دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید محمد یاری

• Admin-fakeh

در سالروز شهادت شهید محمد یاری
مردم شهید پرور و مقاوم ایران همان طور که از اول این انقلاب در پیروزی این انقلاب کوشید حالا هم همین طور با استقامت و مقاوم باشید
فرازی از وصیت نامه شهید
مردم شهید پرور و مقاوم ایران همان طور که از اول این انقلاب در پیروزی این انقلاب
کوشید حالا هم همین طور با استقامت و مقاوم باشید و همیشه در صحنه باشید.
زندگینامه شهید
یکم فروردین 1345، در روستای پشمک از توابع شهرستان گنبد کاوس به دنیا
آمد. پدرش قاسمعلی، کشاورزی می‌کرد و مادرش محترم نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی
درس خواند. کارگر بود. به عنوان سرباز ژاندارمری خدمت می‌کرد. هفدهم مهر 1367، در کردستان
هنگام درگیری با گروه‌های ضد انقلاب به شهادت رسید. پیکر او در گلزار شهدای شهرستان
نیشابور به خاک سپرده شد.

وصیت‌نامه شهید محمد یاری

• Admin-fakeh

شهدای استان
گنجینه شهدا(2)
ای پدر و مادری که این وصیت نامه را می‌خوانید در تربیت کودکان خود و یاددادن قوانین اسلام به فرزندان خود کوشش کنید.
به گزارش نوید شاهد: جمله بالا
بخش هایی از گنجینه به یادگار مانده از شهید محمد یاری است، او سال 1344 در
شهرستان خلخال به دنیا آمد و 24 اسفند ماه سال 1363 به درجه رفیع شهادت رسید.
فرازی از این نوشته های گهربار را می خوانیم.
خدایا! تو را شکر می‌گزارم از
اینکه تنها دعای این بده گناهکارت که بطرف قبله مقدست قسم خوردم قبول نمودی و به
من توفیق دادی تا اینکه توانستم به ندای «هل من ناصر ینصرنی» حسین زمان و نایب
برحق حضرت قائم مهدی(ع) امام خمینی رهبرم را لبیک گفته و توانستم عاشقانه برای
ستیز با یزیدیان زمان عازم میدان نبرد شوم.
بارالها! خدایا! به مقربان
درگاهت قسمت می‌دهم که اگر صلاح می‌دانی عمر ما را به شهادت پایان برسان.
بارخدایا! به ناله یتیمان پدر
شهید شده قسمت می‌دهم رهبر کبیر و امید مستضعفین عالم را تا ظهور حضرت مهدی(ع) حفظ
بفرما و به مسلمانان چنان نیرویی ایمانی عطا کن که تا آخرین لحظه و آخرین قطره خون
از فرامین گهربار حضرت ایشان اطاعت نمایند.
و شما ای پدر و مادر مهربان که
با هزاران زحمت و رنج و با نگرانیهای زیادی که کشیدید و مرا بزرگ کردید و این زحمت
شما در پرورش من امتحان الهی بود که از امتحان در پیشگاه خدا قبول شدید و بخاطر
این زحمت سرتان را بالا نگهدارید که بوظیفه خود در مقابل خداوند خوب عمل کرده‌اید
و بدانید که جان امانتی است و ما این امانت را به صاحب اصلی‌اش برخواهیم گرداند و
در این امانت‌داری بهترین امانت‌داری را بجا آوردیم.
از خدای متعال می‌خواهم که به
شما چنان صبر و استقامت عطا بفرماید که زینب وار پیام حسینیان زمان را به تمام
جهان برسانید.
آفتاب عمر چه زود غروب می‌کند،
آنگاه که خدا بخواهد که انسانی دنیا را وداع گوید اما چه زیباست که این تقدیر به
لطافت قلب مادری باشد که فرزند دلبندی را در آغوش بگیرد و این کار میسر نباشد مگر
به لطف خداوند با شهادت در راه خدا و مکتب و وطن و اینک که با یاد خدا به جبهه می‌روم
خدای من شاهد است که نه برای گرفتن انتقام و نه برای اینکه شهید شوم به بهشت بروم
بلکه تنها هدفم از این کار احیای دینم و تداوم آن و پایم را در چکمه می‌کنم.
خدا را بیاری می‌طلبم زیرا که هدفم خدا، مکتبم
اسلام و مرادم روح الله است و هر قدمی که بردارم و هر گلوله ای که بطرف دشمن شلیک
کنم و قلب سیاهش را هدف سازم خدا را به یاد آورم، هر گلوله ای که بر تنم بخورد با
یاد خدا دردش را که شیرین تر از شکر است تحمل میکنم، بخدا قسم اگر قبل از کشته
شدنم می‌دانستم که هنگام کشتنم هزار تکه‌ام خواهند کرد و هر تکه‌ام را در آتش
خواهند سوزانید و بعد خاکسترم را به باد خواهند داد و بعد از من خانواده‌ام را به
