دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید مسعود صیاد اربابی

• Admin-fakeh

بسم الله الرحمن الرحیم
«مپندارید کسانی را که در راه خدا کشته شده‌اند مرده‌اند، خیر آنها زنده هستند و نزد پروردگارشان از خداوند متعال روزی می‌خورند».
به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و با سلام به رهبر انقلاب و پیر جماران و سلام و درود بر تمامی شهیدان اسلام. اولین وصیت من به برادر و خواهر مهربانم این است که مادر و پدر را اذیت نکنند و حرف‌ها و پندهای پدر و مادر را گوش کنند و «بهشت زیر پای مادران است» گرچه که من از عهده این کارها به خوبی برنیامدم و حتی نتوانستم یک ذره از زحمات پدر و مادر خوب و مهربانم را ادا کنم. خلاصه مادر خوب و مهربانم شیرت را بر من حلال بدار. چون نتوانستم یک ذره از زحماتت را جبران کنم.
پدر و مادر مهربان درست است که هر پدر و مادر وقتی که صاحب فرزند می‌شوند و خداوند به آنها فرزند می‌دهد، مانند این است که نهالی را کاشته‌اند و من هم مانند این نهال هستم که شما کاشته‌اید و وقتی که این نهال بزرگ می شود و تبدیل به یک درخت کامل می شود، پدر و مادر این انتظار را دارند که از میوه های این درخت استفاده کنند و در زیر این درخت استراحت کنند و من نتوانستم سایه‌ای برای شما پدر و مادر مهربانم باشم. و نتوانستم میوه‌ای به شما بدهم، تا شما راحت باشید، ولی پدر و مادر مهربانم در حال حاضر، هم وطن و هم اسلام احتیاج به این دارد که من و امثال من به یاری آنها بشتابیم و هر چند که لیاقت شهید شدن را هم ندارم و دیگر آنکه این دنیا فانی و رفتنی است و همه بالاخره می رویم و این دنیا فصل کشت است و آن دنیا فصل درو و این دنیا با کسی وفا نکرده و من خوشحالم از این که زودتر از شما پدر و مادر گرامی به آن دنیا می روم و نیستم که بگویم بدون شما چه کار کنم و رفتم که در آن دنیا وسایل راحتی شما را مهیا کنم تا شما در آن دنیا وقتی آمدید، با خیال راحت بیایید و ثواب شهید شدن مرا شما برده باشید.
همچنین پدربزرگ ها و مادربزرگ‌های مهربانم به مانند پدر و مادر برایم مهربان و دلسوز بودند. و همچنین دیگر اعضای خانواده و همچنین از خداوند متعال خواستارم که برادرم علی جان را در تمام کارها یاری کند، تا بتواند از عهده کارهایی که من برنیامدم او برآید و حقی که برگردن من بوده است، ادا کند و همچنین خواهر خوب و مهربانم و محسن جان و مژده خانم بتوانند جای مرا در دل شما پدر و مادر گرامی پرکنند، هم چنین یک وصیت دیگری که دارم این است وقتی که شهید شدم، هیچ کس نباید در دفن من گریه کند، بلکه باید خوشحال باشید و شیرینی بدهید و امام را تنها نگذارید و مسجدها را خالی نگذارید و نمازهای یومیه را و نماز شب را همیشه سروقت برپا دارید، چون که هر که راه اسلام را نرود، همیشه مورد تهاجم دیگران قرار می گیرد و حقش گرفته می شود و هم چنین از خداوند متعال دعاگوی و خواستار این هستم که یاری کنند آنها را در تمام کارها و سالم نگه دارد همیشه آنها را. و مرا در هر جا که دوست دارید دفن کنند.

وصیت‌نامه شهید مسعود صیاد اربابی

• Admin-fakeh

بسم الله الرحمن الرحیم
«مپندارید کسانی را که در راه خدا کشته شده‌اند مرده‌اند، خیر آنها زنده هستند و نزد پروردگارشان از خداوند متعال روزی می‌خورند».
