دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید مهدی اسعدی

• Admin-fakeh

آلبوم تصاویر
شهید “مهدی اسعدی” در وصیت نامه اش خطاب به مادران این سرزمین نوشته است: برادران عزیزم امیدوارم که راه شهیدان را ادامه دهید و نگذارید که خون شهیدان پایمال گردد. پدر و مادرهای عزیز جلوی فرزندان خود را نگیرید و بگذارید فرزندانتان به جبهه ها بیایند که جبهه مأوای دیگری است.
نویسنده :
مهدی
به گزارش
نوید شاهد تهران بزرگ
؛
شهید مهدی اسعدی
پانزدهم
شهریور
1345
،
در
شهرستان
چشم
به
جهان
گشود
.
پدرش
سعدالله،
کارگر
بود
و
مادرش
مرصع
نام
داشت
.
تا
پایان دوره
متوسطه
در
رشته
اقتصاد
درس
خواند
و
دیپلم گرفت
.
نجار
بود
.
به
عنوان
بسیجی
در
جبهه
حضور یافت
.
چهاردهم
1361
،
با
سمت
آرپی
جی
زن
در سومار
توسط
نیروهای
عراقی
بر
اثر
اصابت
ترکش خمپاره
شهید
شد
.
مزار
او
در
بهشت
زهرای
زادگاهش
واقع
است
.
متن وصیت نامه؛
سلام و صلوات خدا و ملائکه بر رسولان بزرگ و پیامبر گرامی
اسلام، حضرت محمد بن عبدالله و بر همه ائمه، معصومین، اولیاء مقربش و بر امام
بزرگوارمان خمینی کبیر.
من با شناختی که از خود دارم می دانم شهید نمی شوم و به
لقاالله نمی پیوندم، ولی شاید عنایت الهی مرا فرا گیرد و به سوی خداوند بشتابم.
لیکن می خواهم در این لحظات آخر چند کلمه ای با پدر و مادر عزیز، دوستان و آشنایان
صحبتی داشته باشم.
پدر و مادر عزیز اگر خبر شهید شدن من به شما رسید از شما
خواهش می کنم که گریه و زاری نکنید که منافقین و ضد انقلابیون خوشحال می شوند. پدر
و مادر عزیز من نمی دانم با چه زبانی از شما تشکر کنم که من را تا این روز بزرگ
کردید. حال اگر خداوند بخواهد در راه او شهید می شوم.
برادران عزیزم امیدوارم که راه شهیدان را ادامه دهید و نگذارید
که خون شهیدان پایمال گردد. تو ای خواهر عزیزم امیدوارم که صبر شما زینب گونه باشد
و در حفظ راه شهدا، عفت و پاکدامنی مانند او عمل کنی. ای دوستان و آشنایان محله،
از شما خواهش می کنم که پشتیبان روحانیت اصیل اسلامی باشید و مساجد را سنگر بدانید
و خالی نگذارید. برادران محصل، مدرسه را سنگر قرار دهید، چنانکه امام گفت حفظ سنگر
نمایید، گوش به زنگ خطر منافقین باشید و پشتیبان ولایت فقیه باشید. مواظب باشید که
حتی یک لحظه قلب این پیرجماران، امام عزیز و بزرگوار ناراحت بشود. پدر و مادرهای
عزیز جلوی فرزندان خود را نگیرید و بگذارید فرزندانتان به جبهه ها بیایند که جبهه
مأوی دیگری است.
ای آمریکای جنایتکار، شوروی غاصب و ایادی وابسته در داخل
کشور عزیزمان، بدانید که کار شما تمام است. با ریخته شدن خون هر شهید چندین لاله
می روید و هر لاله نوید دهنده یک پیروزی است.
پدر و مادر عزیز شما چه زحمت ها برای من کشیدید و چه شب ها
را به خاطر من بیدار ماندید؛ عاجزانه از شما می خواهم که مرا حلال کنید. همچنین
شما دوستان و آشنایان عزیز از شما حلالی طلب می کنم. ضمنا وصی خود را پدرم قرار می
دهم. پدر عزیزم از تمام دوستان و آشنایان بپرسید اگر طلبی از من دارند، بپردازید.
چند روزی به حمله
بزرگ نمانده است. شاید خداوند عنایت کرد و من را با شهیدان دیگر جنگ در یک صف قرار
داد. خدایا چه گناهانی کردم که خودت می دانی و عاجزانه از درگاهت می خواهم که مرا
ببخشی.
