وصیتنامه شهید مجتبی اکبری نسب
وصایا و اسناد
شهید “مجتبی اکبری نسب” در وصیت نامه خود، خطاب به مادر و پدرش چنین نوشته است: از پدر و مادرم تشکر می کنم که به من اجازه دادند در این لحظه حساس از زمان خود را آزمایش کنم. از آنها قدردانی می کنم که اجازه انتخاب راهی را به من دادند که آرزوی دیرینه من بود.
نویسنده :
مهدی
به گزارش
نوید شاهد تهران بزرگ
؛
شهید مجتبی
اکبری
نسب
،
یازدهم
مرداد
1345
،
در
شهرستان
چشم
به
جهان
گشود
.
پدرش
مرتضی،
راننده
بود
و
مادرش
مستوره
نام
داشت
.
تا
پایان
دوره
راهنمایی
درس
خواند. به
عنوان
بسیجی
در
جبهه
حضور
یافت. چهارم
آبان
1366
،
در
سردشت
توسط
نیروهای
عراقی
بر
اثر
اصابت
ترکش
شهید
شد
.
مزار
او
در بهشت
زهرای
زادگاهش
واقع
است
.
ادامه متن وصیت نامه؛
چند کلامی هم به عرض خانواده عزیزم
برسانم :
اول از شما یک خواهش دارم و آن این که
برای معصیت کار دعا کنید. از خدای خود شرم دارم که تنها نتوانستم از عهده وظایف
خود بربیایم، بلکه حتی نتوانستم برای خواهر و برادرانم راهنمایی باشم.
مادرم :
از روی شما شرمگین هستم. هر وقت به
چهره شما نگاه می کردم خستگی را در رخ شما می دیدم. می دانم که فرزندی سرکش بودم
ولی شما را به جان دو برادر کوچکم قسم می دهم که من معصیت کار را حلال کنید. زینب
وار در برابر مشکلات و فشار زندگی قد علم کنی و خواهر و برادرانم را خوب تربیت کنید.
به یاد زینبی باش که با درد انس گرفته بود و فقط به یاد خدا باشید .
دوست دارم با روسفیدی به سوی معشوق بروم پس مرا دعا کنید و
ضعف از خود نشان ندهید چون افراد فرصت طلب بسیار است .
پدرم:
واقعا می دانم که شما هر چه ناراحتی و
نافرمانی از من دیدی همچون علی در دل حبس کردی؛ ولی بیا به جان محمد و علی از من
درگذر چون اگر شما و مادرم مرا حلال نکنید و از اشتباهات من چشم پوشی نکنید، خداوند
تبارک و تعالی از گناهانم نخواهد گذشت. این بدن ضعیف تاب و توان عذاب و آتش دوزخ
را ندارد.
از شما و مادرم تشکر می کنم که به من
اجازه دادید در این لحظه حساس از زمان خود را آزمایش کنم. از شما قدردانی می کنم
که اجازه انتخاب راهی را به من دادید که آرزوی دیرینه من بود.
از خدا یاری بخواهید. اوست که همه چیز
به ما داده است. هر چیز که بخواهید من جمله صبر را به شما خواهد داد.
خواهر و برادران عزیزم :
فقط از شما می خواهم که به درس
بپردازید. شما سرمایه های این مملکت هستید. شما خواهرم حجابت را همچون گذشته حفظ
کن و سعی کن که از با تقواترین انسان ها باشی.
در آخر باید عرض کنم در سراسر کشور ایران
که قدم بر می دارم، خون شهیدی در آن خاک ریخته شده است؛ پس به خون شهیدان احترام
بگذارید. خدا، اسلام، امام، کشور، دولت، جنگ، شهدا، معلولین، مفقودین، اسرا و
خانواده های شهدا صدر انقلاب خود سازی را فراموش نکنیم.
یک دفترچه کوچک دارم، اگر توانستید با
آدرس های داخل آن توسط تلفن و نامه دوستانم را خبر کنید. از اموال دنیوی چیز با
ارزشی ندارم؛ فقط یک جفت میل ورزشی دارم که آن ها را به محمد بورنگ برسانید.
مقداری هم لباس نظامی دارم که به جبهه و لباس های شخصی ام را هم به
هر کس احتیاج داشت بدهید. اگر پولی هم داشتم به حساب 100 امام واریز کنید .
در صورت پیدا شدن پیکرم آن را در بهشت
زهرا دفن کنید. با تشکر فراوان. سلام مرا به امامم برسانید .
خداوند ما را شیفته خدمت به اسلام و
مسلمین قرار دهد . ان شاءالله
این وصیت نامه را در شب اول محرم سال 66 به
اتمام رساندم.
منبع: مرکز اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