اسارت برند باز هم از صراط مستقیمی که خدایم به آن هدایتم نموده بر نگشته و در
زمره کافران در نخواهم آمد.
وصیت من این است که همیشه پیرو خط امام باشید آنگاه
هیچ خطر و انحرافی شما را تهدید نخواهد کرد و بار دیگر تکرار می‌کنم بایستی از
امام و رهبری پیروی کرد در غیر این صورت مورد مواخذه خدای بزرگ قرار می‌گیریم.
رهنمودهای امام را با گوش و دل بشنوید و با تمام وجود در انجام فرامین امام کوشا
باشید.
بارالها! از تو می‌خواهم که
شهادت را نصیبم بفرمایی تا بنده ذلیلت که ماندنش سودی برای اسلام ندارد جز به
شهادت، چرا که شاید شهادت بتواند ثمربخش باشد و من که به ندای «هل من ناصر ینصرنی»
حسین زمان لبیک گفته ام و جبهه آمده ام تا از اسلام دفاع کنم و از شما ای برادر و
ای خواهر گرامی تقاضا دارم که همیشه به یاد خدا بوده و به یاری امام بشتابید و
همیشه دعاگوی عمر امام باشید و دامن پاک فرزند زهرا امام امت را هیچ وقت رها نکنید
و اگر افتخار شهادت نصیبم شد بدانید که آگاهانه زیستم و آگاهانه جنگیدم و آگاهانه
به ابدیت پیوستم و فریاد سر می‌دهم که من فدای مکتب خمینی شده ام.
ای پدر و مادر مهربان از شما
می‌خواهم که اگر شهید شدم بر سر قبرم جوان ناکام ننویسید که من ناکام نمرده ام
بلکه با مردن خویش که شهادت است به کام خود رسیدم و اگر به فیض شهادت رسیدم هیچکس
برای من گریه نکند و سیاه نپوشد و بجای آن شیرینی پخش کنید و ای پدر و مادری که
این وصیت نامه را می‌خوانید در تربیت کودکان خود و یاددادن قوانین اسلام به
فرزندان خود کوشش کنید.
پدر و مادر و عزیزانم مبادا در
سوگ من ناراحت شوید اگر ناراحت شدید بروید نزد پدر و مادر شهدا و از آنان درس صبر
و استقامت بگیرید.
پدر و مادر عزیزم به افراد حزب
اللهی از نظر مادی و چه از نظر معنوی کمک کنید. پدر و مادر و برادر و خواهر من در
خانه یک پرچم سرخ برای من آویزان کنید و موقعی که جنگ تمام شد و انتقام خون همه
شهیدان گرفته شد آن را بردارید تا دشمن بفهمد که مردم تا انتقام خون شهیدان را
نگیرد از پای نخواهد نشست و دیگر از شما می‌خواهم که آرم سپاه آرم شهادت را بر سر
قبرم ترسیم کرده و نام امام بزرگوار را بر روی سینه ام بگذارید تا قلبم آرامش پیدا
کند.
سلام مرا به تمام مستضعفان
جهان برسانید و اگر . شهید شدم بدانید که آگاهانه شهید شده ام چون اینگونه اعتقاد
داشتم. وقتی که امپریالیسم کافر قصد نابودی اسلام را دارد و همچنین امام امت فرمود
بسوی جبهه ها بشتابید که فردا دیر است احساس وظیفه نمودم و به جبهه اعزام شدم و
رفتن به جبهه را وظیفه شرعی خود دانستم.
عزیزان من برای شما از پیشگاه خدای تبارک و
تعالی طلب صبر و استقامت می‌کنم هیچ وقت غمگین نباشید. مگر اعضای خانواده در عروسی
فرزند خود غمگین می‌شود! چون من آرزوی دیدار مولایم حسین(ع) را دارم نباید شما
غمگین باشید. چون که غمگین بودن شما روح مرا ناراحت می‌کند.
عزیزانم بر بالای در خانه‌مان
پرچم سیاه نزنید بلکه پرچم سبز زده و افتخار کنید که فرزند شما در آزمایش و یاری
دین خدا سربلند بیرون آمده است و در جلوی چشم دشمنان گریه نکنید.
پدر و مادرجان بعد از شنیدن
خبر شهادتم خواهش می‌کنم اشک مریزید زیرا امام بزرگوارمان در سوگ فرزندش اشک نریخت
چون می دانست که وعده خدا در این امر می‌باشد.
پدرم و مادرم و برادران و
خواهرانم از من راضی باشید از محمد راضی باشید و در آخر خدا را شکر کنید و برای
سلامتی طول عمر امام دعا کنید و مرا حلال کرده و از همه شما التماس دعا دارم و
همچنین تو که امید داشتم یار دیرینه من باشی؟ وقت کم است ولی برادران موقع رفتن
شما را ندیدم که از شما خداحافظی کنم مرا ببخشید اگر از من ناراحتی دیده اید به
بزرگی خودتان ببخشید. خداحافظ شما باشد.
و این شعار را باز هم تکرار
کنید « رهسپاریم با خمینی تا شهادت»
./