وصیتنامه شهید غلامعلی گنابادی
بسم الله الرحمن الرحیم
(قل ان کان آباؤکم و ابناؤکم و اخوانکم و ازواجکم و عشیرتکم و اموال اقترفتموها و تجارة تخشون کسادها و مساکن ترضونها احب الیکم من الله و رسوله و جهاد فی سبیله فتربصوا حتی یأتی الله بامره و الله لایهدی القوم الفاسقین
(
ای رسول بگو امت را که ای مردم اگر شما پدران و پسران و برادران و زنان و خویشاوندان خود و اموالی را که جمع آوردهاید و مال التجاره که از کسادی آن بیمناکید و منازل که به آن دل خوش داشتهاید بیش از خدا و رسول و جهاد در راه او دوست میدارید پس منتظر باشید تا امر نافذ ( و قضای حتمی ) خدا جاری گردد و اسلام را بر کفر غالب و فاتح گرداند. شما دنیا طلبان بدکار از فعل خود پشیمان و زیانکار شوید و خدا فساق و بدکاران را به راه بهشت و سعادت هدایت نخواهد کرد. قرآن کریم
–
سوره توبه
–
آیه
24
با سلام بر امام زمان و نائب بر حقش امام امت و با سلام بر شهیدان و خانوادههای معظم و محترمشان وصیت نامه شرعی خود را در حالی شروع میکنم که عازم سفری به سوی دیار عاشقان میباشم. ابتدا چند کلمهای با دوستان و جوانان عزیز
:
ای دوستان و جوانان غیور و ای اقوام و خویشاوندان من، اگر مرا دوست دارید بایستی در امام خوب دقیق شوید و گوش به فرمان امام باشید و به جای اشک ریختن برای من بهتر است راهم را که همان راه حسین علیه السلام است ادامه دهید و هر کس مرا دوست دارد بایستی در سنگرهای گرم خوزستان و سرد غرب و کردستان باشد نه اینکه در پشت جبهه بماند و دم از مسلمانی بزند و جبهه را فراموش کند و دیگر ای جوانان غیور چون چشم امید امام امت به شماست خیلی تأکید میکنم مبادا در رختخواب ذلت بمیرید که حسین علیه السلام در میدان نبرد شهید شد و مبادا در حال بیتفاوتی بمیرید که علی اکبر حسین در میدان جنگ و آگاهانه به شهادت رسید اینچنین باشید که راه حسین (ع) است
.
هدف از آمدن من به جبهه فقط حفظ اسلام و دفاع مقدس و ادای تکلیف الهی است و جلب رضایت پروردگار است
.
سخنی هم با مادران
:
ای مادران
درود بر شما که اینچنین فرزندانی را برای اسلام تربیت کردید حال که اینچنین است مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیری کنید که روز قیامت در محضر خدا نمی توانید جواب زینب (س) را بدهید که تحمل 72 شهید را کرد
.
مادر عزیزم، میدانم که زینب نیستی اما راهرو راه او باش و صبر و شکیبایی پیشه کن و هر وقت که زیاد ناراحت شدید به یاد زینب و فاطمه زهرا (س) باش تا قلبتان تسکین یابد
.
پدر بزرگوارم،
اگر فرزند خوبی برایتان نبودم و نتوانستم خدمت به شما بنمایم از شما امیدوارم که من را عفو نمائید
.
و اما شما ای همسر مهربانم،
از شما دیگر خجالت میکشم چون همسری بیوفا بودم و نتوانستم آنچنان که رسم و شیوه زندگی بود با شما رفتار کنم. از شما تقاضای عفو و گذشت دارم.
در ضمن شما همسر عزیزم وصی من هستید و تمام اختیارات به دست شماست. تربیت و تعلیم فرزندانم به عهده شماست، آنها را با معارف اسلامی آشنا سازید. همسرم، بایستی خود را آماده کنید برای رنج و زحمت که از این پس متوجه شما میشود. امیدوارم که فاتح بر همه این مشکلات باشید
.
….اگر کسی گفت پول طلب دارم من یادم نیست او را راضی کنید. تمام اختیارات خانه، ماشین و همه به عهده همسرم میباشد و محل دفن من هم روستای قره خان بندی در جوار شهدای روستایمان باشد
.
چند کلمهای با برادرانم
:
ای برادران خودم از شما هم تقاضا میکنم سلاحی که از دست برادرتان به زمین افتاده است بردارید و سنگرش را پر کنید، نگذارید اسلام ضربه بخورد و گوش به حرف امام باشید، صبر را پیشه خود کنید و از فراق من بیقراری نکنید
.
و شما ای خواهرانم، مثل حضرت زینب باشید و با مشکلات دست و پنجه نرم کنید و خدای ناکرده در تشییع جنازهام مویه کنان نباشید و شکر خدا را به جا آورید، در سر کوچه و بازار صحبت از من نکنید و نگوئید فلانی چطور بود و چه شد، هر چه بودیم یک موی سر علی اکبر حسین نبودیم و نیستیم و از من تعریف نکنید
.
مادرم، از شما هم تقاضا میکنم از من تعریف نکنید و نگوئید چطور بود قدرتش، ایمانش، بازویش و غیره، بگوئید مظلوم شهید شد
.
و در پایان سخنی با روستائیان قره خان بندی
:
ای مردم مسلمان روستایمان و ملت قهرمان ایران، گوش به فرمان امام باشید، بیتفاوت نباشید که بیتفاوتی خواست آمریکاست.هر کس بیتفاوت باشد ناخودآگاه طرفدار
آمریکاست، در صحنههای نظامی – سیاسی – اجتماعی حضور فعال داشته باشید و شایعات را پخش نکنید بلکه آنها را خنثی کنید
.
در پایان هر کس از من ناراحتی دارد امیدوارم من را عفو کند و تقاضای بخشش میکنم
.
والسلام
غلامعلی گنابادی
–
امضا
7/4/65