وصیتنامه شهید محمدرضا دهقان نژاد
در سالروز شهادت منتشر می شود:
بله! از میان آن همه بحرانها و از میان بی شمار خط ها، خط سرخ شهادت را برمی گزینم و سرلوحه برنامه هایم، اطاعت از امام و حفظ دستاوردهای انقلاب و اطاعت از ولایت فقیه را قرار می دهم .
نویسنده :
اباذری
نویدشاهد البرز:
شهید
«محمدرضا دهقان نژاد»
در تاریخ سوم اردیبهشت 1341، در روستای «خور» از توابع
ساوجبلاغ در خانواده ای مومن و مذهبی دیده به جهان گشود. وی تحصیلات خود را تا سال
سوم راهنمایی ادامه داد.
پس
از آن به استخدام سپاه درامد و با شروع جنگ تحمیلی او به جبهه های غرب شتافت تا در
مقابل منافقین بایستد. سرانجام
در تاریخ شانزدهم بهمن ماه 1360، در منطقه عملیاتی «غرب شهر مهاباد» در درگیری با
کوموله ها و دمکراتها بعد از رشادت ها و فداکاری های فراوان به درجه رفیع شهادت
نائل گشت و پیکر مطهرش در «بهشت شهدای خوی» در جوار شهیدان دیگر این مرزو بوم آرمیده
است.
شهید گرانقدر « محمدرضا دهقان نژاد» در وصیت نامه خود از اراده راسخ و بصیرت انقلابی و روشن بینی مجاهدانه در خصوص راهی که در آن قدم نهاده می گوید و بیان می نماید که مقصودش نجات جان مستضعفان جهان است و سعادت را در حمایت از ولایت فقیه می داند که متن کامل این وصیت نامه را در ادامه مطلب می خوانید:
« درود
و سلام بر پیشگاه ولی عصر امام زمان ( عج ) و به نایب برحقش امام خمینی (ره) و با
درود به خانواده شهدا
بله!
از میان آن همه بحرانها و از میان بی شمار خط ها،
خط سرخ شهادت را برمی گزینم
و
سرلوحه برنامه هایم اطاعت از امام و حفظ دستاوردهای انقلاب و اطاعت از ولایت فقیه
را قرار می دهم .
بله
از آن روزی که به سپاه آمدم در «کلاس شهادت» هم ثبت نام کردم و استادانم ؛ استاد
نظامیم؛ دکتر «چمران» و استاد ایدئولوژیم؛ استاد «مطهری» ، استاد سیاسی ام؛ دکتر «بهشتی»
بود بله وقتی که در حال اعزام به جبهه هستم یک احساس بیشتر ندارم و آن شهادت است.
نمی دانم لیاقت آن را دارم یا نه ؟ و باید بگویم که هدفم شهادت نیست هدفم «پیروزی»
است و احتمال زیادی است که شهادت نصیبم بشود و از همه شما می خواهم که دعا کنید؛
شهادت واقعی نصیبم بشود .
هیچ
چیزی نمی تواند جلوی راه من سد شود. اگر پدر و مادر هست که از آنها دست شسته ام و
اگر خواهر و برادر هست از آنها هم دست شسته ام دیگر کسی را ندارم و هدفم را شما می
دانید. من هدفم نجات محرومان و مستضعفان جهان است. ایمانم به الله اکبر است و این
را همیشه بر زبان دارم تا بانگ لا اله الا الله، محمد رسول الله در جهان طنین
بیفکند مبارزه هست
.
چه زیباست! لحظه ای که تفنگ از زمین کنده می شود و به سوی دشمن نشانه می رود و چه
شیرین است آن هنگام که در خون سرخ خویش می غلتیم و از شهد شهادت سیراب می شویم.
پدر
جان! مادر جان! خوابی که باید می دیدم ، دیدم . خوابی که نتیجه اش حتمی است خوابی
که نشان دهنده نمره عالی است و در جهاد نمره عالی شهادت است مرا حلال کنید و برای
خدا و رسول در برابر دشمنان خدا و رسول صدا را به گریه بلند نکنید و در مصیبت من
صبور باشید که خداوند صابران را دوست دارد و دست از رهبر و ولایت فقیه برندارید که
سعادت در همین است .»
والسلام
پرونده فرهنگی شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنری