دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید محمدرضا رنجبر جدی

• Admin-fakeh

بسم الله الرحمن الرحیم»»
««و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون»»
و گمان مبرید آنان شهید شده‌اند مرده‌اند بلکه آنان زنده‌اند و در نزد خدای خویش روزی میخورند به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و با سلام و درود بر یگانه پرچمدار عالم بشریت حضرت مهدی (عج) و نایب برحقش امام خمینی که با تلاش شبانه روزی‌اش کوشید تا این انقلاب را به ثمر برساند و با درود فراوان به روان شهیدان راه حق و حقیقت .
پدر و مادر گرامیم لازم دانستم که یک وصیت‌نامه کوتاهی بنویسم زیرا که هر مسلمانی بهتر است قبل از مردن کارهای خود را بکند و یک وصیت‌نامه بنویسد.
اینجانب رضای رنجبرجدی این وصیت‌نامه را در تاریخ 5/5/1362 مینویسم پدر و مادر مهربانم این وصیت‌نامه من پیش از شهادت است قبل از اینکه شهادت نصیبم شود من شروع کرده‌ام و امیدوارم بتوانم با یک پیروزی کامل یا جزیی برای خدا و اسلام و قرآن جان بی‌ارزشم را به الله آفریننده خود تسلیم نمایم. امیدوارم توانسته باشم برای شما یک فرزند نیکو و صالح باشم .
از شما میخواهم که پس از شهادتم برایم بی‌تابی نکنید که دشمن شاد شود بلکه خوشحال باشید زیرا من پیروز شدم و به آرزوی خود رسیدم امیدوارم برادران و دوستانم بتوانند با پایداری مرز و بوم این کشور اسلامی را از دست دشمنان پلید و کافر پاک سازند شما را به نماز سفارش میکنم و دوری از گناهان .
مادر جان هر موقع بیاد من افتادی و خواستی گریه کنی و یا اینکه بر سر قبر من بیایی آن لحظه به یاد کربلای امام حسین (ع) باش که در آن زمان با کافران و ستمگران برای پا بر جا ماندن اسلام و آزادی تمام مسلمانان از زیر سلطه یزید جنایتکار و جانی چگونه جان خود و فرزندان عزیزشان را دو دستی تقدیم حق تعالی نمودند مادر مگر علی‌اکبر و قاسم و سرباز 6 ماهه‌اش در عاشورا در کربلای امام حسین شهید نشدند و مگر حضرت عباس را دو دستش را از تن جدا نکردند من که از آن بزرگواران عزیزتر نیستم.
دوم روی سخنم با رفقا و دیگر برادرها است که اینکه ما نباید همیشه شعار بدهیم و قدری هم باید عمل بکنیم ما همیشه از کودکی تا بزرگ که شده‌ایم توی مساجد شرکت می‌کردیم و هر وقت وعاظ از حسین و دیگر ائمه سخنرانی می‌کردند و می‌گفتند که کسی نبود در روز عاشورا حسین را یاریش کند ما پیش خودمان می‌گفتیم ای کاش ما در آن روز بودیم و حسین را یاری می‌کردیم و الآن شباهت همان روز است که حسین زمان خمینی بت‌شکن است باید همه و همه یاریش کنیم . هر ندایی که این حسین زمان می‌دهد باید گوش به فرمانش باشیم و یاریش کنیم دیگر آنکه این پیامی که رهبر انقلاب فرمود امروز جبهه‌ها احتیاج به نیروی انسانی دارد و فردا دیر است من و چند تن از رفقا پیام امام را لبیک گفتیم و برای جبهه‌ها خودمان را آماده کردیم و دیگر عرضم اینکه از همه فامیل‌ها و همسایه‌ها ودیگر رفقا و دوستان حتی از غریبه‌ها اگر از من بدی دیده‌اند مرا به بزرگی خودشان ببخشند.
برادرها و خواهرها امام خمینی و همه یارانش امثال فقیه عالی‌قدر حضرت آیت الله
منتظری ، هاشمی‌رفسنجانی و خامنه ای و موسوی و نخست‌وزیر را هیچوقت تنها نگذارید اینها هستند که گذاشتند اسلام را درک بکنیم و همین قشر روحانیت است چون همه عقب افتادگی ما مسلمانان بخاطر همین بود که از روحانیت جدا شده بودیم و بحمد الله خدا نظر کرد و ما را با روحانیت
یکی کرد و دیگر تذکری به پدر و مادرم دارم اینکه اینجا و آنجا ننشینند بگویند ما هم شهید داده ایم
بگویند که یک روز خداوند به ما واگذار کرد و ما تا این روز به یاری خودش او را سرپرستی کردیم و دوباره این امانت خودش را پس گرفت .
««خداحافظ شما»» ««محمدرضا رنجبر»»
منبع: اسناد و مدارک موجود در بنیاد شهید و امور ایثارگران استان قم