دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید محمد رضا مرادی

• Admin-fakeh

وصیت نامه اینجانب محمدرضا مرادی، فرزند حاج محمد ابراهیم؛
اول سلام به پدر بزرگوارم پس از سلام، پدر جان! تقاضا دارم که اجازه بدهید که من
خودم را معرفی کنم برای نبرد با دشمنان دین و قرآن و دشمنان جمهوری اسلامی ایران بعثیان عراق دشمن جان و ناموس مال
و دشمن جمهوری اسلامی ایران، پدر جان من با جناب حجت الاسلام آقای قدوسی صحبت کردم
ایشان هم بشرط رضایت شما اجازه دادند که من به سرپرستی 20 نفر دیگر از دادستانی
انقلاب عازم به جبهه بشوم . به گفته امام عزیز خدمت گزاران صدیق در هر کجا که خدمت
بکنند قربه الله عبادات است . زهی سعادت که ما بتوانیم دشمن متجاوز بعثی را از
سرزمین مقدس ایران تار و مار کنیم و به جبهه بفرستیم و نابود کنیم ان شاءالله و شر
این کفار ظالم را از سر مسلمانان دور کنیم. هر کس برای خدا قدم بردارد پیروز خواهد
شد. انشاءالله ما پیروزیم که فاتح برگردیم، اگر هم کشته شدیم در راه خدا برای حفظ
جان و ناموس و حفظ وطن و حفظ قرآن کشته شدیم که این مرام امام حسین (ع) و منطق دین
مبین اسلام است.
پدر جان! حالا عاجزانه از شما تقاضا دارم اجازه بدهید که من
برای جبهه خودم را آماده کنم و معرفی کنم و دعای خیر شما و همه ملت ایران بدرقه
راه ما و دیگران خواهد بود . باز هم شما را یادآور می نمایم که همیشه سعادت این
بود و هست که می فرمودی خدا را ناظر بدانید و برای خدا قدم بردارید که رستگار
خواهید شد . من هم از خداوند بزرگ مسئلت دارم که نصرت و توفیق مرحمت کند . که ملت
ایران و جمهوری اسلامی به رهبری امام خمینی پرچمش را به تمام دنیا به احتزار
درآورد . پدر جان شما خودتان می فرمودید که آیت الله العظمی امام خمینی(ره) با دست
خالی به لطف خدا پرچم پرافتخار جمهوری اسلامی را به دوش گرفت و رهبری ملت را عهده
دار شد و مردم مسلمان و پیرو قرآن اطاعت نمودند و به پیروزی کامل رسید .
الحمدالله پدر جان یادآور می شوم که در سال 1345 که مشرف
شدیم قم در حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیه که یک آوایی شعار می داد و از
امام زمان درخواست می کردیم که امام را برگرداند و از هیچ کس و ساواک واهمه به دل
راه نمی دهیم و باز هم یادتان است که در آخر مجلس آیت الله رضوی اراک دعای خیر
برای آمدن امام می کردیم و چقدر پول جمع آوری می کردیم و می فرستادیم. از هیچ کس
واهمه نداشتیم بغیر از خدا . خلاصه پدر جان التماس دعا دارم از شما و از همه افراد
هیئت رضوی اراک مخصوصا در ماه صفر کنار مرقد مطهر حضرت رضا سلام الله علیه برگشتم
که چه بهتر چنانچه برنگشتم مرا ببخش و طلب مغفرت برایم بکن و همه ساله که مشرف به
آستان حضرت رضا که شب 29 ماه صفر بالای سر حضرت تا صبح بودید و از آن حضرت خواسته
خود را می گرفتی . اما وصیت من اگر به لطف
خدا با پیروزی برگشتم که چه بهتر چنانچه برنگشتم مرا ببخش و طلب مغفرت برایم بکن و
همه ساله که مشرف به آستان حضرت رضا با هیئت می شوید بالای سر حضرت رضا کما فی
السابق ختم بگیرید و دعا کنید. برای من و برای همه مردم مخصوصا حضرت امام خمینی(ره)
و حضرت آقای قدوسی و همه علماء عالیقدر و همه مردم انقلابی ایران.
پدر جان! سلام مرا
به آقایم حضرت رضا برای همیشه برسان و بگو محمدرضا پسر من یکی از نوکران و
جاروکشان آستان مقدس تو می باشد، وقت جان دادی بالای سرش حاضر باش. خودت فرمودی، هر
کس مرا در غربت زیارت کند، من شب اول قبر بالای سرش می روم. سلام بر تو ای امام غریب،
سلام بر تو ای امام معصوم ، سلام این نوکر دلباخته، خود را بپذیر.
در خاتمه پدر جان!
اگر خودم توانستم به کربلا مشرف شدم چه بهتر… چنانچه عمرم کفاف نداد هر وقت به
زیارت هر کدام از امام و امام زاده مشرف شدید، مرا از یاد نبرید و سلام مرا هم به
آن برسان. همه رفقای هیئت فامیل همه مردم
ایران، زن و مرد را سلام برسان . خدایا تو شاهد باش برای رضای تو اطاعت از تو به جبهه می
روم از تو نصرت و یاری می خواهم. امام را دعا کنید.
منبع: پرونده فرهنگی شهدا،اداره اسناد انتشارات، هنری