دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید محمدهاشم چوبداران

• Admin-fakeh

وصایا و اسناد
احساس می‌کردم نیرویی غیبی مواظب اعمال و حرکات من است
پروردگارا:
تو خود شاهد بر مظلومیت ما هستی ،تو خود داناتر بر این تنهائی همچون حسین (ع) مادر این جنگ می‌باشی ،تو می‌دانی که ما در این جنگ بدون پشتیبانی هیچ ابرقدرتی و فقط امید به تو و با تکیه بر ایمانمان در مقابل پیشرفته‌ترین سلاحهای عالم ایستاده‌ایم ،پس خدایا ،معبودا،حتی یکی از آن نعمتها و کمکهای غیبی‌ات را از ما قطع مکن که ما فقط بامید تو می‌جنگیم.
نام :محمدهاشم
نام خانوادگی :چوبداران
نام پدر :رجب
تاریخ‌تولد :10/04/1345
ش.ش :906
محل‌صدورشناسنامه :تهران
تاریخ شهادت :23/03/67
نوع حادثه :حوادث‌مربوطبه‌جنگ‌تحمیلی
وصیت‌نامه :
بسم الله القاسم الجبارین
وصیت‌نامه دانشجوی شهید محمدهاشم چوبداران
قال الله تعالی :اذن للذین یقاتلون بانهم ظلمو و ان الله علی نصرهم لقدیر الذین اخرجوا من دیارهم بغیر حق الا ان یقولوا ربنا الله و لولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لهدمت صوامع و بیع و صلوات و مساجد یذکر فیها اسم الله کثیرا و لینصرن الله من ینصره ان الله لقوی عزیز، الذین ان مکاناهم فی الارض اقاموالصلوه و اتوا الزکوه و امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و للله عاقبه الامور.
پروردگار متعال فرمود: رخصت (جنگ با دشمنان) به جنگجویان اسلام داده شد ،زیرا آنها از دشمن ستم کشیدند و خدا بر یاری آنها قادر است ،آن مومنانی که (به ظلم کفاره)به ناحق از خانه‌هایشان آواره شده و جز آنکه می‌گفتند پروردگار ما خدای یکتاست جرمی نداشتند و اگر خدا رخصت جنگ ندهد و دفع شر بعضی از مردم را با بعضی دیگر نکند همانا صومعه‌ها و دیر و کنشتها و مساجدی که در آن نماز و ذکر خدا بسیار می‌شود همه خراب و ویران می‌شد و هر که خدا را یاری کند البته خدا او را یاری خواهد کرد که خدا منتهای اقتدار و توانایی است،آنان که خدا را یاری می‌کنند کسانی هستند که اگر در روزی زمین آنان را تمکین و اقتدار دهیم نماز به پا می‌دارند و زکات به مستحقان می‌دهند و امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند (و از هیچ کس جز خدا نمی‌ترسند چون می‌دانند که )عاقبت کارها در دست خداست اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله و خاتم النبیین و اشهد ان قرآن العظیم ،کتاب الله و اشهد ان کعبه القبلتی و اشهد ان امیرالمومنین علی ولی الله ،امامی و امام المسلمین و اشهد ان حسبن بن علی و الحسین بن علی و تسعه المعصومین من ذریه الحسین ائمه المسلمین حجج الله و اشهد ان امام المهدی صاحب العصر و الزمان و فی غیبته فی هذه العصر نائبه الامام الخمینی قائدنا المسلمین و اشهد ان انا عبد ذلیل المسکین عندالله و انا الیه راجعون.
و اشدد علی العزیمه جوانحی
السلام علیک یا ابا عبدالله ،السلام علیک یابن رسول الله السلام …. السلام علیک یا ثارالله وابن ثاره والوتر الموتور السلام علیک و علی الارواح التی حلت بفنائک علیکم منی جمیعا سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم ،السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.
اگر کمی در مباحث تعلیم و تربیت اسلامی تفحص نماییم می‌یابیم.که یکی از عوامل موثر در تربیت انسان همانا جهاد می‌باشد،یکی از خصوصیات جهاد این است که انسان با اختیار و انتخاب خودش آنرا انتخاب می‌نماید و بدلیل همراهی شدائد و سختیهای جسمی و شدائد روحی با این عمل انتخاب دشواری می‌باشد و از آنجا که اسلام هر کار تربیتی چون خلاف میل شیطان درونی انسان است ابتدا مشکل جلوه می‌نماید اما با درونی شدن آن به روح و جسم انسان تواما حلاوت و شیرینی و فرح می‌بخشد و باعث رشد می‌گردد و به همین خاطر می‌باشد که یک فرد جهادگر در برابر مشکلات زندگی و از همه مهمتر معاصی نمی‌شکند و مقاومت می‌نماید.