به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و با سلام به رهبر انقلاب و پیر جماران و سلام و درود بر تمامی شهیدان اسلام. اولین وصیت من به برادر و خواهر مهربانم این است که مادر و پدر را اذیت نکنند و حرف‌ها و پندهای پدر و مادر را گوش کنند و «بهشت زیر پای مادران است» گرچه که من از عهده این کارها به خوبی برنیامدم و حتی نتوانستم یک ذره از زحمات پدر و مادر خوب و مهربانم را ادا کنم. خلاصه مادر خوب و مهربانم شیرت را بر من حلال بدار. چون نتوانستم یک ذره از زحماتت را جبران کنم.
پدر و مادر مهربان درست است که هر پدر و مادر وقتی که صاحب فرزند می‌شوند و خداوند به آنها فرزند می‌دهد، مانند این است که نهالی را کاشته‌اند و من هم مانند این نهال هستم که شما کاشته‌اید و وقتی که این نهال بزرگ می شود و تبدیل به یک درخت کامل می شود، پدر و مادر این انتظار را دارند که از میوه های این درخت استفاده کنند و در زیر این درخت استراحت کنند و من نتوانستم سایه ای برای شما پدر و مادر مهربانم باشم. و نتوانستم میوه ای به شما بدهم، تا شما راحت باشید، ولی پدر و مادر مهربانم در حال حاضر، هم وطن و هم اسلام احتیاج به این دارد که من و امثال من به یاری آنها بشتابیم و هر چند که لیاقت شهید شدن را هم ندارم و دیگر آنکه این دنیا فانی و رفتنی است و همه بالاخره می رویم و این دنیا فصل کشت است و آن دنیا فصل درو و این دنیا با کسی وفا نکرده و من خوشحالم از این که زودتر از شما پدر و مادر گرامی به آن دنیا می روم و نیستم که بگویم بدون شما چه کار کنم و رفتم که در آن دنیا وسایل راحتی شما را مهیا کنم تا شما در آن دنیا وقتی آمدید، با خیال راحت بیایید و ثواب شهید شدن مرا شما برده باشید.
همچنین پدربزرگ ها و مادر بزرگ های مهربانم به مانند پدر و مادر برایم مهربان و دلسوز بودند. و همچنین دیگر اعضای خانواده و همچنین از خداوند متعال خواستارم که برادرم علی جان را در تمام کارها یاری کند، تا بتواند از عهده کارهایی که من برنیامدم او برآید و حقی که برگردن من بوده است، ادا کند و همچنین خواهر خوب و مهربانم و محسن جان و مژده خانم بتوانند جای مرا در دل شما پدر و مادر گرامی پرکنند، هم چنین یک وصیت دیگری که دارم این است وقتی که شهید شدم، هیچ کس نباید در دفن من گریه کند، بلکه باید خوشحال باشید و شیرینی بدهید و امام را تنها نگذارید و مسجدها را خالی نگذارید و نمازهای یومیه را و نماز شب را همیشه سروقت برپا دارید، چون که هر که راه اسلام را نرود، همیشه مورد تهاجم دیگران قرار می گیرد و حقش گرفته می شود و هم چنین از خداوند متعال دعاگوی و خواستار این هستم که یاری کنند آنها را در تمام کارها و سالم نگه دارد همیشه آنها را. و مرا در هر جا که دوست دارید دفن کنند.

وصیت‌نامه شهید مسعود صیاد اربابی

• Admin-fakeh

شهید مسعود صیاد اربابی فرزند محمد در شانزدهم فروردین 1345 در شهرستان تربت حیدریه دیده به جهان گشود. تحصیلاتش را تا سوم متوسطه ادامه داد و سپس به عضویت بسیج سپاه پاسداران درآمد. وی در هیجدهم مردادماه 1362 در مهران به فیض شهادت نائل آمد.
