دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید مجید صادقی

• Admin-fakeh

بسم الله الرحمن الرحیم» _x001D__x0003_با سلام خدمت امام زمان منجی بشریت و نایب بر حق آن جناب سید بزرگوارم امام امت،مراد مستضعفین «امام خمینی» روحی و ارواحنا له الفداء.
پس از عرض سلام و عرض ادب خدمت پدر بزرگوارم و مادر عزیزم و همچنین همسرم،امیدوارم که خدای رحمان آنی شما را بخود وامگذارد و تحت توجهات امام مهدی(عج) همیشه در صراط مستقیم باشید.در این اواخر عمر طبق سفارشات اقدام به تهیه وصیتنامه‌ای میکنم،امیدوارم که حتی‌الامکان و در صورتی که برایتان زحمتی ایجاد نمیکند انجام دهید.باشد که انشاءالله خدای بزرگ در همه امور یاریتان کند و اگر صحبتهایم پندگونه شد مرا ببخشید چون از ابتدا عرض میکنم که قصد نصیحت کردن ندارم و کلمات و جملاتی جهت تذکر خدمت شما عرضه میدارم.
پدر جان مرا از اینکه نتوانستم فرزند خوبی برایت باشم ببخش و کاش میتوانستم ذره‌ای از زحماتی که تا این روز برایم کشیدی جبران کنم هر چند انشاءالله که زحماتتان برای خدا بوده و اجرکم عند الله چون هر کاری می‌کردم نمی‌توانستم جبران کنم و فقط اوست که از عهده‌اش بر می‌آید و ما هم به او سپرده تا آنگونه که حق دارید شما را پاداش دهد.
پدر جان از شما چند خواهش دارم و اگر برایتان زحمتی ایجاد نمی‌کند حتی‌المقدور انجام دهید .اول اینکه در نمازهایتان فرج آقا امام زمان را بخواهید و برای امام دعا کنید و در کنار دعاهایتان از خدا بخواهید این بنده حقیر را هم ببخشد و از ما راضی باشد چون بیش از این نتوانستم برای دین خدا کاری کنم.
مادرم،مهربانم،دلسوزم مبادا برای من گریه کنی،هر موقع به یاد من افتادی برای علی‌اکبر حسین (ع) گریه کن،برای آن زمانی گریه کن که علی‌اکبر حسین به خون غلتید و در نظر بگیر قلب امام را که چگونه تاب از دست دادن جوانی چون علی‌اکبر را آورد.حتما می دانی،چون هدف خدا بوده و برای خدا قربانی کردن فرزند ارزشی ندارد و در مقابل علی‌اکبر ، مجید چیزی حساب نمی‌شود و مجید دادنها برای خدا خیلی ناقابل است.پس مادر جان گریه کن برای حسین (ع) گریه کن برای لبهای تشنه علی‌اکبر حسین(ع).مادر،از خدا بخواه که ما را با سالار شهیدان محشور گرداند.انشاءالله
همسرم،همرزمم،همسنگرم،یاورم،معلمم،ای که همیشه به من درس حسین‌گونه شدن آموختی،خدا تو را حفظ کند.مرا ببخش از اینکه نتوانستم حق تو را بخوبی و آنطوری که شایسته‌ای بجا آورم،حتی فرصتی نشده که از خوبیهای تو تشکر کنم،از تو میخواهم که پیام باشی پیام‌دهنده دین خدا و شهداء به فرزندم بگو که پدرت رفت تا اسلام بماند و اگر پدر نداری امام را که داری و مبادا کاری کنی که احساس کمبود و نداشتن پدر قلبش را جریحه‌دار کند.در خاتمه از تو میخواهم که هر طور صلاح میدانی و مصلحت جامعه اسلامی و خواست اسلام است فرزندم را تربیت کرده او را حسین‌گونه نزد من بفرستی.
از خواهرانم و برادرانم نیز چند خواهش دارم که انشاءالله انجام میدهند.امیدوارم که مادرانی خوب برای فرزندانشان باشند و عشق و علاقه انبیاء را در وجود و ذات کودکانشان بارور کنندخواهرانم از شما میخواهم که همیشه مرید امام عزیزمان و مسلمان باشید و هر کار که میکنید اعم از مطالعه،تحصیل،فعالیت،خانه‌داری،حجاب
و… همه را برای خدا بکنید که اوست جزاءدهنده قادر.
برادرم محسن که اگر خدا خواست و عمرش باقی بود و از جبهه برگشت یک پاسدار واقعی که امام فرموده که:«ای کاش من هم یک پاسدار بودم» باشد.و حتما در نمازهایش،دعاهایش ما را نیز فراموش نکند.
در ضمن معلمی باشد برای برادرم مهدی که حتما در سنگر مدرسه از بهترین رزمندگان خواهد بود و حتما جای خالی ما را در جامعه و خانه پر میکند .دوستانم ،همرزمانم را به تقوی پیشه کردن توصیه میکنم و برایشان توفیق روزافزون و پیروزی نهائی از خداوند بزرگ خواهانم.
منبع: مرکزاسنادبنیادشهیدوامورایثارگران تهران بزرگ