علاوه بر اثر تربیتی و اخلاقی جهاد که باعث بروز صفاتثی چون صبر،شجاعت،صلابت و … می‌گردد و حالتی تعبدی و مذهبی دارد چنانچه رسول گرامی می‌فرماید:کسی که برای جهاد در راه خدا خارج گردد جهت هر قدمش هفتاد هزار حسنه برایش می‌نویسند و هفتاد درجه به او داده می‌شود و بر عهده خدا است که به هر مرگی می‌میرد او را شهید محسوب دارد و اگر سالم از جنگ برگردد آمرزیده برگشته و دعای او مستجاب خواهد شد و امام صادق (ع) می‌فرماید: افضل اعمال سه چیز است
1- خواندن نماز اول وقت.
2- نیکی به پدر و مادر.
3- جهاد در راه خدا.
لازم به تذکر است که این جهاد که جهاد اصغر نام دارد مقدمه‌اش جهاد اکبر بوده زیرا تا شخص به دست خود دژ محکم آمال و هوسهای خود را ویران نسازد و پا روی امیال درونی خود نگذارد و بعبارتی خود را نساخته باشد به هیچ وجه نمی‌تواند در میدان نبرد از جان که گرانبهاترین ارزش را برای یک انسان دارد بگذرد
عرفان عشق
همان طوری که در کتب لغت آمد .ترجمه عرفان همانا شناسایی و شناختن می‌باشد البته کار با بحث لغوی عرفان نداریم عرفان جنبه‌های مختلفی دارد از جمله: شناسائی طبیعت خویشتن و خدا و … می‌باد و همینطور این مفهوم جهت‌های مختلفی می‌تواند داشته باشد مثلا در مورد شناخت طبیعت می‌توان یافتن انرژی حاصل از شکستن اتم را آورد که این انرژی در جهت مثبت می‌تواند رآکتورهای اتمی را به کار اندازد و آنرا می‌توان به انواع مختلف انرژی مبدل ساخت و در جهت منفی می‌شود با ساختن بمبهای اتمی آنها را در غارتگری و کشتار ملتها به کار برد و فجایعی نظیر هیروشیما و ناکازاکی را بوجود آورد،این دو جهت و جهتهای دیگری که از انواع مختلف شناخت استباط می‌شود وجوه بالقوه دارند و این انسان است که بدلیل دارایی قدرت گزینش می‌تواند یک یا چند جهت انتخاب نماید،شناسایی خود و خدا هم جهت‌های انتخابی دارد که از برادران و خواهرانی که در مکاتب مادی و الهی برداشت سالم و بدون غرضی دارند و از سیاستهای موجود در کره ارض آگاهند می‌توانند در این باب قلم‌فرسائی نمایند و از بحث ما خارج است ،مگر قسمتی از آن (من عرف نفسه فقد عرف ربه) آری شناخت حضرت دوست مقدمه‌ای دارد و مترتب بر آن است و آن شناسایی خویشتن خویش می‌باشد و این به علت نوعی سنخیت بین خالق و مخلوق است و مصداق این جمله این آیه است که می‌فرماید:و نفخت فیه من روحی و علت اتصال و اتکال بشر به هستی همین روح الهی می‌باشد و مثالی جهت عرفان بالا می‌آوریم.امام حسین (ع) می‌فرماید: معبود من چه کسی می‌گوید که تو پنهانی،که من برای وجود تو برهان بیاورم.
وقتی عرفان حاصل شد یافتن آغاز می‌شود اما چه یافتنی؟ یافتن حقایق ،یافتن عیوب،پیدا نمودن فقر کامل خود و غنای مطلق باریتعالی ،رسیدن به این موضوع که قطره‌ایم و به جهت این که نگندیم و از بین نرویم باید و حتما به دریای بی‌کران الهی بپیوندیم ،وقتی این احساس مستحکم شد رفاقت بوجود می‌آید چرا که هر دو از یک سنخند در نتیجه محبت و صفا ماحصل آن می‌شود و وقتی محبت قوت گرفت و به نهایت رسید عشق حاصل می‌شود البته تشخیص عاشق و معشوق بسیار مشکل است چون از طرفی مخلوق به حدی از درک رسیده که عاشق می‌گردد و از سویی عارف مطلق نیز عنایت می‌کند و عاشق خود را عاشق‌وار می‌طلبد وقتی این امر به نهایت رسید این دو می‌خواهند همدیگر را جذب کنند و ربایش عجیبی بوجود می‌آید و انسان عاشق می‌بایست قطره‌وار از مرحله خاک کنده شود و پرواز کند ،در این حالت مفهومی بنام شهادت بوجود می‌آید و شهادت نهایت تکامل هر انسان است و اول کسی که خود را طبق آیات مختلفی از قرآن شهید نامید وجود مقدس «حضرت حق » می‌باشد البته اشتباه به ذهن نشود که تنها یک راه جهت شهادت وجود دارد و آن همان کشته شدن در راه خداست چنان که برای مثال می‌توان گفت کسی که به دنبال علم برای خدا رود در هر زمانی از این پویش از دنیا رود شهید نامیده می‌شود.