به گزارش نوید شاهد سیستان و بلوچستان، شهید مسعود صیاد اربابی فرزند محمد در شانزدهم فروردین 1345 در شهرستان تربت حیدریه دیده به جهان گشود. تحصیلاتش را تا سوم متوسطه ادامه داد و سپس به عضویت بسیج سپاه پاسداران درآمد. وی در هیجدهم مردادماه 1362 در مهران به فیض شهادت نائل آمد.
در وصیت نامه این شهید والامقام می خوانیم:
ﺑﺴﻢ ﷲ اﻟﺮﺣﻤﻦ اﻟﺮﺣﯿﻢ
«ﻣﭙﻨﺪارﯾﺪ ﮐﺴﺎﻧﯽ را ﮐﻪ در راه ﺧﺪا ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪه اﻧﺪ ﻣﺮده اﻧﺪ
ﺧﯿﺮ آﻧﻬﺎ زﻧﺪه ﻫﺴﺘﻨﺪ و ﻧﺰد ﭘﺮوردﮔﺎرﺷﺎن از ﺧﺪاوﻧﺪ ﻣﺘﻌﺎل روزی ﻣﯽ
ﺧﻮرﻧﺪ».
ﺑﻪ ﻧﺎم ﷲ ﭘﺎﺳﺪار ﺣﺮﻣﺖ ﺧﻮن ﺷﻬﯿﺪان و ﺑﺎ ﺳﻼم ﺑﻪ رﻫﺒﺮ اﻧﻘﻼب و
ﭘﯿﺮﺟﻤﺎران و ﺳﻼم و درود ﺑﺮ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺷﻬﯿﺪان اﺳﻼم .
اوﻟﯿﻦ وﺻﯿﺖ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺑﺮادر و
ﺧﻮاﻫﺮ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻢ اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺎدر و ﭘﺪر را اذﯾﺖ ﻧﮑﻨﻨﺪ و ﺣﺮف ﻫﺎ و ﭘﻨﺪﻫﺎی
ﭘﺪر و ﻣﺎدر را ﮔﻮش ﮐﻨﻨﺪ و «ﺑﻬﺸﺖ زﯾﺮ ﭘﺎی ﻣﺎدران اﺳﺖ» ﮔﺮﭼﻪ ﮐﻪ ﻣﻦ از
ﻋﻬﺪه اﯾﻦ ﮐﺎرﻫﺎ ﺑﻪ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﺮﻧﯿﺎﻣﺪم و ﺣﺘﯽ ﻧﺘﻮاﻧﺴﺘﻢ ﯾﮏ ذره از زﺣﻤﺎت ﭘﺪر و
ﻣﺎدر ﺧﻮب و ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻢ را ادا ﮐﻨﻢ .
ﺧﻼﺻﻪ ﻣﺎدر ﺧﻮب و ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻢ ﺷﯿﺮت را ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺣﻼل ﺑﺪار . ﭼﻮن ﻧﺘﻮاﻧﺴﺘﻢ ﯾﮏ ذره از زﺣﻤﺎﺗﺖ را ﺟﺒﺮان ﮐﻨﻢ .
