وصیتنامه شهید فتح الله ذاکری
اخبار
عزیزان من که این وصیت نامه را می خوانید شما را دعوت می کنم و شما را قسم میدهم به خدا که قدری در زندگی خودتان تفکر و تعقل کنید
تولدش در سال 1341 در روستای ورد آباد در شهرستان خمین بود. در خانواده ای به دنیا آمد و بزرگ شد که درد کشیده و تلاش گر بودند. شش سالگی اش را به دبستان پیوند زد و دوران ابتدایی را در همان روستا سپری نمود. نبود مدرسه راهنمایی در روستای ورد آباد موجب نشد تا او دست از تحصیل بردارد. برای گذراندن دوره راهنمایی به روستاهای مجاور می رفت .با تلاش شبانه روزی اش روز به روز، آگاهی بیشتری می یافت. برای آموزش دردوره دبیرستان به خمین رفت و دیپلمش را دراین شهر گرفت .
زندگی نامه شهید
تولدش در بیست و ششم شهریور سال 1341 در روستای ورد آباد در شهرستان خمین بود. در خانواده ای به دنیا آمد و بزرگ شد که درد کشیده و تلاش گر بودند. شش سالگی اش را به دبستان پیوند زد و دوران ابتدایی را در همان روستا سپری نمود. نبود مدرسه راهنمایی در روستای ورد آباد موجب نشد تا او دست از تحصیل بردارد. برای گذراندن دوره راهنمایی به روستاهای مجاور می رفت .با تلاش شبانه روزی اش روز به روز، آگاهی بیشتری می یافت. برای آموزش دردوره دبیرستان به خمین رفت و دیپلمش را دراین شهر گرفت .
او حالا جوانی دانا شده بود واین دانایی را با تعهّد همراه ساخت ,در سال های انقلاب و مبارزه نیز تا حد توانایی قدم در راه مبارزه نهاد و مشت و حنجره اش همانند دیگران فریاد حق سر می داد. با پیروزی انقلاب اسلامی به جمع سبزپوشان سپاه پیوست.
غیرت دینی و روح حماسی اش، او را در شروع جنگ تحمیلی به جبهه روانه ساخت تا برای حفظ دستاوردهای انقلاب، از جوانی و جان، مایه بگذارد. پس از چند نوبت که صداقت و ایمانش را در جبهه ها آزمود، در عملیات والفجر هشت معاون فرمانده گردان امام رضا (ع) را به عهده گرفت و پیشاپیش بسیجیان عاشق، در این عملیات پیروزمند جنگید؛ تا آن که در شبه جزیره فاو سال
١٣٦٤/١١/٢٦
به خلعت سرخ شهادت آراسته شد و به ملکوت الهی پر کشید.
خاطرات
برادر شهید
روز سیزده فروردین بود بعدازظهر به فتح الله گفتم بیا برویم بیرون و هوایی بخوریم. او گفت چطور شهدا و رزمندگان در صحنه های رزم باشند و من و شما در خوش گذرانی سیزده فروردین باشیم. این تفریح برای روح و جسم من شکنجه است.
همرزمش تعریف می کرد
قبل از عملیات والفجر8, شهید ذاکری نیروها را جمع کرد برای شنیدن سخنرانی سردار محسن رضایی فرمانده کل سپاه در دوران دفاع مقدس. بعد از سخنرانی اوج شور وشوق جنگ و عملیات در وجودش طنین انداز شد. دو روز بعد به منطقه عملیات رفتیم ,کنار اروند در یک روستا ؛نیمه شب دیدم صدای گریه می آید.
داخل یک اطاق کوچک دیدم شهید ذاکری با گریه در مناجات با خویش زمزمه می کند. آن شب گذشت گویا می دانست شهید می شود. در رزم در سه راهی کنار کارخانه نمک مردانه جنگید. بعد از دو روز پیکار به شهادت رسید.
آثارباقی مانده از شهید
آخرین نامه شهید
برادر, من مفتخرم که در لباس پاسداری در این جهاد مقدس و دفاع از اسلام غریب, مشغول هستیم. اما چقدر خوب است که انسان در این مدت عمر کوتاه، و زود گذر فقط بنده خدا باشد و برای خدا نماز را اول وقت با حالت گریه بخواند , عمل خیر انجام دهد و حساب مالش را بکند و همین طور حساب آخرت و تنهایی قبرش را,قبل از آنکه آخرت فرا رسد و به پای حساب رود.
چقدر خوب است انسان مثل امامان زندگی کند . خدای بزرگ را به خون شهدا ی مظلوم کربلا قسم می دهم که قلوب ما را به نور خودش و به قرآنش و اهل بیت معصومش روشن کند تا حقایق را بیشتر درک کنم.
وصیت نامه
بسم اله الرحمن الرحیم
خدایا تو را می ستایم چرا که درخور ستایشی, الهی تو را شکر می کنم چرا که ما را غرق در لطفها و رحمتهای خود کردی و تورا می پرستم چرا که مسجود ساجدانی و رب العالمین و حمد و سپاس ازآن توست ای الله ای مولای ای کریم و رحیم .
تو را شکر می کنم که به حق هدایگتری و نسبت به بندگان خودت رئوف و مهربانی و این بنده گناهکار و ضعیف را هدایت کردی و توفیق آن دادی که درراهت لباس سبز پاسداری بپوشم ودر جبهه جنگ ازاسلام عزیز پاسداری کنم .
الحمد الله رب العالمین . برای چندمین بارقلم در دست گرفته وصیت نامه می نویسم و چند مطلب را متذکر میشوم .