و یا طالب روزی و نفقه برای عیال و فرزندان نیز همین حالت را دارد ،در ضمن باید قبولی پروردگار جهان را نیز مدنظر داشته چون عالم الغیوب می‌باشد.
پس شهادت در واقع وصال دو موجود هم‌سنخ می‌باشد که یکی قابلیت و ارزش رسیدن به دیگری پیدا نموده مثل آهن و آهنربا جذب یکدیگر می‌شوند و حالت آرامش و رضا برای هر دو بوجود می‌آید و اینجاست که قرآن در مورد «امام حسین (ع)»(شان نزول) می‌فرماید: یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی وادخلی جنتی .
از خداوند می‌خواهم این حقیر عاصی را در زمره بندگان خود قرار دهد.
4- مسائل روز
در این لحظات که دشمن بعثی بی‌رحمانه مواضع سربازان امام زمان (عج) را می‌کوبد آماده می‌گردیم تا به یاری پروردگار با یک یورش قهرمانانه دیگر به فرماندهی «مهدی زهرا (ع)»سنگرهای کفر را ویران کرده و سرزمین مقدس اسلام را از لوث بعثیون پاک کنیم.
پروردگارا:
تو خود شاهد بر مظلومیت ما هستی ،تو خود داناتر بر این تنهائی همچون حسین (ع) مادر این جنگ می‌باشی ،تو می‌دانی که ما در این جنگ بدون پشتیبانی هیچ ابرقدرتی و فقط امید به تو و با تکیه بر ایمانمان در مقابل پیشرفته‌ترین سلاحهای عالم ایستاده‌ایم ،پس خدایا ،معبودا،حتی یکی از آن نعمتها و کمکهای غیبی‌ات را از ما قطع مکن که ما فقط بامید تو می‌جنگیم.
«امام زمان» عزیز بر ما منت بگذار و فرماندهی این عملیات را هم به عهده بگیر و ما را در غلبه بر این کافران رهبری نما.
مهدی جان ببین که چگونه سربازانت مرا می‌خوانند و به تو و اجداد گرامیت متوسل می‌شوند و از شما با آبروهای نزد خدا می‌خواهندکه شفاعت کنید ما را و پیروزی ما را شما عزیزان بارگاه الهی از خدا بخواهید.
حسین جان درست است که در صحرای کربلا با تو نبودیم تا به یاریت بشتابیم و آن ظالمان تو و یاران باوفایت را مظلومانه به شهادت رساندند اما امروز فرزند برومندت پرچم به زمین افتاده اسلام را برداشته و ندای «هل من ناصر ینصرنی» سر داده است و ما چون کوفیان نخواهیم بود که او را تنها بگذاریم،حسین جان برای ما دیگر قابل تحمل نیست که شاهد اسارت حرم مطهر تو باشیم،ما زنده باشیم و گرد غریبی بر ضریح مقدس تو نشسته باشد ما زنده باشیم از زیارت تو محروم،هرگز،هرگز چنین ننگی را نمی‌پذیریم مولی جان درصورتی دست از زیارتت خواهیم کشید که دست در دست مرگ بگذاریم،همیشه یادتان باشد که به گفته «امام عزیز» مسئله مهم و اصلی جنگ می‌باشد و نباید مسائل دیگر ما را سرگرم خویش سازد و مواظب باشید که دشمنان هر زمانی از راهی وارد می‌شوند ،اکنون دیگر زیر لوای مجاهدین و طرفدار کارگر وارد نمی‌شوند از راههای دیگر وارد می‌شوند مانند صدر اسلام منافقانه قرآن به سر نیزه می‌کنند و با زبان مذهب و ائمه وارد می‌شوند،مواظب این خائنین باشید و گول آنها را نخورید و مسئله اصلی را فراموش نکنید(جنگ) جبهه‌ها را همیشه گرم نگاهدارید.
