دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید محمد رجبی

• Admin-fakeh

با حمد و ستایش پروردگار عالمیان و با سلام به محضر مبارک امام زمان (عج) و نایب
بر حقش امام خمینی
وصیتی به پدر و مادر گرامی؛
پدر و مادر عزیزم خدا را شکر می کنم که به من توفیق
رفتن به جبهه را داد و علت رفتن من به جبهه این می باشد که امام امت فرمود که رفتن
به جبهه ها برای تمام اقشار جامعه از اهم واجبات است لبیک گفته باشم، من خودم را در
برابر این همه خون هایی که برای اسلام
قرآن و کشورم ریخته شده مسئول می دانم و اگر قرار باشد ما در ایجا بمانیم
و با ناراختی زندگی کنیم این خیانت است به خون شهدا.
… و الان جنگ بین دو کشور نیست جنگ بین
اسلام و کفر و کفار است
ما باید برای نجات اسلام حتی جانمان را فدا کنیم همانطور که
تعداد زیادی از شهدای عزیزمان جان خود را برای اسلام و قرآن و این مملکت فدا کرده
اند.
پدر و مادر عزیزم تنها شما نیستید که زحمت بزرگ کردن
فرزندتان را می کشید، بلکه تمام خانواده های شهدا نیز این زحمت را کشیده اند ،
مگر فرزندان انها برایشان عزیز نبود، مگر خون ما از کسانیکه خانه و زندگی دنیوی
را رها کرده اند و به سوی جبهه ها می روند و سرانجام شربت شهادت را می نوشند رنگین تر است.
پدر و مادر عزیزم خانواده هایی هستند که حتی چهار شهید
داده اند و حتی خانواده هایی هستند که غصه این را می خورند که چرا فرزند ندارند و چرا فرزندشان در این موقع کوچک است که به جبهه
بفرستند.
مگر نه اینکه امام حسین می دانست شهید می شود با
این وجود با فرزندان اهل بیت و یاران با وفایش
به کربلا رفت و فرزندانی چون علی اکبر و علی اصغر را فدای اسلام کرد و خودش هم سر انجام به شهادت رسید.
البته تمام فرزندان نزد پدر و مادر امانتی هستند که
خداوند به ان ها سپرده و چه بهتر است اکه
این امانت را در راه خودش اسلام و قرآن
فداکنید.
پدر و مادر من دیدم که هر چقدر بیشتر اینجا بمانم
بیشتر به گناه آلوده می شوم تصمیم گرفتم به جبهه بروم و جبهه محلی است برای خود
سازی و تقرب به درگاه الهی که انشااله
خداوند مرا در این را یاری نماید.
منبع: مرکز اسناد اداره کل
بنیاد شهید

وصیت‌نامه شهید محمد رجبی

• Admin-fakeh

؛
السلام علیک یا ابا عبدالله (ع)
السلام علیک یا فاطمه الزهرا
(ع)
با سلام به حضرت مهدی یگانه پرچم دارد عدالت گستر و
نایب بر حقش حضرت امام خمینی روحی و ارواحنا الفدا و سلام بر شهیدان در خون خفته
که با خون خود خاطره کربلای حسینی را زنده کردند و بیاد اسراء در بند صدام که
دیواره های زندان عراق از مظلومیت آنها شهادت میدهند و به امید پیروزی لشگریان
اسلام بر کفار جهانی و آزادی کربلا و بیت المقدس و به احتزاز در آمدن پرچم لا اله
الله در جهان.
خدمت پدر و مادر و برادران و خواهران و همسر مهربانم؛
امیدوارم که آخرین سلام مرا بپذیرید و از خدا
بخواهید این قربانی را از شما قبول نماید اگر شما را با تحمل و یا زبان و یا حرکت
خود ناراحت کرده ام حلالیت می طلبم شما به مردم بگوئید اگر به گردن من حقی داشته و
یا اگر در مورد آنها غیبت کرده ام ، مرا حلال کنید و از دست من راضی باشید. از خداوند متعال برای تمامی شما صبر و
استقامت و ایمانی کامل و سلامتی حضرت امام امت و شما را خواستارم و امیدوارم که
امام و انقلاب را یاری نمائید.
همسر خوبم ؛
امیدوارم که آخرین سلام مرا پذیرا باشی و مرا حلال
کنی چون من برای تو همسر خوبی نبودم ولی تو در عوض مهربان بودی من از دست شما راضی
هستم امیدوارم شما هم راضی باشید و خداوند هم از تو راضی باشد از علی آقا و زینب
خانم خوب نگهداری کن،
شما اکنون بار سنگینی بر دوش داری باید هم برای فرزندانم
پدر و هم مادر خوبی باشی شما امیدت به خدا باشد.
فکر نکن من رفتم چه می شود همه ما
باید یک روزی از این دنیا برویم خداوند متعال فرموده من جانشین شهید در خانواده او
هستم سعی کن خدا را فراموش نکنی امام و انقلاب را رها نکنی
چون شما بالاترین
سرمایه زندگی خود که شوهرت بوده برای این انقلاب نقدیم اسلام نمودی من در آن دنیا
برای شما دعا میکنم و بیاد شما هستم هر وقت بر سر مزار من آمدی فرزندانم علی و
زینب را هم با خود بیاور چون دیگر وقتی ندارم در همینجا وصیت خود را تمام میکنم به
امید پیروزی اسلام بر کفر.
منبع: مرکز اسناد اداره کل
بنیاد شهید

