وصیتنامه شهید محمد اسماعیل اسکندری
زندگی نامه/وصایا
امیران ارتش
خورشید غم انگیزترین غروبش را در مقابل دیدگانم به اجرا در آورده است و من بر تخته سنگی نشسته به طنین امواج که گهگاهی به ساحل سنگی دریا می کوبد گوش می دهم
به گزارش
نوید شاهد گلستان:
شهید
«محمد اسماعیل اسکندری»
، سی ام اردیبهشت،1343،در روستای مهترکلاته از توابع شهرستان کردکوی به دنیا آمد. پدرش گل وردی، کشاورز بود و مادرش صدیقه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه درس خواند و دیپلم گرفت. سال 1365ازدواجکرد. به عنوان ستوان دوم ژاندارمری در جبهه حضور یافت. نوزدهم مرداد ،1366با سمت فرمانده گروهان در سنندج توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای امامزاده روستای روشن آباد تابعه شهرستان زادگاهش واقع است.
دریا خاموش و آرام است.
دسته ای از مرغان دریایی در ساحل پرواز می کنند.
خورشید غم انگیزترین غروبش را در مقابل دیدگانم به اجرا در آورده است و من بر تخته سنگی نشسته به طنین امواج که گهگاهی به ساحل سنگی دریا می کوبد گوش می دهم.
نسیم خنک دریا رخسارم رانوازش میدهد و چشمانم به غروب خورشید خیس شده است.
گویا کشتی درهم شکسته ای است که لحظه به لحظه دردریای بی کران اسمان غرق میشود.
قطره های اشک از دوری تو از گوشه چشمانم بر دشت گونهایم جاری میشود و بر تخته سنگ ساحلی می لغزد وچون جویباری کوچک خود را بدست امواج می سپارد و اینک من و امواج خروشان دریا در انتظار بازگشت تو بی صبر و قراریم.
در ساحل یاد تو ایستادم و درمقابل دیدگانم دریایی از عشق تکثیر میشود.
سرود میهنم نام بلند توست ای تازه تر از صبح افقهای دور ، پر از حضور نوازش توست.
چون پرنده ای اسیر در قفس تنگ دنیا لحظات را به سختی می گذرانم وامید آزادی تنها مایه تسکین من در این عذاب است.
تو خود مرا از این زندان رها کن تا با بالهایی خونین به سویت برگشتم و جاودانه شوم.
یا خمینی محبت درون قلبم را می شکافم و قطره ای از خون قلبم را به عنوان سلام اهداء تومی دارم.
عزیزم خواستم از میان گلهای زندگی گلی چیده و تقدیمت کنم به تکاپو افتادم جستجو کردم به هر جایی سر زدم و هر کس را بویدم اما مطلوب خود را نیافتم.
عاقبت مایوس در اندیشه او فرو رفتم یک باره نقطه ای جالب بیادم آمد.
نقطه ای که فقط لایق و شایسته تو بود میدانی چه هدیه ای ، آری هدیه دوستی ، دوستی بی آلایش من است به هرجا که نمی توان از این پاکتر و بهتر پیدا کرد پس هدیه مرا بپذیر مایوسم مکن.
من طوفانی نیستم که ذوق آرزوهایت را درهم شکسته و به را هم ادامه دهم.
والسلام
منبع معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید گلستان/ پرنده فرهنگی شهدا