امت حزب‌الله بالاخص دوستان و خانواده‌ام سعی خود را چون گذشته بر این امر مصروف دارید که پیرو ولایت‌فقیه باشید و تمام اوامری را تمام و کمال انجام دهید و منافقانه قسمتی را که مطابق میل خودتان است را نگیرید و بقیه آن را نادیده انگارید.
ای کسانی که به من 57 می‌گفتید خمینی ، خمینی قلب ما باند فرودگاه تست و در یازدهم همین ماه ندا سر می‌دادید که وای به حالت بختیار اگر امام فردا نیاد و دوازدهم آن ماه بود در بهشت زهرا با امام بر سر گلزار شهیدان انقلاب بیعت کردید آیا با همان شدت وحدت و یا بیشتر بر قول خود استوارید یا اینکه مشکلات و دشواریهای طبیعی همراه هر انقلابی که با این حرکت ما نیز همراه بوده و هست و خواهد بود شما را به پشت کردن به رهبری و یا لااقل سستی بر وظائف و نق زدن در مقابل سختیها واداشته است.
و همیشه ذکرتان این بود که در اثر تحقق یافتن جمهوری اسلامی به رهبری امام خمینی به حکومت عدل حضرت علی (ع) در آینده (انشاالله) خواهیم رسید،پس نیکوست که صبر انقلابی پیشه سازید و از مصیبتها و بلاها نهراسید و از مسئولیتها فرار ننمایید زیرا همین نقصانهاست که باعث کمی تحرک در حرکتمان به سوی جامعه مطلق الهی می‌گردد،پس بیایید صبر ایوبی را نصب العین خود قرار دهید و یا حسین‌وار به جبهه‌ها رو کنیم(در صورت امکان حتما) و یا زینب‌گونه بقیه امور مربوط به انقلاب خونینمان را پیگیر باشیم.
5- برادران بسیج و انجمن اسلامی دانشکده.
واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا
برادران گرامی شما بزرگتر از آنید که این بنده فانی برایتان خط‌مشی تعیین کند ولی لازم‌می‌دانم که این چند خط سیاه را بنگارم.عزیزان آیا اولین توصیه‌های «امام»از اول نهضت چیزی‌جز وحدت کلمه و عدم تفرقه و توسل به ریسمان محکم الهی است ؟پس چرا باید بعضی مسائل‌زودگذر و دنیوی باعث عدم اطاعت از امر ولایت فقیه گردد ،برادران سعی در خودسازی داشته‌باشید چون بهترین تبلیغات برای اسلام نمایش آن با حرکات و سکنات خودمان می‌باشد و این‌موضوع تحقق نمی‌یابد مگر با برونی شدن اخلاقیات اسلامی پس اصولا رسالت انبیاء برای وقوع‌این مسئله می‌باشد.
(قال رسول الله :انی بعثت لا تمم مکارم الاخلاق) پس برادران بیائیم بهتر شویم وبرخوردهایمان را نیکوتر سازیم برادران مواظب حرکات هم در جنبه خودسازی و دیرگان درجهت خودسازی و حراست از دستاوردهای انقلاب باشیم و از شایعه‌پراکنی به وسیله خودمان وسایرین جلوگیری نماییم .از همه مهمتر مواظب زبان خود بوده چون گناهان ناشی از این جسم ماهیچه‌ای که به همراه حنجره و دندانها و قسمت درونی دهان و لبها صوت ایجاد می‌کند اکثرا کبیره می‌باشد ،سعی نکنیم که کمبودهای خود را به وسیه خرد کردن شخصیت اطرافیان جبران کنیم و جاذبه خود را تا حد لازم زیاد و دافعه خود را تا حد نیاز کم نمایید انشاالله در آخرت همه با سیمایی مشعشع محشور شویم نه با چهره‌ای …
6- خانواده
خانواده گرامیم :در مجموع از شما و زحماتتان متشکرم و امیدوارم مرا حلال نموده باشید و در پیشبرد اهداف انقلاب فعالتر عمل کنید و اگر انشاالله ما را طوری دیدید که اسما نام مقدس شهید را روی ما گذاشتند دعا نمایید که فقط خدا مرا قبول کند و از خدا بخواهید که این عمل را انجام دهند چون اگر چهل مومن شهادت به خوب بودن فردی دهند حضرت حق او را خواهد بخشید،اکثرا دوستان درباره گریه کردن می‌نویسند ولی این حقیر درباره خندیدن می‌گویم تا می توانید خوشحال باشید البته درک و میزان آن را به خودتان واگذار می‌نمایم ولی خواهش می‌کنم قابلیت درک این مطلب را بیابید چون بدردتان می‌خورد،هر چه از من باقی ماند در راه خیر مصرف کنید و اول از خود شروع کنید بعد دیگران،نمی‌گویم پیرو خطم باشید ولی می‌گویم دنباله‌روی راه «حسین بن علی » باشید چون جو کشور فعلا کربلایی می‌باشد و اگر تغییر یافت مطابق خط یکی از ائمه عمل کنید (منظور از فعلا سال‌57) در پایان باید بگویم من در تنهایی بزرگ شدم و در جامعه همسو و همفکر کم می‌یافتم و احساس مرا کمتر کسی مثل خودم داشت .