دردرجه اول بگویم که هرکس برای خودش زندگی آرزویی دارد و شما ای دوستداران من بدانید که آرزوی من این است که هر وقت مقدر است از این دنیا رحلت کنم ,خداوند مرگ مرا شهادت در راهش قرار بدهد و شهادت آرزویم و پیروزی اسلام هدفم است .
اینجا روی سخن من به همه آنهائی است که مرا دوست دارند و ازخبر شهادت من متاثر می شوند یعنی تمامی برادران و خواهران .
ای فامیلها دورونزدیک وای دوستان مهربان من بیائید چند جمله از بزرگواران اسلام بشنویم و به آن جامعه عمل بپوشانیم .بیائیم ببینیم ایمان علی (ع) چه می گوید ؛در حدیثی می فرماید که خودتان را ارزان نفروشید, قیمت شما بهشت است. پس ای عزیزان چرا خودتان را گم کرده ایم ؟ ودر حدیث دیگری می فرماید که دنیا مانند ماری دارای ظاهری نرم و پر زرق و برق اما در باطن زهری کشنده دارد.
ای سروران من گول دنیا را نخورید. به خاطر این دو روز زندگی دنیائی آخرت و عاقبت خودتان را تباه نکنید که پیامبر اسلام می فرماید ( الدنیا مزرعه الاخره ) یا به قول حضرت علی ( ع): الدنیا العبره العماره .
شاید دهها حدیث یا بیشتر باشد به این مضمون که دنیا محل زندگی همراه با عیاشی و شهوترانی و …. نیست ,بلکه دنیا محل امتحان و تکامل وعبادت است .
و ما خلقت الجن و النس الا لیعبدون
ما خلق نکردیم انسان و جن را مگر برای عبادت
قرآن کریم
عزیزان من که این وصیت نامه را می خوانید شما را دعوت می کنم و شما را قسم میدهم به خدا که قدری در زندگی خودتان تفکر و تعقل کنید که اولتان چه بودید نطفه و بعد خون و بعد و حالا چه هستید و بعد ؛مرگ ,مردار و اگر کسی در آن زمان دست به شما بزند باید غسل کند.
شما را به خون شهیدان قسم می دهم قدری فکر کنید که این همه پیامبران زجر کشیدند برای چه بود. از صدر اسلام تا به حال و حالا در انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی این قدر شهید داده شد, برای چه بود. این امامان اینقدر مظلومیت کشیدند و شهید شدند برای چه بود. به نظر من این بود که ماانسانها که زنده مانده ایم بنده خدا باشیم نه بنده دنیا وشیطان.
برای این بود که قدری ما ساخته بشویم .برای این بود که ما رابطه مان با قرآن نزدیک شود. برای اینکه جوانانمان با نماز اول وقت و قرآن و احکام و اخلاق اسلامی آشنا و مانوس شوند .
قرآن کریم می فرمایند ( کل علیه فان ) همه چیز نابود می شود . پس بیائید به یاد تاریکی قبر باشیم ,به یاد آنجائی باشیم که همه ی مان روزی به آنجا می رویم . کل النفس ذائقه الموت
قرآن کریم
بیائید خودمان را بسازیم و دنیا را زیر پا ,له کنیم و بیائید یاد آن ساعتی باشیم که ما را در قبر می گذارند .
بدانید که آنجا هیچ چیز فائده ندارد غیر از عمل صالح. ای مومنان, من به شما بگویم که دنیا به فرعون و نمرود با آن همه دارا ئی و مال دنیا که حتی نعوذ با الله ادعای خدائی می کردند ؛و فا نکرد .
وقت رفتن فقط یک کفن با خودشان بیشتر نبردند و خدا می داند حالا چه بر سرشان می آید .من از شما یک خواهش دارم که گاهی می بینم بعضی اوقات جوانان عزیز دچارشک وتردید می شوند و سستی به خودشان راه می دهند.
این است که این عزیزان اسلام را در چهره آن روحانی بی روح دنیا پرست و مقام پرست و شکم پرست بی تقوی می دانند این اشتباه است .
عزیزان من اسلام را در چهره رسول اله و قرآن و علی ابن ابیطالب ( ع) ببنید. در چهره امام امت ببنید ,نه در چهره من یا آن آخوند نمای فاسد که به قول امام عزیز از شمر بدترند.
راه اسلام بسیار روشن است. اگر می خواهید رستگار شوید به قرآن کریم وعترت رسو الله چنگ بزنید و از بندگان مخلص خدا باشید . دراول صبح قرآن بخوانید, نمازهای یومیه را در اول وقت بخوانید. امام را تنها نگذارید . دولتمردان عزیز ( هاشمی ، موسو ی، خامنه ای ، مشکینی ، اردبیلی )ودیگر یاران با وفای امام را یاری کنید .
در پایان در یک جمله طوری حرکت کنید که فردای قیامت جواب گو بوده و سعادتمند و رستگار شوید .
در پایان از همگی آنهائی که خبر شهادت مرا می شنوند عاجزانه می خواهم که هر گونه حقی در گردن من دارند چه مالی و چه عرضی مرا حلال کنند و می خواهم از برادران که در مجلسها یی که برایم می گیرند به عموم مردم بگویند که هر گونه حقی بر گردن من دارند, از همشهریهایم, یا بیایند بگیرند یا حلالم کنند ودر آخر سلام و درود من بر آنهایی که ندای ملکوتی خدا و قرآن و امام درآنها اثر کرد و هدایت شدند و دنیا را رها کرده و مطیع اسلام و قرآن شدند و ننگ بر آن شکم پرستان که به قول قرآن از حیوان بدترند . کورباد چشمهایشان که جز شکم و شهوت چیزی نمی ببینند. والسلام علی من التبع الهدی .
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار. فتح الله ذاکری
منبع: اداره هنری ، اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی