، لذا جبهههای اسلام بر علیه تمامی کفر جهانی بهترین اعلام مواضع و سنجش ایمانها و موثرترین وسیله کسب رضای الهی و سازندگی است رزمندگانی با قامتهای استوار و با قلوب مشتاق که ذکر الله را بر لب و جامه خونین خمینی را بر تن کردند .
و من هم به عنوان خاری در این میقات بزرگ که الحمدالله به آرزویم که سعی حضور در جبهه بوده رسیدهام و امید آن دارم که کولهبار گناهان گذشته را در بیابانهای غرب و جنوب به جای گذارم و فقط رضای الهی را کسی نمایم و تا این حد حاضرم که « ان کان دین محمد لم یستقم الا بقتلی فیاسیوف خذینی » .
من آرزو دارم که در بستر بیماری نمیرم ، اگر چه بارها در جبهه به وسیله خمپاره و توپ تکه تکه شوم تا به کربلای حسین برسم و از خداوند تبارک و تعالی میخواهم کنج بهشت نباشم بلکه مانند جعفر طیار در سراسر بهشت پرواز کنم و در کنار رسول خدا و ائمه دین مهمان خداوند تبارک و تعالی باشم . جز شهادت کدامین عامل موثر و قوی است که آدمی را از این خاکدان به اوج ملکوت و به اوج آسمانها و بسیار برتر از آن به لقاء خدا برساند ما آنچه داریم از اسلام داریم و این آغاز از زمانی شروع به جوشیدن گرفت که روح خدا وارد ایران شد و اسلام در عمق من ریشهاش قویتر شد . ما از او آموختیم که بهرجا که دشمن لباس فریب بر تن کرده و جامه خدعه پوشید ، نقاب نیرنگ بر چهره آویخت بر پشتی مکر تکیه زد و بر تخت حیله نشست با نوای اعجار آفرین « الله اکبر » لباس فریب را بر تنش بدریم جامه خدعه را بر اندامش پاره کنیم از تخت حیلهاش به زیر افکنیم به رسوائیش بکشانیم و به عزایش بنشانیم .
* والسلام * _x001D__x0003_غلامرضا رضاپور _x001D__x0004_
منبع: مرکزاسنادبنیادشهیدوامورایثارگران تهران بزرگ