دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید مجتبی مداح

• Admin-fakeh

صفحه نخست سرویس
شهید “مجتبی مداح” در وصیت نامه خود چنین آورده است:« پدر و مادر عزیز به شما می گویم که شما دو چشم من هستید ولی امام قلب من است، بدون چشم می توان زنده ماند ولی بدون قلب نمی توان زنده ماند. آنها که پیرو ولایت و رهبر نیستند ظاهراً زنده اند! » ادامه وصیت نامه این شهید گرانقدر را در نوید شاهد بخوانید.
نویسنده :
حمیدرضا گل هاشم
به گزارش
نوید شاهد سمنان
شهید مجتبی مداح
دهم مرداد 1342 در روستای امامزاده علی‌‏اکبر از توابع شهرستان گرمسار به دنیا آمد. پدرش رضا، کشاورزی می­کرد و مادرش زهرا نام داشت. دانشجوی سال سوم دوره کارشناسی در رشته امور دام بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. بیست و یکم بهمن 1364 در اروندرود بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. پیکرش را در گلزار شهدای شهرستان زادگاهش به خاک سپردند.
متن وصیت نامه شهید
خدایا من به جبهه نبرد حق علیه
باطل آمده ام تا جان خود را بفروشم، امیدوارم که خریدار جانم تو باشی نه کس دیگر. خدایا
حالا که در این راه گام برداشته ام و بار سفر بسته ام و بسوی تو آمده ام تو را به حق
محمد (ص) و آلش قسم می دهم که در موقع شهادت تمام گناهان مرا عفو بفرما و دلم می خواهد
که در آخرین لحظه های زندگیم بدنم و جسمم آشفته بخون در راه تو باشد نه چیز دیگر.
شهید کیست؟!
بدانید قصد من از جهاد در راه
خدا یک هوس یا احساس نبوده بلکه از روی آگاهی بوده و با شناخت بدانکه این سفر برایم
برگشت ندارد به این راه رفتم و بدانید شهید کسی است که نسبت به زمان خود آگاه است
و مسلماً هر عملی که می کند از روی کمال آگاهی
است. شهید بر نفس سرکش خود و هوی و هوس پوچ خود غالب است شهید شهامت دارد، شجاعت دارد،
سخاوت دارد و بالاخره پیام شهید آن است که در صف الله آگاهانه متحد شوید.
پیام من به دانشجو ها
چونکه من دانشجو هستم پیامی کوتاه برای برادران دانشجو دارم و این جمله
را می گویم که یک دانشجوی مسلمان که آینده انقلاب به دست اوست باید هم متعهد باشد و
هم متخصص. برادرانم بخدا قسم که اگر شما در پایان تحصیلاتتان به یاری روستاییان محروم
نروید و به آنها کمک نکنید در روز قیامت در پیشگاه خداوند بزرگ روسیاه هستید چون همگی
متخصص هستید و دولت هم به شما نیازمند است اما تقوا را پیشه کارهای خود کنید.
اساس و رکن خودسازی
تشکیل دادن جلسات مذهبی و دعا
که اساس و رکن خودسازی است، می توانید ایمان خود را قوی کنید تا با کیفیت بهتر به نظام
جمهوری اسلامی خدمت کنید. حضرت علی (ع) می خواست مسلمانان تقوا پیشه کنند چون
سلاح تقوا سلاح محکمی است در مقابل هوای نفسانی و وسوسه های شیطانی.
انسانهای به ظاهر زنده
پدر و مادر عزیز شما خیلی برایم زحمت کشیده اید، به خدا قسم شرمنده
تان هستم که نتوانستم زحمات شما را جبران کنم ولی بخدا قسم که شما را شفاعت خواهم کرد.
پدر و مادر عزیز به شما می گویم که شما دو چشم من هستید ولی امام قلب من است بدون چشم
می توان زنده ماند ولی بدون قلب نمی توان زنده ماند و انسانهایی که پیرو ولایت و رهبر
نیستند ظاهراً زنده هستند و من هم می خواهم قلب امام را از خود راضی کنم، با لبیک گفتنم و انشاالله خداوند و امام زمان
از من راضی باشند.
آرزوی من
هر کس برای خود آرزوهایی دارد و من هم سه آرزو داشتم و آرزوهایم این بود
که امام امت را زیارت کنم که سعادت پیدا نکرده ام، دوم؛ کربلا بروم و قبر شش گوشه ابا
عبدالله الحسین را زیارت کنم که این آرزو هم بر دلم ماند و سوم؛ شهادت بود که به فیض
شهادت رسیدم و همین امید به شهادت بود که قلبم را تسکین می داد.
عارفانه های شهید
خدایا بنده گناه کارت می خواهد بسوی تو بیاید آغوش خود را باز کن که این
بنده حقیرت سر تا پا گناه و معصیت است، روسیاه و سرافکنده است ولی پشیمان از کرده های
خود.
خدایا اگر مرا نپذیری و گناهان مرا نبخشی پیش چه کسی بروم و از چه کسی
کمک بگیرم.
خدایا اگر مرا نپذیری و بسوی خود نخوانی آنقدر در مقابلت می ایستم تا
استخوانهای بدنم خرد شود، آنقدر گریه می کنم تا کور شوم، آنقدر می نالم تا لال شوم
و آنقدر سجده می کنم تا استخوانها و عضلات بدنم از هم جدا شوند.
خدایا به حقانیتت قسم می خورم که اگر گناهانم را نبخشی نمی توانم فردای
قیامت سرم را درمقابل شهیدان بلند کنم چون من همین الان هم می دانم که شهیدان ما نظاره
گر کارهای ما هستند همسنگران ما بودند و رفتند ولی من ماندم و خطا کردم.
خدایا وقتی که بیاد دوستان و
همسنگران شهیدم می افتم بدنم می لرزد و می گویم که خدا نکند که به خطا بروم و برادران
شهیدم آهنگ جدایی را سر دهند و من به قهقرای تاریخ کشیده شوم و دیگر جایی برای توبه
برایم باقی نماند.
خدایا به فرق شکافته علی (ع) و به
پهلو شکسته فاطمه زهرا (س) و سر از پیکر جدای ابا عبدالله الحسین قسمت می دهم
از گناهانم درگذر و مرا به فیض شهادت که بزرگترین آرزوی من است برسان.
آمین یا رب العالمین.
ضمناً اگر بدنم برگشت مرا در مزار شهدای گرمسار بخاک بسپارید و اگر بدنم
برنگشت که چه بهتر چون بدنم جایی است که صدها عزیز دیگر به خاک و خون کشیده شده اند.
چه جای مقدسی.
مجتبی مداح
64/5/27