ﭘﺪر و ﻣﺎدر
ﻣﻬﺮﺑﺎن درﺳﺖ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ ﭘﺪر و ﻣﺎدر وﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺻﺎﺣﺐ ﻓﺮزﻧﺪ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ و ﺧﺪاوﻧﺪ
ﺑﻪ آﻧﻬﺎ ﻓﺮزﻧﺪ ﻣﯽ دﻫﺪ، ﻣﺎﻧﻨﺪ اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﻬﺎﻟﯽ را ﮐﺎﺷﺘﻪ اﻧﺪ و ﻣﻦ ﻫﻢ
ﻣﺎﻧﻨﺪ اﯾﻦ ﻧﻬﺎل ﻫﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﮐﺎﺷﺘﻪ اﯾﺪ و وﻗﺘﯽ ﮐﻪ اﯾﻦ ﻧﻬﺎل ﺑﺰرگ ﻣﯽ
ﺷﻮد و ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﯾﮏ درﺧﺖ ﮐﺎﻣﻞ ﻣﯽ ﺷﻮد ، ﭘﺪر و ﻣﺎدر اﯾﻦ اﻧﺘﻈﺎر را دارﻧﺪ ﮐﻪ
از ﻣﯿﻮه ﻫﺎی اﯾﻦ درﺧﺖ اﺳﺘﻔﺎده ﮐﻨﻨﺪ و در زﯾﺮ اﯾﻦ درﺧﺖ اﺳﺘﺮاﺣﺖ ﮐﻨﻨﺪ و
ﻣﻦ ﻧﺘﻮاﻧﺴﺘﻢ ﺳﺎﯾﻪ ای ﺑﺮای ﺷﻤﺎ ﭘﺪر و ﻣﺎدر ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻢ ﺑﺎﺷﻢ . و ﻧﺘﻮاﻧﺴﺘﻢ
ﻣﯿﻮه ای ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﺪﻫﻢ، ﺗﺎ ﺷﻤﺎ راﺣﺖ ﺑﺎﺷﯿﺪ،
وﻟﯽ ﭘﺪر و ﻣﺎدر ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻢ در
ﺣﺎل ﺣﺎﺿﺮ، ﻫﻢ وﻃﻦ و ﻫﻢ اﺳﻼم اﺣﺘﯿﺎج ﺑﻪ اﯾﻦ دارد ﮐﻪ ﻣﻦ و اﻣﺜﺎل ﻣﻦ ﺑﻪ
ﯾﺎری آﻧﻬﺎ ﺑﺸﺘﺎﺑﯿﻢ و ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﮐﻪ ﻟﯿﺎﻗﺖ ﺷﻬﯿﺪ ﺷﺪن را ﻫﻢ ﻧﺪارم و دﯾﮕﺮ آن ﮐﻪ
اﯾﻦ دﻧﯿﺎ ﻓﺎﻧﯽ و رﻓﺘﻨﯽ اﺳﺖ و ﻫﻤﻪ ﺑﺎﻻﺧﺮه ﻣﯽ روﯾﻢ و اﯾﻦ دﻧﯿﺎ ﻓﺼﻞ ﮐﺸﺖ اﺳﺖ و
آن دﻧﯿﺎ ﻓﺼﻞ درو و اﯾﻦ دﻧﯿﺎ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ وﻓﺎ ﻧﮑﺮده و من ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻢ از اﯾﻦ ﮐﻪ
زودﺗﺮ از ﺷﻤﺎ ﭘﺪر و ﻣﺎدر ﮔﺮاﻣﯽ ﺑﻪ آن دﻧﯿﺎ ﻣﯽ روم و ﻧﯿﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﻢ
ﺑﺪون ﺷﻤﺎ ﭼﻪ ﮐﺎر ﮐﻨﻢ و رﻓﺘﻢ ﮐﻪ در آن دﻧﯿﺎ وﺳﺎﯾﻞ راﺣﺘﯽ ﺷﻤﺎ را ﻣﻬﯿﺎ ﮐﻨﻢ،
ﺗﺎ ﺷﻤﺎ در آن دﻧﯿﺎ وﻗﺘﯽ آﻣﺪﯾﺪ، ﺑﺎ ﺧﯿﺎل راﺣﺖ ﺑﯿﺎﯾﯿﺪ و ﺛﻮاب ﺷﻬﯿﺪ ﺷﺪن ﻣﺮا
ﺷﻤﺎ ﺑﺮده ﺑﺎﺷﯿﺪ.
