دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید محمدجواد جمشیدبیگی

• Admin-fakeh

خداوندا! چگونه به درگاهت بیایم که تو از آشکار و نهان من آگاهی؟ خداوندا! تو خود بر قلب و اعمالم آگاهی داری. عمری را در معصیت و گناه و ناسپاسی به سر بُردم و اگر معصیّت مرا با کرامت خود نبخشی، چگونه در پیشگاهت حاضر شوم؟ خدایا! آن لحظه که همه دوستان و آشنایان تنهایم می‌گذارند؛ در دل خاک، تک و تنها به جز تو کسی را ندارم.
خدایا! به تو پناه می‏‌آورم، از نفسی که سیر نمی‏‌شود. خدایا! توفیق شهادت در راهت را نصیبم و مرگ مرا باعث آمرزش گناهانم بگردان. خدایا! عشق به دنیا را در دل من بمیران. آن کس که تو را شناخت، جان را چه کند؟ / فرزند و عیال و خانمان را چه کند؟ دیوانه کنی، هر دو جهانش بخشی/ دیوانه تو، هر دو جهان را چه کند؟
سخنی چند با پدر مهربانم، پدرم! شما برایم بسیار زحمت کشیدید و حتی ذره‏ای از زحمات شما را جبران نکردم و بلکه نافرمانی هم کردم؛ امیدوارم مرا ببخشید. خدا هم می‌‏بخشد! پدرم! اگر دوستانم به دیدارت آمدند، از قول من، از همگی حلالیّت بطلب.
سخنی با مادر خوبم: مادرم! خواهش می‏‌کنم اگر من شهید شدم، گریه نکن؛ چون به راهی رفتم که خود انتخاب کرده بودم. الآن که در حال نوشتن این وصیّت‌نامه هستم، به این فکر هستم که آیا تو مرا خواهی بخشید؛ می‏‌دانم که خواهش تنها فرزند دلبندت را رد نمی‏‌کنی، اگر شهید شدم، سرت را بالا بگیر و افتخار کن که تنها فرزندت را در راه اسلام و حسین عزیز (ع) دادی.
مادر! مصیبت ما از مصیبت فاطمه زهرا (س) خیلی کمتر است. مادر! از همه فامیل برایم حلالیت بطلب؛ از عموهای گرامی، از زن عمو‌ها که عمری برایم زحمت کشیدند، از دایی‌ها و دیگران حلالیت بطلب.
مقداری پول در بانک دارم؛ برای روزه و نماز بدهید و قرض‌هایم را بدهید و اگر باقی ماند به فقرا و مستمندان بدهید و برایم از خداوند طلب مغفرت نمایید.

وصیت‌نامه شهید محمدجواد جمشیدبیگی

• Admin-fakeh

خداوندا! چگونه به درگاهت بیایم که تو از آشکار و نهان من آگاهی، خداوندا! تو خود بر قلب و اعمالم آگاهی داری. عمری را در معصیت و گناه و ناسپاسی به سر بُردم و اگر معصیّت مرا با کرامت خود نبخشی، چگونه در پیشگاهت حاضر شوم.
خدایا! آن لحظه که همه دوستان و آشنایان تنهایم می‌گذارند، در دل خاک، تک و تنها به جز تو کسی را ندارم. خدایا! به تو پناه می‏‌آورم، از نفسی که سیر نمی‏‌شود.
خدایا! توفیق شهادت در راهت را نصیبم و مرگ مرا باعث آمرزش گناهانم بگردان. خدایا! عشق به دنیا را در دل من بمیران. آن کس که تو را شناخت، جان را چه کند؟/ فرزند و عیال و خانمان را چه کند؟ دیوانه کنی، هر دو جهانش بخشی/ دیوانه ی تو، هر دو جهان را چه کند.
سخنی چند با پدر مهربانم: پدرم، شما برایم بسیار زحمت کشیدید و حتی ذره‌‏ای از زحمات شما را جبران نکردم و بلکه نافرمانی هم کردم، امیدوارم مرا ببخشید… خدا هم می‌بخشد.
پدرم، اگر دوستانم به دیدارت آمدند از قول من از همگی حلالیّت بطلب. سخنی با مادر خوبم: مادرم! خواهش می‏‌کنم اگر من شهید شدم، گریه نکن، چون به راهی رفتم که خود انتخاب کرده بودم.
مادر، اگر شهید شدم، سرت را بالا بگیر و افتخار کن که تنها فرزندت را در راه اسلام و حسین(ع) عزیز(ع) دادی. مادر، مصیبت ما از مصیبت فاطمه زهرا(س) خیلی کمتر است.
مادر، از تمام فامیل برایم حلالیت بطلب، از عموهای گرامی، از زن عموها که عمری برایم زحمت کشیدند و از دایی‌ها و… حلالیت بطلب.
مقداری پول در بانک دارم، برای روزه و نماز بدهید که خیلی قرض‌‏دار هستم و اگر باقی ماند به فقرا و مستمندان بدهید. برایم از خداوند طلب مغفرت نمایید.
منبع: بنیاد شهید و امور ایثارگران استان قزوین