دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید محمد پارسا

• Admin-fakeh

بسم رب الشهدا،
والصدیقین
« ان الموت الذی تفرون
منه فانه ملاقیکم ثم تردون الی عالم الغیب و الشهاده»
سه روز بیشتر نیست که وارد منطقه جنگی شده‌ایم و تا کنون
وصیت نامه ننوشته بودم هر روز صدای خمپاره‌ها و انفجار توپ‌ها و غرش مسلسلها که
پیام آوران مرگ و شهادتند مرا بخود می‌آورد که مرگ نزدیک است و تو هنوز وصیتنامه
ننوشته‌ای. امروز غروب، انگیزشی درونی مرا واداشت برخیزم و وصیت کنم، در همین فکر
بودم که هنگام وضو گرفتن برای ادای نماز مغرب و عشاء برادرم صبوری فرمانده گردان
ما خبر داد که امشب دشمن قصد حمله دارد. فکر کردم که الان وقت وصیت کردن است. فکر
می‌کردم لابد حرف برای گفتن زیاد دارم که برای بازماندگان و آنان که هنوز این راه
افتخار آمیز را نرفته‌اند بزنم ولی می‌بینم که من حرفهای گفتنی را قبلاً برای مردم
گفته‌ام و قطعاً صدای من به گوش‌هایشان طنین افکن است. در لحظه مرگ نمیتوان به فکر
دنیا بود و از دنیا نوشت و لذا وصیتی جزء‌ دعوت به وحدت و شناخت حق و راه حق و
بدست گرفتن مسیر تقوی و ترس از خدا و جهاد در راه اقامه کامل دین حق ویاری مستضعفین
و پیش گرفتن اخلاق نیکو ندارم.
از خدا میخواهم که از سر تقصیرات من عاصی گناهکار بگذرد و از
دریای بی کران لطف و رحمتش مرا بی نصیب نفرماید. از زحمات دلسوزانه و بیدریغ مادرم
این شیر زن دلیر که چون کوه استوار است و شهادت برادرم رضا نتوانست او را متزلزل
کند بسیار سپاسگذارم و از ایشان تقاضا مندم که با شهادت من نیز صبر خدا داده را
داشته باشند و به دیگران نیز توصیه به صبر بفرمایند. از ایشان به خاطر زحمتهائیکه
بایشان تحمیل کرده‌ام واقعاً طلب بخشش می‌کنم و به ایشان اطمینان میدهم که
همچنانکه در موقع خداحافظی از من خواستند به عهدم وفا کنم، قول میدهم که در صورت
رسیدن به فیض عظمای شهادت که آرزوی همیشگی من بوده است در نزد خدا عهد و پیمان خود
را با ایشان فراموش نخواهم کرد تا تقدیر الهی چه باشد.
از همسر باوفای خودم نیز طلب بخشش می‌کنم و امیدوارم که
همچنانکه شمع وجودش گرمی بخش زندگانی من
بود و نهایت ایثار و فداکاری را در زندگی من بکار برد با صبر زینب‌واری که در او
سراغ دارم حرکت بخش و تداوم بخش انقلاب اسلامی به رهبری امام بزرگوار و عالیقدر
انقلاب، روحم و مرادم امام خمینی باشد . انشاءالله که او هم بخاطر خطاها و
لغزشهایی که داشته‌ام ببخشد و از من راضی باشد. از خواهر عزیزم و برادران خوبم و
سایر بستگانم و کلیه افرادی که مرا میشناسند بدینوسیله در خواست بخشش لغزشها و
خطاهایی را که از من دیده‌اند دارم انشاءالله .
همچنانکه در مزار برادر شهیدم گفتم اگر ما از باب جهاد وارد
بهشت نعمات خدا شویم آنها از باب صبر راه ورود به بهشت خدا را برای خود باز کنند
در رابطه با مایملکی که دارم همسرم به هرنحو که مقتضی بداند عمل خواهد کرد و از
بابت مهریه‌اش هم هر چقدر که من را مدیون خودش میداند میتواند از مایملکی که دارم
تامین کند.
به برادران عزیز پاسدارم که مدتی در خدمتگزاریشان بودم سلام
رسانده و به آنان توصیه میکنم که قدر این لباس مقدسی را که پوشیده‌اند بدانند و
سعی کنند شایستگی بیش از پیش برای بجای آوردن حق این لباس را احراز کنند . بیش از
گذشته در کسب فضایل اخلاقی و انسانی و بالابردن بینش اسلامی و مکتبی‌شان کوشش کنند
و نگذارند عوامل کم شعور و بی اطلاع از عمق واقعیات و سطحی نگری در میانشان ایجاد
شکاف و تفرقه و دودستگی نمایند . از برادران بسیج این جان برکفان عاشق خدا و
انقلاب که بی هیچ مزد و منتی ایثارگرانه وقتشان را صرف بقای انقلاب و حفظ آن میکنند
نیز تقاضا میکنم که هیچگاه از سپاه جدا نشوند و خودشان را سرباز امام زمان و
پاسداران را فرماندهان خود بدانند.
سپاه بدون بسیج و بسیج بدون سپاه کاری از پیش نخواهد برد از
سایر برادران عزیز نیروهای نظامی و انتظامی شهربانی و ژاندارمری فردوس که مدتی را
دوشادوش هم در سنگر مقدس حراست و پاسداری از انقلاب بوده‌ایم نیز خداحافظی کرده و
به آنان توصیه میکنم که از نیروهای انقلابی سپاه و بسیج جدا نشوند و آنان را در
جهت فراگیری ایدئولوژی راستین اسلامی و مکتبی مربی خود بدانند و متقابلاً تجارب
نظامی خود را به آنان بیاموزند که امروز حیاتی ترین مسئله ما روح واحدی است که در
اندام امت اسلام دمیده شده است و این روح خداست که دنیای اسلام را زنده کرده است .
نباید از ملت و از سایر نیروهای مردمی جدا شد.
در خاتمه توفیق همه عزیزان را در راه خدمت هر چه بیشتر به
اسلام و انقلاب اسلامی خواستارم و به همه دوستداران انقلاب و عاشقان پاک باخته خدا
توصیه میکنم که قدر شهدای خودشان را بدانند و خانواده شهدا را فراموش نکنند .
بهمین خاطر برای زنده شدن یاد شهدای عزیز منطقه فردوس انتظار دارم که عکس همگی شهدا
در تشییع جنازه من آورده شود . بامید این که آخرین بازماندگان دشمن کافر را در هم
کوبیم.
و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه منیبا و لا حول و
لا قوتة الا بالله العلی العظیم . والسلام
علیکم و رحمة الله و برکاته
23/10/1360
محمد پارسا
منبع : اداره اسناد و انتشارات اداره کل بنیاد شهید و امور
ایثارگران خراسان جنوبی