دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید محمد عمویی

• Admin-fakeh

بسم الله الرحمن الرحیم» _x001D__x0003_
«وصیت نامه شهید محمد عمویی (وصیت نامه اول)»
به نام پروردگاردرهم کوبنده ستمگران وجباران تاریخ و جهان‌و با سلام به امام امت این قلب تپنده مستضعفین جهان‌وحامی مظلومان وبا درود به تمامی شهدای راه حق وحقیقت .
«اکان دین محمد لا یستقم والا بقتلی فیاسیوف خزینی »
قال حسین ابن علی (ع)
یعنی اگر دین محمد (ص) جر به کشته شدن من استوار نمی ماند پس ای شمشیرها مرا برگیرید .
با سلام خدمت پدرومادرعزیزم وصیتی داشتم با شما که اگرمن شهید شدم گرچه لیاقت شهادت درراه الله وسعادت شهید
بودن را درخودم نمی بینم ولی به هرخال هر کسی بایستی وصیت نامه ای داشته باشد من خواهشی از شما پدر ومادرم دارم
این است که اگر من شهید شدم برای شهادت من گریه وعزاداری نکنند وصبور باشند چون دشمن از گریه شما شاد می شود
وبرای شما بایستی باعث افتخار باشد که پدر ومادر شهید هستید واز شما طلب بخشش می کنم که فرزند خوبی نتوانستم برای شما باشم ودر گذشته گناهانی ویا خطاهایی از من سرزده است که از روی جاهلی ونادانی بوده واز شما می خواهم که مرا حلالم کنید وبا سلام خدمت خواهر عزیزم وداماد عزیزم آقا غلام وبا سلام خدمت برادر عزیزم علی آقا وخانمت وبا سلام خدمت حسن آقا وپس از تقدیم عرض سلام از شماها می خواهم که در این مدتی که در حیات بودم خطاهایی ویا گناهانی از من سرزده بود از شما می خواهم که مرا ببخشید که چون از روی نادانی وجاهلیت بوده واز شما می خواهم که مرا حلالم کنید وراضیه ومرضیه خانم را ازقول من روبوسی نمایید وبا سلام به همسرعزیزم وپس از تقدیم عرض سلام ازشما می‌خواهم که‌من اگرشهید شدم وصیتی‌دارم که امیدوارم به‌آن درست عمل کنی من الان‌درجبهه هستم که این وصیت نامه را می‌نویسم
وقت من خیلی کم است ووقتی ندارم … واز تو می خواهم که صبر داشته باشی واجرت را ضایع نکنی واز اینکه نتوانستم در این مدت 3سال شوهر خوبی برای تو باشم می خواهم که مرا ببخشید واز اینکه من شهید شدم هیچگونه بی قراری نکنی و بایستی برای تو باعث افتخار باشد که شوهر تو توانست سهم کوچکی در دین اسلام وانقلاب داشته باشد هیچ وقت خدا را فراموش نکن اوست که می آفریند ومیمیراند چون من عاشق الله شدم وبه معشوقم رسیدم چون عشقی بود ناگهانی در من ایجاد شد که بالاترین عشقها است که معبودی جزخدا نیست ومسئولیتی که درغیاب من به تو داده‌میشود این است که فرزندم وقتی بزرگ شد می خواهم فرزندی باشد که من می خواهم من چه می خواهم ، من می خواهم که فرزندم از کودکی رشد اسلامی و سیاست اسلامی داشته باشد بهتر است ساده تر بگویم می خواهم فرزندم یکی از یاوران امام امت که ادامه دهنده راه انبیاء
است باشد وفردی حزب اللهی باشد واین تو هستی که می‌توانی حسین را به راه هدایت کنی وچیزی که ازتو می‌خواهم این است
که حرفهای مخالفین اسلام وانقلاب اسلامی را گوش نکنید چون آنها کورانی هستند که نمیبینند وکرانی هستند که نمی‌شنوند این حرفهایی که به تو می زنم از روی تحقیق وتجربه می زنم وحقیقت را یافتم مبادا کسی تو را از خط اسلام وامام امت جدا
کند پس مانند کوه استوار باش وحرفهایی که در گذشته به من زدی فقط می توانی با این وصیت نامه ثابت کنی یعنی حرفهایی که به تو گفتم عمل کنی ودیگر اینکه برای عزاداری من زیاد خرج نکنی چون شهیدانی بودند که جسدشان در بیابانها طعمه
حیوانات شدند وگمنام ماندند ومن هم می‌خواهم تا آنجایی که می‌شود گمنام بمانم وبا سلام خدمت پدر ومادرزنم وبرادرزنم
وپس ازتقدیم عرض سلام از شما می خواهم که مرا ببخشید واز اینکه داماد خوبی برای شما نبودم از شما خواهانم که مرا حلالم کنید واز اینکه من به شهادت رسیدم شما هستید که باید به زهرا تذکر بدهید که صبور باشد وبه او دلداری بدهید تمام دوستان وآشنایان وفامیل را از قول من حلالیت بخواهید شما زهرا خانم اگر 5هزار تومان از عبدالله گرفتید من 300
تومان به عبدالله بدهکاربودم و2هزار تومان هم به برادرم بدهکارم بدهید وهرکسی اگر از من طلبی دارد بدهید واز آنها
حلالیت بخواهید وماشینم را هم می توانی بفروشی وپولش را به دردت بزنی از قول من حسین را روبوسی نمایید واگر گفت بابا بگو بابا رفته پیش خدا. ودرضمن به نماز وحجابت خیلی اهمیت بده در پایان سلامتی تمامی رزمندگان اسلام وشما را از درگاه خداوند متعال خواهانم .