والسلام
7- مطالبی درباره خودم:
از زمانی که خودم را شناختم که حدود 7 سال داشتم احساس می‌کردم نیرویی غیبی مواظب اعمال و حرکات من است و تنگناها و گرفتاریها دیدی فراسوی فکرم به من داد،البته این نیرو در وی بود،تصور می‌کنم اگر این نیرو نبود یا قاچاقچی،یا چاقوکش یا کمونیست و یا مجاهد خلقی شده بودم،البته علائم بیرونی تفکرات و تصورات درونی من قابل درک برای سایرین یا نبود یا اینکه شبهه‌ای به نظرشان می‌آمد،
در ضمن باید بگویم از لحاظ فکری تمام ابعاد منفی و مثبت یک انسان را در حد ظرفیتم تا سر حد نهایت تجربه کرده‌ام چنانچه به بعضی از دوستان شاید گفته باشم اگر من فعلا بمیرم (سال 67) و شرایط شهید را داشته باشم مانند حر بن یزید ریاحی از دنیا رفته‌ام،چیزی که لازم است گوشزد کنم این است که بعضی‌ها برخی از حرفهای جدی مرا روی حساب اینکه به تصور خودشان نپخته‌ام به باد تمسخر می‌گیرند و می‌گویند: عارف بازی در می‌آورد ولی چنین نیست زیرا خداوند جهان که اراده می‌کند،عیسی بن مریم در گهواره سخن بگوید و آتش نمرودیان ابراهیم را نسوزاد می‌تواند یک ذره از عنایتی را که به بزرگان داده است به ما نیز لطف نماید،اما در چند ماه گذشته مسائلی برایم مشهود گشته که تمام آنها را به صورت دورنما قبلا خواب دیده و هر کاری را که هم اکنون انجام می‌دهم احساس می‌کنم از قبل به من دیکته شده و نیرویی مرا به این سو هدایت می‌کند و به آرزویم که «دید پیدا کردن» روی افراد است رسیده‌ام و تا حدودی می‌توانم با قرینه‌ها و رویاهای صادقانه اصل اطرافیانم را بشناسم و طوری عمل کنم که آن صفات سیئه از آنها زایل شود،می‌دانم که در دید افراد مختلف شخصیتهای مختلفی دارم و تمام اینها یکی بیش نیست،یکی از اموری که برای عده‌ای از دوستان گفته بودم و باز بازگو می‌کنم این است که به طور ناخودآگاه به کشته شدنم در میدان جنگ آگاه بودم،نمونه این آگاهی را در بیمارستان آیه الله کاشانی «شهرکرد» برای یکی از مخلصین گفته بودم ولی او در آن زمان مرا با خنده‌ای به باد تمسخر گرفت .بگذریم کسی که خداوند او را بخواهد هدایت کند می‌کند و این امر برای او نه تنها ساده است بلکه از ملزومات حکمت و قدرت و عزت است ، بدانید که تنها راه رهایی از بند گناهان را من شهادت تشخیص نمی‌دهم ولی از بهترین راهها می‌باشدو
در خاتمه باید بگویم قدر نعمت رهبری انقلاب را بدانید زیرا همین نعمت باعث رسیدن این حقیر به فیض عظمای شهادت شد و همانطور که در قبل گذشت قدر نعمت بدانید زیرا «من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق »
آخرین حرف من این است که قدر و منزلت خود را در یابید و به سوی صراط مستقیم الهی با استعانت از خدای متعال رهسپار شوید.
قل ان صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین.
بگو ای پیامبر نمازم و طاعتم و زندگیم و مرگم برای خداست که پروردگار جهانیان است
والسلام علی من التبع الهدی
7/2/67
بنده فانی خدا
الحقیر
محمدهاشم چوبداران _x001D__x0004_
منبع: مرکزاسنادبنیادشهیدوامورایثارگران تهران بزرگ