و ﻫﻢ ﭼﻨﯿﻦ ﭘﺪرﺑﺰرگ ﻫﺎ و ﻣﺎدرﺑﺰرگ ﻫﺎی ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻢ ﺑﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ
ﭘﺪر و ﻣﺎدر ﺑﺮاﯾﻢ ﻣﻬﺮﺑﺎن و دﻟﺴﻮز ﺑﻮدﻧﺪ . و ﻫﻢ ﭼﻨﯿﻦ دﯾﮕﺮ اﻋﻀﺎی ﺧﺎﻧﻮاده
و ﻫﻢ ﭼﻨﯿﻦ از ﺧﺪاوﻧﺪ ﻣﺘﻌﺎل ﺧﻮاﺳﺘﺎرم ﮐﻪ ﺑﺮادرم ﻋﻠﯽ ﺟﺎن را در ﺗﻤﺎم ﮐﺎرﻫﺎ
ﯾﺎری ﮐﻨﺪ، ﺗﺎ ﺑﺘﻮاﻧﺪ از ﻋﻬﺪه ﮐﺎرﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺑﺮﻧﯿﺎﻣﺪم او ﺑﺮآﯾﺪ و ﺣﻘﯽ ﮐﻪ
ﺑﺮﮔﺮدن ﻣﻦ ﺑﻮده اﺳﺖ، ادا ﮐﻨﺪ.
و ﻫﻢ ﭼﻨﯿﻦ ﺧﻮاﻫﺮ ﺧﻮب و ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻢ و ﻣﺤﺴﻦ
ﺟﺎن و ﻣﮋده ﺧﺎﻧﻢ ﺑﺘﻮاﻧﻨﺪ ﺟﺎی ﻣﺮا در دل ﺷﻤﺎ ﭘﺪر و ﻣﺎدر ﮔﺮاﻣﯽ ﭘﺮ ﮐﻨﻨﺪ، ﻫﻢ
ﭼﻨﯿﻦ ﯾﮏ وﺻﯿﺖ دﯾﮕﺮی ﮐﻪ دارم اﯾﻦ اﺳﺖ وﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺷﻬﯿﺪ ﺷﺪم، ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻧﺒﺎﯾﺪ در
دﻓﻦ ﻣﻦ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﻨﺪ، ﺑﻠﮑﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻮﺷﺤﺎل ﺑﺎﺷﯿﺪ و ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﺑﺪﻫﯿﺪ و اﻣﺎم را ﺗﻨﻬﺎ
ﻧﮕﺬارﯾﺪ و ﻣﺴﺠﺪﻫﺎ را ﺧﺎﻟﯽ ﻧﮕﺬارﯾﺪ و ﻧﻤﺎزﻫﺎی ﯾﻮﻣﯿﻪ را و ﻧﻤﺎز ﺷﺐ را ﻫﻤﯿﺸﻪ
ﺳﺮوﻗﺖ ﺑﺮﭘﺎ دارﯾﺪ، ﭼﻮن ﮐﻪ ﻫﺮ ﮐﻪ راه اﺳﻼم را ﻧﺮود، ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﻮرد ﺗﻬﺎﺟﻢ
دﯾﮕﺮان ﻗﺮار ﻣﯽ ﮔﯿﺮد و ﺣﻘﺶ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻣﯽﺷﻮد و ﻫﻢﭼﻨﯿﻦ از ﺧﺪاوﻧﺪ ﻣﺘﻌﺎل دﻋﺎﮔﻮی و
ﺧﻮاﺳﺘﺎر اﯾﻦ ﻫﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﯾﺎری ﮐﻨﻨﺪ آﻧﻬﺎ را در ﺗﻤﺎم ﮐﺎرﻫﺎ و ﺳﺎﻟﻢ ﻧﮕﻪدارد
ﻫﻤﯿﺸﻪ آﻧﻬﺎ را. و ﻣﺮا در ﻫﺮ ﺟﺎ ﮐﻪ دوﺳﺖ دارﯾﺪ دﻓﻦ ﮐﻨﻨﺪ.
ﺑﺎ اﻣﯿﺪ ﭘﯿﺮوزی اﺳﻼم واﻟﺴﻼم ﻋﻠﯿﮑﻢ و رﺣﻤﮥﷲ و برکاته