آن کسی که تو را شناخت جان چه کند
فرزند وعیال وخانمان را چه کند
دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی
دیوانه تو هر دو جهان را چه کند
«بسم الله الرحمن الرحیم»_x001D__x0003_
«وصیت نامه شهید محمد عمویی (وصیت نامه دوم)»
شکر وسپاس خدایی را که بر آدم مهلت نهاد تا خود انتخاب گر راه خود باشد در دوران زندگی هر فردی یک روز امتحان
می شود وهستند کسانی که از این امتحان الهی پیروز بیرون می آیند در این زمان که دین اسلام وحق وحقیقت درخطر است وتمام ملل جهان کمر به نابودی آن بسته اند ودر این زمان که کشور اسلامی ایران مورد حمله دشمنان خدا قرار گرفته وظیفه شرعی خود دانستم که پای درچکمه کنم ودین خدا را یاری نمایم اکنون که بار هجرت بسته ام وخود را برای جهاد اصغر آماده کرده ام وامیدوارم که بتوانم در جهاد اکبر هم پیروز شوم وآنگونه که مکتب اسلام خواسته است بتوانم خود را سرباز جندالله بپرورانم پدرم از اینکه از موجود پرشر عمرت یک شهید پرورش یافته است افتخار کن وقربانی ناقابلی که اهدا کردی
خرسند باش . باری مادر عزیزم خوب می‌دانم که طاقت شنیدن خبرشهادت فرزندت را نداری ولی بدان که‌باید صبر واستقامت کرد آیا حسین (ع) درزمین کربلا وآیا زینب چگونه فریاد حسین را در برابر جباران تاریخ اقامه کرد وطاغوتیان را رسوا کرد
میدانم که هرچند برایت چه ناگواری است ولی برای خدا وبرای اینکه روحم آزرده نشود از شما یک خواهش دارم وآن اینکه هرگز قطره اشکی در چهره ات مشاهده نشود واثبات کن آنچه داده ای تنها یک امانت بوده است .
وبا سلام به همسر عزیزم دراین وصیت نامه حرفهایی که به مادرم گفتم به تو هم می گویم وخواهشی که از تو دارم اینکه در این مدت 3سال که با من زندگی کردی اگرشوهرخوبی برای تو نبودم وحتما هم نبودم امیدوارم که مرا ببخشید ودراین مدت
اگر هرچه بدی ویا خوبی از من دیدی وحتما هم از من بدی دیدی ازتو می خواهم که حلالم کنی ویا گناهانی ویا خطاهایی ازمن به تو سرزده است مرا ببخش وخیلی از تو شرمنده ام که در ظاهر تنهایت گذاشته ام ولی در باطن تنها نیستی من تو را و یکدانه فرزندم را به خدای یکتا می سپارم پس به الله فکر کن وتنها نیستی ودر پایان از پدر ومادر عزیزم … من از شما شرمنده ام زیرا نتوانستم آن حقی را که برگردن من داشتید ادا کنم می بخشید .
در پایان از شماها تقاضا دارم که برای سلامتی و طول عمر رهبر کبیر انقلاب امام خمینی دعا کنید.
والسلام _x001D__x0004_
_x0003_
منبع: مرکزاسنادبنیادشهیدوامورایثارگران تهران بزرگ