دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید محمد قاسم عبدالرحمن چاپاری

• Admin-fakeh

وصایا و اسناد
شهید محمد قاسم عبدالرحمن چاپاری هفتم فروردین ماه سال 1337 در تهران بدنیا آمد و در سن 23 سالگی به فیض شهادت نائل آمد.
وصیتنامه برادر محمد قاسم عبدالرحمن چاپاری
آنهائی که مخالف امام و روحانیون مبارز و متعهد و مخالف دولت رجائی می‌باشند
نباید زیر تابوت مرا بگیرند زیانکارترین مردم آنها هستند که عمرشان را در راه حیات
دنیای فانی تباه کردند و بخیال باطل پنداشتند نیکوکاری میکنند .
انسان که خدا را شناخت
عاشق او میشود و انسانی که عاشق شد تمام پلیدی ها را از خود میراند تا اینکه خوشنود
از نعمتهای خدا پیش خدای خود میرود و رستگار میشود مادر مهربانم و برادر و خواهر عزیزم
از اینکه من را در راه خدا و اسلام دادید ناراحت نباشید خوشحال باشید و با خدای بخشنده
مهربان اینطور سخن بگوئید که خدایا یک فرزند در راه تو قابل ندارد فرزندانم را و نیز
خود را اگر تو بخواهی در راه تو میدهم و این هدیه ناقابل را از من بپذیر که از حسین
علیه السلام و دیگر ائمه خدا بالاتر نیستم، انسانیکه خود راشناخت اسلام و خدا را شناخت همه کارهای صالح را یک وظیفه میداند من
منتی بر خدا ندارم و شماها هم ندارید این یک وظیفه است و همه ما مسئولیم در راه خدا
با جان و مال و زبان جهاد کنیم هرکس اینکار را نکند خلاف کار است و مجازات میشود مادر
جان من با چشمی باز و اراده راسخ و با شادی و هیجان خاصی بطرف جهاد علیه کفر رفتم تا
شکر نعمتهای خدا را بجا آورم شاید رستگار شدم و ما همه از اوئیم و بسوی او باز خواهیم
گشت بسخنان امام خوب گوش دهید و عمل کنید تا رستگار شوید زیرا خدا در هر دوره راهنمائی
برای هدایت و ارشاد مردم فرستاده که آن راهنما
حجت خدا بود و در این دوره امام خمینی حجت خداست .
امام ما را از تاریکی ظلمت
بطرف روشنائی هدایت کرد امام خمینی همه کسانی که بطرف فطرت بیگانه و طاغوتی رفته بودند
یا گرایش بیشتر داشتند بطرف فطرت خدائی خویش برگردانیده و علیه طاغوت استعمار و استثمار
بسیج کرده‌اند قسم به خدا ،به کعبه، به هابیلیان تاریخ ،به شهیدان اعصار و قرون به
پیام‌آوران الهی به کتابهای آسمانی به قرآن -به محمد- به علی- به مهدی موعود به امام
عزیز به گلگون کفنان انقلاب به قطره قطره خون شهیدان جبهه نبرد تا در مسجد کوفه به
نماز بایستم تا در بیت المقدس فریاد تکبیر سر بدهم.
مادرم من نمیگویم که برایم گریه نکن ولی آهسته‌آهسته که دشمن خوشحالی نکند
و برادرم که اسلحه من را بزمین نگذارید که دشمن آنرا بردارد
برای خواهرانم – برای دوستانم که رهبر را فراموش نکنید.
این دو چیز را بزمین نگذارید
قرآن و ولایت فقیه
والسلام

منبع: مرکز اسناد ایثارگران تهران بزرگ