دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید مجید آخوندی

• Admin-fakeh

صفحه نخست سرویس
متن
وصیت نامه شهدای استان سمنان
نویسنده :
بهروز زارعی
بسم‌الله الرحمن الرحیم
«
الذین
آمنوا یقاتلون فی سبیل‌الله والذین کفروا یقاتلون فی سبیل الطاغوت و قاتلوا اولیاء
الشیطان ان کید الشیطان کان ضعیفا
».
[1]
«ای اهل ایمان شما در راه خدا و
کافران در راه شیطان جهاد می‌کنند، پس شما مؤمنان با دوستان شیطان بجنگید و از
آنها هیچ بیم و اندیشه مکنید که مکر و سیاست شیطان بسیار ضعیف است».
سلام
بر مهدی(عج)، فرمانده نیروی اسلام در جنگ با کفر و کسی که رمز حمله و پیروزی ما به‌نام
اوست یا مهدی(عج) و سلام بر نایب برحقش، امید مستضعفان جهان، خمینی بت‌شکن،
ابراهیم زمان و سلامتان باد ای ملت بیدار و همیشه در صحنه و ای شهیدپروران با
ایمان و همیشه در خط امام و سلامتان باد ای شهیدان راستین اسلام، ای سرور شهیدان
کربلا، ای امام ما، ای حسین ابن علی(
7
)
و درودتان باد ای بهشتی‌ها
[2]
و ای
رجایی‌ها
[3]
و ای
منتظری‌ها
[4]
و
دروتان باد ای شهدای گمنام کربلاهای ایران، سپاستان باد ای لشکر الله، ای بازوان
پُرتوان انقلاب اسلامی و ای در هم کوبندگان کفر و شرک (مورخه 22/4/60 مطابق با سه‌شنبه
21 رمضان، شهرک دارخوین ساعت یک بعدازظهر). امروز که کاملاً تجهیز شده و آماده‌ایم
برای حمله به خط برویم
[5]
و
انشاءالله امشب حمله می‌شود. امشب شبی است که ما دو ماه است آرزویش را داریم و
امشب کربلا و عاشورا تکرار می‌شود و امروز روزی است که همه برادران با چشم نگاه می‌کنند.
آخه
[6]
فردا
صبح معلوم نیست که چند نفر مهمان خدا باشند و امروز است که وصیت خود را می‌نویسم.
روی سخنانم فقط با مردم (خواهرها و برادران حزب‌الله است) و با منافقین و
سازشکارها و رنگ عوض‌کن‌ها و کسانی‌که قاشق هر آشی می‌شوند صحبتی ندارم. فقط با
آنان سخن می‌گویم که کاملاً در خط امام و پیرو ولایت فقیه هستند.
اولین
وصیتم این است که در تشییع جنازه‌ام و در مجالسی که به‌خاطر شهدا برپا می‌شود فقط
برادران و خواهران حزب‌الله شرکت کرده و با تمام وجود بکوشند و نگذارند که افراد
غیرمکتبی و سازشکاران و منافق شرکت کرده و سوءاستفاده کنند. حتی این افراد اگر از
اقوام بسیار نزدیک ما باشند و همچنین از برادران روحانی و متعهد و پیرو ولایت فقیه
در برنامه‌ها استفاده شود نه از روحانی‌نماهایی که آبروی اسلام و روحانیت را برده‌اند
و در این لباس مقدس به اسلام و انقلاب ضربه می‌زنند.
ای
برادران و ای خواهران حزب‌الله، نگذارید که منافقین در هر شکل و لباسی و در هر
گروه و فرقه‌ای با عناوین مختلف و با زدن ماسک اسلام بر چهره‌هایشان فعالیت کنند،
آدم‌ها را شناسایی کرده و به آنها فرصت ندهید. «
یحلفون
لکم لترضوا عنهم [فان ترضوا عنهم] فان الله لا یرضی عن القوم الفاسقین
»
[7]
«آن
مردم منافق برای اینکه شما از آنها راضی شوید قسم‌ها یاد می‌کنند، پس اگر شما فریب
آنها را خورده و از آنها راضی شوید، خدا هرگز از آن گروه فاسق راضی نخواهد شد».
و
این منافقین و کسانی که ضدولایت فقیه هستند بدانند و آن کسانی که با اسلام درمی‌افتند
بدانند که بنا به فرموده مولای متقیان: «
من صارع الحق
صرعه
»
[8]
(هر
که با حق کشتی گرفت و درافتاد حق پوزه‌اش را به‌خاک مالید).
