وصیتنامه شهید مرتضی عبدالعظیمی
بسم الله الرحمن الرحیم
من طلبنی وجدنی و من وجدنی عرفنی ومن عرفنی احبنی و من احبنی عشقنی و من عشقنی عشقته و من عشقته قتلت ومن قتلته فعلی دیة فانا دیة .
آنکس که مرا طلب کند مییابد مرا و آنکه مرا یافت می شناسد مرا ، و آنکس که مرا شناخت دوستم می دارد و آنکس که دوستم داشت عاشقم می شود و آنکس که عاشقم شد عاشقش میشوم و آن کس را که عاشقش شدم می کشمش و آنکس را که کشتمش خونبهایش برمن واجب است و آنکس که خونبهایش برمن واجب است پس من خونبهای او هستم . « حدیث قدسی »
خدایا تورا شکرمیکنم که به من مرگ پر افتخار و در راه حق نصیب کردی هم اکنون که با کوله باری از محبت به کاروان سرخ حسینیان می پیوندم از دوستان وآشنایان انتظار دارم که در راه رسیدن به جامعه گرم و پرمحبت اسلام کوشا باشید و چون ما که پیروان اسلامیم با ظلم همیشه در ستیزیم و من در این جبهه دیده و فهمیدهام که درمبارزه ایمان است که میجنگد به همین دلیل از تمامی دوستان و آشنایان مخصوصا خانواده عزیزم میخواهم که در بالاتربردن سطح تقوای خود و خودسازی کوشا باشند و برای رسیدن به جامعه اسلامی به تمامی آشنایان توصیه میکنم که پیرو روحانیت باشید درخاتمه برای اینکه دینی بر گردن نداشته باشم تمام اشیاء و اموالی را که از کسی طلب دارم حلال میکنم و از دوستان و آشنایان انتظار دارم که اگر چیزی ازمن طلب دارند به پدر و مادرم رجوع کنند و وصول دارند ، معادل یک ماه روزه و دو ماه نماز قضا دارم که امیدوارم مورد عنایت خانواده قرار گیرد .
خواهم امشب که بامادرخویش اندکی دست در آغوش کنم .
دامنش پرکنم از شبنم اشک ، تا که این درد فراموش کنم.
یاد دارم که به من میگفتی ، آید آن روز که داماد شوی.
من که داماد شدم ای مادر پس سزا باشد اگرشاد شوی
حجلهام تیرو عروسم خون است .
مادرا بهتر از این چیست دگر .
ومن الله التوفیق
مرتضی عبدالعظیمی
13/2/61
منبع: مرکزاسنادبنیادشهیدوامورایثارگران تهران بزرگ