وصیتنامه شهید مهدی احمدخانی
بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
خدایا: با صنع تو هر مورچه رازی دارد
با شوق هر سوخته سازی دارد
ای خالق ذوالجلال نومید مکن
آنرا که به درگهت نیازی دارد
خدایا شکر و سپاس که پوشانیدی از دیگران اشتباهاتم را و عزت و آبرو بخشیدی مرا .
معبودا بی کس و تنها با کلولهباری از گناه چه کنم؟خدایا غیر از در خانه تو کدامین در را بزنم؟تو نیز اگر راهم ندهی و از من روی بگردانی به که روی بیاورم؟
بار الهی ،خودت گنهکاران را خطاب کردی و باز خواندی و به آنها وعده مغفرت دادی ،سزاوار نیست که بنده روسیاهی را که با دلی شکسته به در خانه تو روی آورده جواب کنی.
معبودا، من روسیاه با این همه بار گناه که پیش تو آبروئی ندارم خدایا اهل بیت محمد (ص) را پیش تو واسطه قرار دادم، دستم گیر که جز تو پناهی ندارم.
خدایا، هر چند که من گنهکارم اما تو غفاری .هر چند من زشتکارم اما تو ستاری ،سزاوار است که از خطاهای من نگذری ؟
بار الهی ، در این دنیا لطف و کرمت شامل حالم گردیده و از تو میخواهم که در آن دیا عهم لطفت را شامل حالم کن و به فضل و کرمت گناهانم عفو کن و مرا بیامرز.
هر روز من از روز پسین یاد کنم
بردرد گنه هزار فریاد کنم
از ترس گناه خود شوم غمگین باز
از رحمت تو خاطر خود شاد کنم
بارالهی ، خودت در قرآن «آنانکه میخرند آخرت را به زندگانی دنیا و کسیکه پیکار کند در راه خدا پس کشته و یا پیروز گردد میدهم بدو پاداش گران».
خدایا من هم به عشق دیدار تو و اهل بیت محمد (ص) پا به جبهه گذاشتم.
خدایا مرا جز به تو امیدی نیست و جز به تو مرا معشوق و مرادی نیست ،خودت را معشوقترین من قرار بده و مرا عاشقترین خویش
بار الهی ، مبادا مرا ناامید سازی.
در عشق تو من کیم که در منزل من _x001D__x0006_از وصل رخت گلی دمد بر گل من_x001D__x0007_این بس نبود ز عشق تو حاصل من _x001D__x0006_کاراسته وصل تو باشد دل من_x001D__x0007_خدایا درد عاشقان را تو دردمندی
مرا تا باشد این درد نهانی_x001D__x0006_تو را جویم که درمانم تو دانی _x001D__x0007_بار الهی با دلی شکسته اینطور با تو سخن میگویم، این دل شکسته را جز دستهای مهربان تو درمانی نیست،خدایا چشمان در انتظار دیدار توست ،طلب جانم کن که دیگر طاقت دوری تو را ندارم .
در این لحظات آخر لازم دیدم که چند کلمه را به خانواده خود نوشته باشم:
پدر و مادر عزیزم از این که شما را در این موقعیت تنها گذاشتم عذر میخواهم ،خوب دیگر تکلیفی است که اسلام و خون شهدا بر گردنمان گذاشتهاند و باید آن را اداء کرد ،پدر و مادر عزیزم این لحظات زمان آزمایش است و خداوند بر ما نهاده و میفرماید« هر آئینه میآزمائیم شما را به چیزی چند از ترس و گرسنگی و کاهش مالهاو جانها و میوهها و مژده ده به صبرکنندگان »قرآن کریم بشارت داده به کسانی که از این آزمایشات سرافراز بیرون آیند.
این راهی است که باید رفت و اگر در این راه به شهادت رسیدیم که چه بهتر، چرا که مرگ حق است و خوشا به حال کسانی که جان خود را در این راه داده و به شهادت رسیدند و به خدمت حضرت ابا عبدالله الحسین مشرف شده و انشاءالله که خداوند این بنده حقیر و گناهکار را در صف شهدا قرار دهد.
مادر ما رفتیم به جبهه به اتفاق بچهها انتقام آن سیلی که به صورت خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها که در جبههها در حق ما،مادری میکند را از این کفار بگیریم چرا که اینها از نسل همان نانجیب میباشند تا در روز محشر در مقابل رسول خدا و آقا امیرالمومنین علیه السلام و حضرت سیدالشهدا ابا عبدالله الحسین و فرزندانش روسفید باشیم.
انشاءالله که شفاعتتان در قیامت شامل حالم بشود.
پدر و مادر عزیزم نکته مهمی که باید یادآروی کنم اینست که در تمام کارها توکلتان به خداوند قادر متعال باشد و وفا کنید به آن پیمانی که با امام امت بستهایم و قدر این نعمت خدادادی را بدانید و تا آخرین لحظات دست از این مرد بزرگوار برندارید در غیر اینصورت به علت ندانستن قدر این نعمت، دچار عذاب سختی از جانب خداوند خواهیم شد.
وصیتی که به خواهرانم دارم این است که سعی کنید نمازهای خود را سروقت بجای آورید،قرآن زیاد بخوانید و فرزندان خود را چنان بار بیاورید که مفید به حال اسلام و مسلمین باشند.
در آخر از شما پدر و مادر عزیزم و کلیه اعضاء خانواده ،دوستان و فامیلها،آشنایان حلالیت میطلبم ،و در ضمن به بچههای مسجد بگوئید که در سر نماز و دعاها و مجالس عزاداری که شرکت میکنند به فکر این بنده حقیر و گنهکار باشند و برایم دعا کنند.
«خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار»
«خدایا خدایا منتظری نستوه محافظت بفرما»
«از عمر ما بکاه و بر عمر هر دو افزا»
«والسلام»
9/12/65
مهدی احمدخانی _x001D__x0004_
منبع: اداره اسناد بنیاد شهید تهران بزرگ