دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید محمد بهتویی

• Admin-fakeh

پروردگارا! به من توفیق ده که در راه تو و در راه ولی تو کشته شده و به فیض شهادت، نایل گردم. اگر این دعا شامل حالم شد و لیاقتش را داشتم، آن وقت است که از تمامی بندها و اسارت‌ها رهیده و به سالار شهیدان و معلمان،حسین(ع) پیوسته‌ام و رستگار شده‌ام.
چرا که ما رزمندگان، معلممان حسین(ع)، کلاس‌مان سنگرهای به خون آغشته از خون پاکان و کتاب‌مان قرآن، درس‌مان درس شهادت و امتحان قبولی، رسیدن به شهادت است و من توانستم در این دانشگاه(جبهه) مدرک قبولی را گرفته و به کشتی نجات امام شهیدان حسین(ع) که برای دل‌شدگان این کشتی ساخته شده است.
حسین(ع) چراغ راه هدایت است
و پیامبر در این مورد می‌فرماید: «ان‌الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه»؛ حسین(ع) چراغ راه هدایت و کشتی نجات است، سوار شده و در جوار الله و رضوان‌الله راه یابم؛ ان شاء الله.
و به همین جهت از رزمندگان می خواهم که هنگام تشییع‌ام، چند قدمی مرا تشییع کنند تا کوردلان و منافقان بدانند که رزمندگان، اینگونه قبول‌شدگان این مکتب را تشویق کرده، هدیه خدا می‌کنند.
برای پیروزی اسلام، دعا کنید
و اما پیامی برای پدر و مادرم؛ پدر جان! دعا کنید به درگاه خداوند و هر وقت به یاد من افتادید، به یاد قافله امام حسین(ع) نیز باشید و برای پیروزی اسلام، دعا کنید، چون با خون امام حسین(ع)و ما بود که اسلام توانسته است پیروز باشد.
و از اینکه من نتوانستم وظیفه فرزندیم را نسبت به شما انجام دهم، واقعاً معذرت می‌خواهم. این راه، راهی بود که همه انبیا، اولیا و امامان رفتند و ما هم می‌بایست این راه را برویم؛ چون با خدا پیمان بسته بودیم و خود را از ادامه‌دهندگان راهشان قرار داده بودیم.
لذا تا آخر، بر سر پیمان خود ماندیم تا جان سپردیم و چون مردان خدا، راه مولایمان، امام شهیدان حسین(ع)را پیش گرفته، غیر از خدا هیچ ندیده، به هیچ چیز فکر نکرده و پرده‌های غفلت را دریده، به خدای بزرگ رسیدیم.
در مسیر انقلاب حرکت کنیم
و اما تو ای مادرم! مرا حلال کنید، خوشحال باشید که امانت خدا را به خوبی تحویل دادید، می‌دانید که تربیت برادران و خواهرانم به عهده شماست، شما باید عقیده و هدف ما را به آنها بگویید و آنها هم وظیفه‌شان این است که هدف و عقیده ما را برای دیگران بازگو کنند.
مادر! من به وجود شما افتخار می‌کنم و از شما حلالیت می‌طلبم و شما هم از دوستان و مردم برایم حلالیت بطلبید تا شاید آنها نیز از گناهان این بنده حقیر و عاصی درگذرند. انشاءالله.
و اما پیامی برای دوستان و برادران عضو انجمن اسلامی شریف‌آباد و مدرسه، ای برادران، باید ببینید که تا چه اندازه در مسیر انقلاب حرکت می‌کنید.
باید ببینید با همه این مسؤولیت‌ها و راه‌حل‌ها، آیا باز هم تکان خورده‌اید که بفهمید انقلاب چه و یا اصولاً اسلام چه می‌گوید و چه می‌خواهد؟ باید فکر کنید و ببینید چه هستید و چه باید باشید؛ آیا همانی هستید که خدا، امام امت و خانواده شهدا از شما انتظار دارند؟
تتفرقه را از میان‌تان دور کنید
حال که مسؤول نجات همه مستضعفین و مظلومین جهان هستید و حال که تمامی بیچارگان عالم چشم امید به شما و نسل شما دوخته‌اند، باید خیلی جدی‌تر، خودتان را در سنگر انجمن، مساجد و مدارس و همه صحنه‌های انقلاب به سلاح ایمان، عبادت، جهاد و اخلاق با سیاست، خودسازی، دگرسازی و جامعه‌سازی مجهز کنید.
باید در انجمن مطالعه کنید تا توحید، نبوت، معاد و دیگر اصول و فروغ را آموخته و در زندگی به آنها عمل کنید و باید تمام اعمالتان، کردارتان، گفتارتان و تشکیلاتتان، برای رضای خدا باشد و مطمئن باشید که به دست آوردن رضایت خداوند، بدون سختی و ناراحتی نیست.
باید تبلیغات‌تان، ارشادتان و افعالتان بیش از اینها باشد و یا اگر غیر از اینها باشد، نه تنها اجتماع، بلکه خداوند هم اصلاً از شما نخواهد پذیرفت و پیام آخرم با امت حزب‌الله، بخصوص جوان‌ها این است که اولاً، از همه شما عاجزانه حلالیت می‌طلبم و امیدوارم که مرا حلال کنید و در ثانی، تفرقه را از میان‌تان دور کنید.
گوشه‌گیری را کنار بگذارید و به میدان بیایید
جوان‌های شریف‌آباد، باید بدانید الآن موقعی است که باید با تمام قوا خود را علیه دشمن مهیا کنید، الآن موقعی است که باید وارد تشکیلات و سازمان‌های رزمی شوید، گوشه‌گیری را کنار بگذارید، به میدان بیایید و در همه حال پشتیبان ولایت‌فقیه باشید.
از روحانیت خط امام جدا نشوید و در همه صحنه‌های انقلاب، به خصوص در نمازجمعه و جماعت و دعاها حاضر باشید.
و در خاتمه سلام مرا به امام عزیزتر از جانم برسانید و بگویید که در تمام عاشوراها، حسین(ع) را تنها نگذاشتم، سنگرم خالی نماند و بر پیمان خود تا آخر وفادار ماندم.
منبع: بنیاد شهید و امور ایثارگران استان قزوین