دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید قاسم علی محمدی

• Admin-fakeh

بسم الله الرحمن الرحیم_x001D__x0003_الذین هاجرو و جاهدوا فی سبیل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عندالله و اولئک هم الفائزون
آنانکه ایمان آورده اند و هجرت کرده اند و جهاد کرده اند در راه خدا با مال هایشان بزرگترند به مراتب در نزد خدا و آنان بالخصوص رستگارانند و سعادتمندان دو عالمند.
با درودو سلام بر دوازدهمین ستاره درخشان مذهب تشیع مهدی موعود و نایب بر حقش خمینی بت شکن و با درود و سلام بر کسانیکه به پیام امام که همانا پیام خداست لبیک گفتند و با سلام و درود بر پدرانیکه جوانان خود را در جبهه های حق علیه باطل می فرستند و زیر شهادت نامه آنها را امضاء می کنند و با درود بر روان پاک شهیدان.
اینجانب قاسم علی محمدی، فرزند تقی به عنوان فردی که حاضر نیستم و نخواهم گذاشت تا جائی که جان در بدن دارم کسی به ناموسم و آئینم و کشورم ظلم کند. با توجه به مسئولیتی که در این برهه از زمان در خود احساس کردم و دین و قرآن را در خطر دیدم و به جبهه آمدم.
خداوند انسان را آفرید و دو راه را به او نشان داد یکی راه راست که همان راه انبیاء است و دیگر راهی است که انسان را به نابودی و جهل می کشاند و آینده یک انسان را تباه می کند.
پس چه خوب است که ما در آن دو رزوه از عمر این زندگیمان را با هدفی مشخص دنبال کنیم و کارمان برای رضای خدا باشد.
ازحرف تا عمل
در این برهه از زمان بر هر فرد مسلمان واجب است که به ندای “هل من ناصر ینصرنی؟” امام بزرگوارمان که تمام عمرمان فدای یک لحظه عمر او باشد لبیک بگوئیم و فقط در ما حرف نباشد و فقط شعار ندهیم و می گویم ای کسی که شعار می دهی و عمل نمی کنی و بعد هم به دنبال شعارت میگویی مرگ بر منافق خیال می کنی منافق چه کسی است همان تو هستی که فقط شعار می دهی و عمل نمی کنی.
“یا ایهالذین امنوا لم تقولون ما لا تفعلون بر مقتا عندالله ان تقوولوا مالا تفعلون” ای کسانیکه به زبان ایمان آورده اید، چرا حرفی را به زبان می گوئید و در مقام عمل خلاف آن عمل می کنید. بترسید از این که سخنی بگوئید و خلاف آن کنید که بسیار سخت خدا را به خشم و غضب می آورد.
اجازه غلبه به دشمن ندهید
برادران و خواهران به عنوان یک سرباز روح الله پیامی برای شما دارم که هرگز اجازه ندهید دشمن بر شما غلبه کند و دشمن ضعیف را در نزد خود کوه درست نکنید. و می بینید که آمریکا دشمن اصلی اسلحه های خیلی مدرن دارد و ما از قول امام عزیزمان و امید او می گوید: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند.
مگر منظور از این حرف بزرگواران چیست این است که ما سلاحی داریم که دشمن ندارد و نخواهد داشت و آن سلاح ایمان است.
برادران و خواهران باور مکنید حرف کسانی که می گویند: اینها که به جبهه می روند اطلاعی ندارند و فریب روحانیون را خورده اند و می گویند اینها را شستشوی مغزی داده اند.
ملت شهید پرور ایران دروغ است. انسانی که به جبهه می رود برای دفاع از دین و ناموس خودش می رود.
این حرفها را انسان جاهل و نادان می زند و این قدرت نفسانی اوست که بر او غلبه می کند و به او اجازه زدن چنین حرفهایی می دهد و اگر هم از روی دانایی بزند بدان که از روحانیت و اسلام وحشت دارد چون روحانیت چراغ است و وظیفه روحانیت بیدار کردن مردم است.
ای مردم ما همه مسئولیم که اگر در جبهه حضور نداریم لااقل در پشت جبهه به رزمندگان کمک کنیم و فقط حزب الله را در ایران و تمامی جهان بیمه کنیم.
پیام من به برادران و سروران مسئول بسیج این است که برادران بسیج به آموزش های نظامی و فکری مسلح کنید و تا می توانید از مربیان خوب استفاده کنید تا از نظر فکری آنها را به خط و ولایت فقیه آشنا گردانیده و چون که برای بیمه کردن این انقلاب عظیم و نوپا به نیروی فعال و سازنده با اندیشه های اسلامی نیاز داریم.
پدر و مادرم خوشحال باشید که چنین فرزندی داشتید و در راه خدا فرستادید
پدر جان و مادرجان:
خوشا به سعادت شما و دیگر پدران و مادرانی که چنین فرزندانی را تقدیم اسلام کرده اند.
پدر عزیز درود خدا بر تو باد که مرا به این درجه رساندی و برایم زحمت کشیدی تا توانسته باشم در راه خدا بجنگم و به این آرزوی بزرگ برسم
مادرم همچون کوه باش و چون کوه استقامت کن لحظه ای از یاد خدا غافل مباش در راه دین بکوش و هر چه بکوشی کم است.
از برادرانم می خواهم که خودشانرا از تمام ناخالصی ها پاک کنند. همچون عباس باشند و راهم را ادامه دهند و از آنها میخواهم که هر چه برای انقلاب اسلامی کار کنند. از خواهرانم می خواهم که زینب وار زندگی کنند و در مقابل این آزمایش الهی استقامت کنند و راهم را ادامه دهند.
دوستانم وای همکلاسی هایم امیدوارم که از من ناراحت نباشید و هر چه از من دیدید مرا ببخشید و از شما می خواهم که مرا ببخشید نتوانستم به همه شما خداحافظی کنم.
و امیدوارم که با رفتن من شما همیشه در راه اسلام و قرآن و امام بتوانید فداکاری باشید و بعد از شهادتم لباس مقدس مرا بر تن کنید که انشالله بتوانید راهم را ادامه بدهید.
از برادران پاسدار می خواهم که اگر شهادت نصیبم شد که می دانم لیاقت آنرا ندارم جنازه ام را به سرخنکلاته به خانواده ام تحویل دهید و مرا در سرخنکلاته در کنار دیگر شهدا دفن کنید.
براد رحقیر شما
قاسم علی محمدی
منبع معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید گلستان/ پرونده فرهنگی شهدا