بیست و هفتم شهریور 1361
ساعت 3 بعد از ظهر
جبهه مأوی دیگری است
شهید “مهدی اسعدی” در وصیت نامه اش خطاب به
مادران این سرزمین نوشته است: برادران عزیزم امیدوارم که راه شهیدان را ادامه دهید
و نگذارید که خون شهیدان پایمال گردد. پدر و مادرهای عزیز جلوی فرزندان خود را
نگیرید و بگذارید فرزندانتان به جبهه ها بیایند که جبهه مأوی دیگری است.
به گزارش ؛ شهید مهدی اسعدی پانزدهم
شهریور
1345
،
در
شهرستان
چشم
به
جهان
گشود
.
پدرش
سعدالله،
کارگر
بود
و
مادرش
مرصع
نام
داشت
.
تا
پایان دوره
متوسطه
در
رشته
اقتصاد
درس
خواند
و
دیپلم گرفت
.
نجار
بود
.
به
عنوان
بسیجی
در
جبهه
حضور یافت
.
چهاردهم
1361
،
با
سمت
آرپی
جی
زن
در سومار
توسط
نیروهای
عراقی
بر
اثر
اصابت
ترکش خمپاره
شهید
شد
.
مزار
او
در
بهشت
زهرای
زادگاهش
واقع
است
.
متن وصیت نامه؛
سلام و صلوات خدا و ملائکه بر رسولان بزرگ و پیامبر گرامی
اسلام، حضرت محمد بن عبدالله و بر همه ائمه، معصومین، اولیاء مقربش و بر امام
بزرگوارمان خمینی کبیر.
من با شناختی که از خود دارم می دانم شهید نمی شوم و به
لقاالله نمی پیوندم، ولی شاید عنایت الهی مرا فرا گیرد و به سوی خداوند بشتابم.
لیکن می خواهم در این لحظات آخر چند کلمه ای با پدر و مادر عزیز، دوستان و آشنایان
صحبتی داشته باشم.
پدر و مادر عزیز اگر خبر شهید شدن من به شما رسید از شما
خواهش می کنم که گریه و زاری نکنید که منافقین و ضد انقلابیون خوشحال می شوند. پدر
و مادر عزیز من نمی دانم با چه زبانی از شما تشکر کنم که من را تا این روز بزرگ
کردید. حال اگر خداوند بخواهد در راه او شهید می شوم.
برادران عزیزم امیدوارم که راه شهیدان را ادامه دهید و نگذارید
که خون شهیدان پایمال گردد. تو ای خواهر عزیزم امیدوارم که صبر شما زینب گونه باشد
و در حفظ راه شهدا، عفت و پاکدامنی مانند او عمل کنی. ای دوستان و آشنایان محله،
از شما خواهش می کنم که پشتیبان روحانیت اصیل اسلامی باشید و مساجد را سنگر بدانید
و خالی نگذارید. برادران محصل، مدرسه را سنگر قرار دهید، چنانکه امام گفت حفظ سنگر
نمایید، گوش به زنگ خطر منافقین باشید و پشتیبان ولایت فقیه باشید. مواظب باشید که
حتی یک لحظه قلب این پیرجماران، امام عزیز و بزرگوار ناراحت بشود. پدر و مادرهای
عزیز جلوی فرزندان خود را نگیرید و بگذارید فرزندانتان به جبهه ها بیایند که جبهه
مأوی دیگری است.
ای آمریکای جنایتکار، شوروی غاصب و ایادی وابسته در داخل
کشور عزیزمان، بدانید که کار شما تمام است. با ریخته شدن خون هر شهید چندین لاله
می روید و هر لاله نوید دهنده یک پیروزی است.
پدر و مادر عزیز شما چه زحمت ها برای من کشیدید و چه شب ها
را به خاطر من بیدار ماندید؛ عاجزانه از شما می خواهم که مرا حلال کنید. همچنین
شما دوستان و آشنایان عزیز از شما حلالی طلب می کنم. ضمنا وصی خود را پدرم قرار می
دهم. پدر عزیزم از تمام دوستان و آشنایان بپرسید اگر طلبی از من دارند، بپردازید.
چند روزی به حمله
بزرگ نمانده است. شاید خداوند عنایت کرد و من را با شهیدان دیگر جنگ در یک صف قرار
داد. خدایا چه گناهانی کردم که خودت می دانی و عاجزانه از درگاهت می خواهم که مرا
ببخشی.
بیست و هفتم شهریور 1361
ساعت 3 بعد از ظهر
منبع: مرکز اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