وصیت‌نامه شهید محمد رجبی

• Admin-fakeh

در سالروز شهادت شهید محمد رجبی
دوم آذر1340، در روستای مهدی‌آباد از توابع شهرستان تربت‌جام به دنیا آمد. پدرش رجب، کشاورز بود و مادرش زهرا نام داشت. در حد خواندن و نوشتن سواد آموخت. او نیز کشاورز بود. سال 1362 ازدواج کرد و صاحب یک دختر شد.
بسمه
تعالی
‎
‏حمد
و ستایش شایسته خدای مهربانی است که انسان را آفرید و انبیاء و اولیاء را هدایت
بندگان خود گردانید و درود و سلام بر خاتم انبیاء و وصی او علی مرتضی و خاندان او
که پیشوایان هدایت و سالار و سرور بشریتند بنام خدا و بنام پیامبر گرامی‌اش و بنام
خاندان گرامی پیامبر وصیت نامه ام را شروع می کنم برای این منظور به جبهه آمده ام
که تا آنجا که می توانم در راه اسلام عزیز فداکاری کنم و بر علیه دشمنان مکتب
اسلام بجنگم و خدای را شکر و سپاس که به من توفیق حضور در جبهه را عطا فرمود من
اگر تنم بر خاک افتد خون جراحت به بدنم هزاران شکوفه زند گامهایم همه از راه خسته
شوند اگر غلط بر خاک و سنگ قتلگاه زنم و از درد جراحت چشم برهم نهم دائم زیر مشت و
لگدهای کثیفان از درد برخود پیچم داغ حسرت یک آه را بردلشان خواهم گذاشت چونکه در
مکتبم اسلام مردن در خون یک افتخار است مردن بدون آه مردن با لبی خندان این
قانون اسلام است و تنها شما مزدوران باید
شاهد مرگم باشید و اگر صدائی از من شنیده شود آن بانگ الله اکبر است که اندامتان را خواهد لرزاند
.
مادیر
گاهی است که با الله پیمان بسته ایم. دیرگاهی است که عاشقانه سر به تیغ شما سائیده
ایم سالها است که بی پروا مرگ را آغوش گشوده ایم و اگر خونم را ریزی بر خاک و سنگ
کشوراسلامیم پیمان جاودانه عشق را ثبت خواهم کرد و در دفتر ایام زمان این شهادت را
با حماسه می آمیزم در زمانیکه همه طاغوتیان و جباران که دستشان تا مرفق به خون مستضعفان آلوده است و کمر به نابودی اسلام بسته اند و قصد نابودی
انقلاب خونبار حسینیان را در سر دارند من نیز به مسئولیت شرعیم وظیفه خود دانستم
که در این نبرد شرکت نمایم که در این راه پیروزی و شهادت هر دو رستگاری و شهادت است
و شکر خدا یرا که به من سعادت جنگیدن در راهش را عطا فرمود
برادران و خواهران امروز روزیست که بر همه شما حجت تمام شده و هیچ عذری ندارید اگر
کوتاهی کنید به رو سیاهی ابدی گرفتار
خواهید شد این زندگی زودگذر دنیا ارزشی ندارد که
بواسطه آن زندگی ابدی آخرت را خراب کنید
من
می روم ولی به شما برادران خواهران ، پدران و مادران عموما تأکید می کنم اگر می
خواهید رستگار باشید بر شما باد به ولایت فقیه معتقد به ولایت فقیه باشید و بدانید
خط ولایت فقیه ، در این زمان همان خط علی علیه السلام در عید غدیر خم می باشد و
خطهای دیگر همان خطهای انحرافی آن زمان است
و
اما نکته ای به پدر عزیزم پدرجان سلام از مرگ فرزندت محمد حسین نگران نباشید چون
جایی نرفتم که باید نروم جائی رفتم که باید می رفتم اما چه بهتر که عاشقانه برویم
در راه خدا جهاد و شهادت چه خوش است که
جای هیچگونه نگرانی را ندارد
.
و
همچنین مادر مهربانم و بهتر از جانم دلسوزم اگر مادر ناراحتی از من داشتی باید
ببخشید و من می دانم که حق مادری را که مادری دلسوز برای من بودی من فرزند خوبی
برای شما نبودم و امیدوارم با آن بزرگواری خودتان من را ببخشید که انشا ءالله می رویم که راه کربلای
حسینی باز شود برای مادران دلسوز خانواده های معظم شهداء
.
و
یک پیامی هم به همسرم دارم که اگر از من ناراحتی دیده اید باید ببخشید و مادرم
نباید از شما ناراحت شود و برای همدیگر ناراحتی ایجاد نکنید و هیچ وقت از مرگ من
غمگین نباشید بلکه خوشحال باشید
.
و
نکته ای هم به برادر عزیزم آقای حسین رجبی عرض کنم که برادر جان اگر چنانچه از من
ناراحتی دیده اید با آن بزرگواری خودتان حلالم کنید و وصی من نماینده من شما برادر
عادل هستید که تا آنچه که در توان دارید ناراحتی برای مادر عزیزم و همسر مهربانم
ایجاد نکنید باید آنطوری کار بکنید که رضای خدا در آن باشد در خاتمه از تمام
خواهرانم مریم صدیقه کبرا فاطمه جان خداحافظی می کنم حلال بودی می طلبم همچنین از
آقا میرزاهای عزیزم آقای اکبر غلامی امیر آقای حسینی داوطلب تمام دوستان و خویشان
حلال بودی می طلبم و خدا حافظی می کنم چنانچه اگر شهادت نصیبم شد من را به کنار
مزار برادرم علی اصغر جان دفنم کنید
.
‎
منبع: پرونده فرهنگی شهداء اداره هنری اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امورایثارگران خراسان رضوی