توصیه
و وصیت بعدی من به مسئولین عزیز و برادران حزب‌اللهی و پیرو اسلام فقاهتی
[9]
آموزش
و پرورش است به […]
[10]
شما
بیشتر از این حقیر اطلاع دارید که ما چه وظیفه خطیری به‌عهده گرفته‌ایم و چه امانت‌های
ارزنده در رکاب کاروانی به ما سپرده شده و ما قافله‌سالار آن هستیم که متاع‌های
گرانبهایی را حمل می‌کند و این ما هستیم که […]
[11]
باشید این قافله را به صراط مستقیم هدایت کرده و به نور برسانیم یا اینکه آنها را
از کوره‌راه‌ها برده و در ظلمت‌ رها سازیم. شما سعی کنید این امانت‌ها و این
کاروان را تحویل کسانی بدهید که در روشنایی حرکت کرده و راه نور می‌پیمایند و به
کسانی که در ظلمت قدم برمی‌دارند شما باید قاطع باشید و بکوشید رهروان تاریکی‌ها
را بیرون کنید و عده‌ای را نجات بخشید. پیروزی کامل انقلاب اسلامی و صدور آن بستگی
مستقیم به فرهنگ ما دارد و رابطه مستقیم با نسل آینده (نوجوانانی که مشغول تحصیل
هستند). پس این ما هستیم که سازنده و خط‌دهنده به نسل جدید می‌باشیم و در این راه
باید نسبت به وظیفه و مسئولیتی که در جامعه اسلامی به عهده ما واگذار شده از هستی
مایه بگذاریم و از ناملایمات نهراسیم.
و صحبتی دارم با دانش‌آموزان، این
غنچه‌های کوچک و نشکفته:
عزیزان من، لابد یادتان هست که با
هم چه برنامه‌ها و هدف‌هایی را داشتیم و دنبال می‌کردیم و شاید تنی چند از شما
عزیزان گفته‌های مرا هنوز به‌ یاد داشته باشید. مخصوصاً در رابطه با نماز که با هم‌
پیمان بسته بودیم نمازها را با جماعت خوانده و در نماز جماعت نیز شرکت فعالی داشته
باشیم. حال که من نیستم برای شادی و خشنودی خدا و شادی روح من آن برنامه‌ها را
ادامه دهید و یادتان باشد حتماً در آخر نماز که دست دعا به‌سوی پروردگار بزرگ و بی‌نیاز
بلند می‌کنید، حتماً امام را دعا کنید و هم‌چنین روحانیت در خط امام و رزمندگان را
و در آخر این حقیر فراموشتان نشود که خداوند بزرگ خشنود می‌شود وقتی که می‌بیند
دست‌های کوچکی برای استغاثه به درگاهش بلند شده و ناامیدتان نخواهد کرد و دعای شما
را مورد اجابت قرار خواهد داد. باز هم تکرار می‌کنم دعا یادتان نرود. به‌خصوص برای
امام عزیزمان.
معلم
دیگری که بعد از من سر کلاستان خواهد آمد بگویید که همه‌اش به‌فکر بازی و توپ
نباشد. به او بگویید معلم شهید ما برنامه‌ای دیگر داشت. بگویید که ما به ورزش روحی
بیشتر احتیاج داریم تا به ورزش جسمی. اول غذای روح ما را تأمین کن، بعد غذای
جسممان را، که ورزش باید وسیله باشد نه هدف. بنا به گفته رئیس‌جمهور عزیز و در خط
امام ما (ورزش باید مقدمه سپاهیگری در اسلام باشد). در رابطه با ورزش روحی با شما
دانش‌آموزان عزیز حرف‌ها زده بودم و شما خوب یادتان هست.
ملت
عزیز تقوا پیشه کنید و از گناه بپرهیزید و چنان زندگی کرده و فکر کنید که هر آن
خواهید مرد و باید برای آخرت توشه‌ای داشته باشید.
نماز
را سبک نشمارید و آن را سر وقت و با جماعت بخوانید. مخصوصاً در نمازهای جمعه شرکت
کنید که همه کارهای ما به‌خاطر نماز است. به حرف‌های امام عزیز دقیقاً و عمیقاً
توجه کنید که امروز اسلام در وجود او خلاصه شده و ضربه خوردن به او یعنی ضربه
خوردن به اسلام. برادران عزیز در خط امام نگذارید سنگر من خالی بماند و اسلحه‌ام
بر زمین. «
و قاتلوا فی سبیل‌الله واعلموا ان
الله سمیع علیم
»
[12]
«جهاد
کنید در راه خدا و بدانید که خدا به گفتار و کردار خلق دانا و شنواست».
