دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید منصور صفری

• Admin-fakeh

بسم الله الرحمن الرحیم
آنهایی که در دنیا سیر هستند در آخرت گرسنه هستند. (حضرت محمد ص)
با سلام و درود به بت شکنان تاریخ از ابراهیم تا محمد و از محمد تا روح الله ما را از لجنزار و فساد و فحشا نجات بخشید و درود و سلام بر چنین رهبری که یک همچنین سربازانی جند الله را در زیر سایه اسلام پرورانید و درس ایثار و برادری را به ماآموخت تا ما توانستیم به جای اینکه غرق گناه و فحشا باشیم نجات پیدا کنیم و جای اینکه هر یک از جوانان معصوم و مظلوم که در میخانه ها و قمار خانه ها و غیره و…باشیم بحمد الله به یاری خداوند و با رهبری الله توانستیم در مسجدها و عزاداریهای حسینی شرکت کنیم و در جبهه های حق علیه باطل بتوانیم بخش کوچکی از نعمتهایش را که خداوند بر ما آفریده است شکرگذاری کنیم و به جای اینکه شبها می خورده و به کوچه ها و خیابانها درآمده باشیم و دست به هر گونه جنایتی بزنیم که به یاری خداوند و به رهبری روح الله توانستیم شبها را با دعاهای توسل و کمیل و غیره ارتباط خود را با خدا نزدیکتر کرده و از آلودگی نجات پیدا کردیم و شما ملت محروم و زجر دیده منطقه می خواهم که شما هم مثل شهدا صدر اسلام و به خاطر خدا دست از مبارزه با منافقین و ناکثین و سارقین بر نداشته و همچنان به رهبری امام عزیز به مبارزه خود ادامه تا عدالت در منطقه در تمام کره زمین برقرار شود و هر چه زودتر فرج آقا امام زمان (عج)نزدیکتر گردد انشاءالله تعالی .
ای ملت عزیز منطقه از شما تقاضا دارم بخصوص از جوانان عزیز می خواهم که با این سرمایه داران و فئودالهای خونین که یک عمری است که خون پدران ما مکیده اند و انها را زیر اسلحه خود در آورده اند و خفقان شدید در منطقه به وجود آورده اند و هنوز هم که ظالم رو به نابودی و سرمایه داری رو به نیستی و بیچارگی می رود حاضر نیستند دست از جنایتی بردارند و از کسی می خواهند حرفی بزنند او را ترور می کنند و گناهش را با تبلیغ شیطانی به گردن عده ای از جوانان پاک و معصوم منطقه انداخته و بعد هم به خاطر ترورش در بین مردم عزاداری هم می کنند.
ای ملت عزیز آگاه باشید که هنوز هم عده ای دیکتاتور بر شما حکومت می کنند و خون شما را می مکند ای ملت مستضعف منطقه آگاه باشید و به رهبری روح الله برخیزید و حکومت را خود در دست بگیرید .و این ظالمان را از بین خود طرد کنید که خداوند ظالمان و همچنین مظلومان زیر سلطه را که بی تفاوت به زندگی خود ادامه می دهند دوست ندارد.
پس ای ملت عزیز هر چه زودتر بپاخیزیزد و خود حکومت را دست بگیرید که خداوند پشتیبان تمام مستضعفین است و تو ای خواهر تو خود بهتر از من سنگر خود را می شناسی لکن عاجزانه از تو خواهش می کنم که سنگرت را که همان حجاب است حفظ کنی مثل این است که در راه خدا جهاد اصغر را انجام داده باشید بدان که تو در سنگر جهاد کرده ای و خیلی از جهاد من پر ارزش تر است و تو حجاب اسلامی را از فاطمه بیاموز.
و تو ای پدر عزیزم که با دستان پینه بسته خود مرا به این حد رسانده ای پدر عزیزی که شبها تا صبح و صبحها تا شب به کار مشغول بودی و لحظه ای استراحت نداشته ای به خاطر اینکه من راحت باشم و همیشه حرف زور از این و آن می شنیدی ولی به خاطر اینکه من گرسنه نمانم مجبور بودی اطاعت کنی پدر جان اینها همه را به یاد دارم و می دانم که شبها به خاطر درد پینه های دستت استراحت نداشتی و همیشه از زور درد ناراحتی می کشیدی و خدا را شکر می کردی که من ناراحت نباشم.
