وصیتنامه شهید محمودمکرمی
صفحه نخست سرویس
در سالروز شهادت شهید محمودمکرمی منتشر می شود
برادران استغفار و دعا را از یاد نبرید که بهترین درمانها برای تسکین دردهاست و همیشه بیاد خدا باشید و در راه او قدم بردارید و هرگز دشمنان بین شما تفرقه نیندازند و شما را از روحانیت متعهد جدا نکنند که اگر چنین کردند روز بدبختی مسلمانان و روز جشن ابر قدرتهاست
نویسنده :
حمیدرضا گل هاشم
نوید شاهد سمنان:
محمود مکرمی
یکم آبان 1343، در
شهرستان دامغان به دنیا آمد. پدرش محمدحسین و مادرش خدیجه نام داشت. دانش آموز اول
متوسطه بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. بیست و ششم تیر 1362، در سردشت
توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت گلوله به سر و دست،
شهید
شد. مزار او در گلزار
شهدای فردوسرضای زادگاهش قرار دارد.
بسمه تعالی
وصیت
نامه اینجانب محمود مکرمی فرزند محمد حسین مکرمی شماره شناسنامه 210 متولد سال
1343 صادره از دامغان وصیت نامه ام را اول با حدیثی از رسول خدا شروع می کنم:
قال رسول
الله: اشرف الموت قتل الشهادت شرافتمندترین مرگها شهادت است.
با سلام
و درود بر مولا امام زمان (عج) امام عصر و منجی عالم بشریت و با سلام و درود بر
یگانه رهبر ایران حضرت امام خمینی و با سلام بر سپاهیان جبهه های جنگ و با درود بر
جانبازان انقلاب اسلامی ایران و با درود بر شهیدان همیشه جاوید انقلاب خونبار
اسلامی ایران که با خون خود انقلاب اسلامی ایران را آبیاری نمودند با درود بر
امامی که شب را زنده نگه میدارد و در نیمه های شب گریه می کند و مانند قطرات باران
اشک میریزد و برای پیروزی رزمندگان دعا می کند و شب تا به صبح به عبادت مشغول است.
اینک که
از بند اسارت آزاد شده ام و به سوی جبهه ها پرواز نمودم بسیار خوشحال هستم خوشحال
از آنکه از ظلمت رها شده ام که به جایی رفتم به دیاری رفته ام که در آنجا خون
هزاران شهید ریخته شده است و امام زمان بر آن سرزمین قدم نهاده است و به سرزمینی
که در آن مملو از عشق به خدا و توسل برادران رزمنده به ائمه معصومین است قدم نهاده
ام.
ای
خداوند بزرگ و یکتا ترا ستایش می کنم که این نعمت بزرگ را بمن داده ای، ای خداوند
من در برابر این نعمت بزرگت چنین گویم آنقدر به جبهه می روم و می جنگم تا شهید شوم.
من سفارش دارم به جوانانیکه
هنوز در خواب غفلتند که پا به جبهه نگذاشته اند
ای
جوانان نکند
در غفلت بمیرید که علی در محراب عبادت شهید شد.
ای جوانان نکند
در
رختخواب ذلت بمیرید که حسین در میدان نبرد شهید شد و مبادا در حال بی تفاوتی
بمیرید که علی اکبر حسین در راه حسین و با هدف شهید شد. ای مادران مبادا از رفتن
فرزندانتان به جبهه جلوگیری کنید که فردا در محضر خدا نمی توانید جواب زینب را
بدهید که تحمل 72 شهید را نمود همه مثل خاندان وهب جوانانتان را به جبهه بفرستید
جسد او را هم تحویل نگیرید زیرا مادر وهب فرمود سری را که در راه خدا داده ام پس
نمی گیرم.
برادران
استغفار و دعا را از یاد نبرید که بهترین درمانها برای تسکین دردهاست و همیشه بیاد
خدا باشید و در راه او قدم بردارید و هرگز دشمنان بین شما تفرقه نیندازند و شما را
از روحانیت متعهد جدا نکنند که اگر چنین کردند روز بدبختی مسلمانان و روز جشن ابر
قدرتهاست
. ای برادران عزیزم حضورتان را در جبهه های حق علیه باطل ثابت نگه دارید.
در امام بیشتر دقیق شوید.
بار
خدایا پرچم لااله الاالله را در روی کره ی زمین به اهتزاز درآور. بارخدایا توفیق
شهادت در راهت را نصیبم بگردان. خدایا، بارلها، معبودا، معشوقا، مولایم، من ضعیف و
ناتوان دوست دارم چشمهایم را دشمن در اوج دردش از حلقه در بستان درآورد و دستهایم
را در تنگه چزابه قطع کند و پاهایم را در خونین شهر از بدن جدا سازد و قلبم را در
سوسنگرد آماج رگبارهایش کند و سرم را در شلمچه از تن جدا نماید تا در کمال فشار و
آزار دشمنان مکتبم ببینند که گرچه چشمها و دستها و پاها و قلب و سینه و سرم را از
من گرفته اند اما یک چیز را نتوانسته اند که بگیرند و آن ایمان و هدفم است که عشق
به الله و معشوقم و به مطلق جهان هستی و عشق به شهادت و عشق به امام و اسلام است.
والسلام
علیکم و رحمة الله و برکاته
محمود
مکرمی
منبع:کتاب وصیت نامه کامل شهدای استان سمنان / نشر شاهد / بنیاد شهید و امور ایثارگران استان سمنان