پدر
و مادر و خانوادة عزیزم: ‌چند سال قبل از انقلاب در یکی از عاشوراهای حسینی که
تعزیه می‌خواندند، وقتی که تمام یاران امام حسین(
7
) شهید شدند و امام تنها ماند، به شمشیرش تکیه زد و ندای «
هل من ناصر ینصرنی
»
[13]
سر
داد ولی کسی نبود که به ندایش لبیک گوید. من آن‌روز آرزو می‌کردم کاشکی من در آنجا
بودم و به ندای امام پاسخ می‌گفتم و هزار جان می‌داشتم و در راهش فدا می‌کردم. این
بزرگ‌ترین آرزویم بود و حال من به آن آرزو رسیده‌ام و در کنار حسین زمان و در رکاب
او آنقدر می‌جنگم که به معبودم بپیوندم و از این نظر خوشحال و سعادتمندم و شما نیز
اگر سعادت مرا می‌خواهید خوشحال باشید که فرزندتان به آرزویش رسید و ناراحتی نکنید
که راضی نیستم.
شاید
بسیاری از جوانان آرزویی همچون من داشتند ولی حال آنها را چه می‌شود که نمی‌خواهند
به آرزویشان جامة عمل بپوشانند. برای جبهه رفتن بهانه‌های گوناگون برای خودشان می‌آورند.
چنانچه دو سری جدید اعزام شدند و از
[14]
برادران بسطامی ما خبری نشد. انشاءالله که بیشتر توجه داشته باشند که امروز به
گفته امام همة هم و غم ما باید جنگ باشد و قرآن نیز می‌فرماید:
«و لقد کنتم تمنون الموت من قبل ان تلقوه فقد رأیتموه و انتم
تنظرون»
[15]
«شما همان‌ کسانی هستید که پیش از آنکه دستور جهاد برای
مسلمین بیاید با کمال شوق آرزوی جهاد و کشته شدن در راه خدا می‌کردید، پس چگونه
امروز به جهاد در امور سخت و شدید از مرگ نگران می‌شوید؟»
در
خاتمه همه شما عزیزان را به خدا می‌سپارم و امیدوارم که همه‌تان را خداوند به صراط
مستقیم هدایت کند.
«ربنا انّنا امنا فاغفرلنا ذنوبنا
وقنا عذاب النار»
[16]
«پروردگارا به کرم خود گناهان ما ببخش و ما را از عذاب
آتش جهنم نگه دار».
از همگی التماس دعا دارم
بردارتان مجید
(خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار)
[1]
– نساء/ 76.
[2]
–
ر.ک. تعلیقات.
[3]
–
ر.ک. تعلیقات.
[4]
– ر.ک. تعلیقات.
[5]
– دقیقاً یک‌ماه قبل از تاریخی که شهید اعلام کرده یعنی
21/3/1360 در منطقه دارخوین عملیاتی با نام فرمانده کل قوا، خمینی روح‌الله انجام
شده است. در شرق کارون (جنوب دارخوین) بعد از آن در 15/6/60 عملیاتی دیگر در جبهه
جنوبی رودخانه کرخه صورت گرفته است. عملیاتی که با رمز یا مهدی ادرکنی انجام شده
در 20/9/60 حدوداً 5 ماه بعد از تاریخی که در وصیت‌نامه آمده است. این عملیات در
غرب (سرپل ذهاب) بوده است.
[6]
– لفظ آخه اگرچه از زبان عامیانه است ولی برای شهید بسیار
مأنوس و صمیمی است. در پشت این لفظ حسرت پرواز همرزمان شهید نهفته است.
[7]
– توبه/ 96.
[8]
– نهج‌البلاغه، حکمت 408.
[9]
– ر.ک. تعلیقات.
[10]
– خوانا نیست.
[11]
– خوانا نیست.
[12]
– 244/ بقره.
[13]
– ر.ک. تعلیقات.
[14]
– در اصل وصیت حرف اضافة «از» دو بار آمده است.
[15]
– آل عمران/ 143.
[16]
– آل عمران/ 16.