و همچنین تو ای مادر که مدتی از زندگیم پستانت را بردهانم می گذاشتی و شبها بیداری می کشیدی ای پدر و مادر ومهربانم که چقدر برای من زحمت کشیدی به خدا قسم که هرگز فراموش نخواهم کرد و اما چگونه جبران کنم این همه زحمتها را من واقعا شرمنده هستم که نتوانستم در زندگی حتی کوچکترین کمکی به شما بکنم من می دانم که شما چقدر آرزو داشتید اما چه کنم ای پدر و مادر که رهبرم بر من واجب دانست در این راه بزرگ قدمی کوچک بردارم و این را هم می دانید که با شهید شدن من اگر در این دنیا لطمه ای به شما خورده و این را بدانید در آخرت جائی برای خود ساخته اید و در این دنیا هم باید شکر خدا را کنید که این سعادت نصیب شما شد و شما باید افتخار کنید و امام را دعا کنید برای آنکه فرزندتان در راه فحشا کشته نشده و در راه ثروت و در راه قمار و ربا و غیره و خیانت به خلق و منافقین و مجاهدین خلق گام برنداشته ام که اگر چنین بود مرا تیر باران می کردنذد یک ننگ بزرگ در این دنیا و در آخرت برای شما بود خدای ناکرده هم آمرزیده نمی شوید پس خدا را شکر کنید و امام را دعا کنید که چنین جوانانی را پرورانیده اند و روزی حلال خورانیده اند.
پدر جان من اسلام را شناختم که وارد جبهه شدم و تازه درک کردم که اسلام چه می گوید و من چقدر از قافله عقب افتاده ام در ضمن من از خدا می خواهم که مرا ببخشد و از شما ای دوستان می خواهم که مرا حلال کنید و ای مادر از تو می خواهم که شیرت را حلالم کنی و تو ای برادر معذرت می خواهم که هیچ وقت نتوانسته ام برای تو برادر خوبی باشم و نتوانستم هیچ کاری برای تو بکنم من از تو شرمنده هستم ولی یک خواهش از تو دارم که گوش به فرمان امام و فرمان پدر و مادرم بدهی پدر و مادرم را نارحت نکنی مثل این است که مرا ناراحت نکرده باشی.
و از تو می خواهم که اسلحه را برداری و خالی نکنی که مبادا دشمن اسلحه مرا بردارد و در سنگر بنشیند و بر من و تو بخند دو تیر اسلحه ام را بر گلوی علی اصغرها و قاسم ها شلیک کند.
تن انها را تکه تکه کند مبادا صدای امام را لبیک گوئی برادرم تو اسلحه گرمم را بردار و تحت فرمان امام به راه من ادامه بده در ضمن مرا حلال کن تو ای دوست عزیزم که من هیچگاه نتوانستم برایت دوست خوبی باشم من خود می دانم که همیشه در شادیت شرکت می کردمد و در غم با تو نبودم موقع خوردنیها با تو بودم و موقع ناراحتیها از تو جدا بودم که از تو خواهش میکنم اینها را به رخ من نکشی و من را از این بیشتر شرمنده مکن که خود بهتر از تو میدانم و من یک خواهش از شما جمع دوستان دارم که سه روز نماز قضا برای من بخوانی و سه روز هم روزه بگیری و امیدوارم که ادامه دهنده را هم باشید تحت فرمان روح الله .
سنگرم را خالی نگذاری و طلب آمرزش را از خدا برایم بکنید و یک خواهش از تشیع کنندگان جنازه ام دارم که به قول سردار رشید اسلام سیاوش امیری دستهایم را از تابوت بیرون بگذارید که مستکبرین بدانند من هیچ چیز با خود نبردم و چشمانم را باز بگذارید که نگویند کور مرد و دهانم را باز بگذارید که نگویند لال مرد و پنبه های را از گوشهای بیرون آورید که نگویند کر مرد و از بدنم عکس بگیرید و بر در و دیوار شهر بزنید که بدانند من لباس هم با خود نبردم به جز یک تکیه ای کفن که من به آن هم حاضر نیستم و بگذارید قبرم را هم بازرسی کنند تا بدانند که مبادا بگویند که در قهرم ثروتی انباشته کرده اند و تابوتم را هم نشان بدهید که مبادا فکر کنند که با تابوتی از نقره و یا طلا و یا چیز غیر از مقداری چوب حمل شده ام و در همان وقت تابوتم را آتش بزنید و خاکستر آن را بدهید و در ضمن لباسهایم را تحویل سپاه بدهید.
والسلام علیکم و الرحمه الله و برکاته .
منصور صفری
مورخ :61/6/4 فرزند علی اکبر تاریخ تولد 1343
منبع : اداره هنری ، اسناد و انتشارات