دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید مهدی اشرف

• Admin-fakeh

«ملت ایران چون کوهی راسخ و استوار در برابر ابرجنایتکاران ایستاده است.»
به گزارش
،
«شهید مهدی اشرف»
چهارم آبان ۱۳۴۸ در شهرستان سرخه زاده شد. پدرش ابراهیم، دستفروش بود و مادرش صدیقه نام داشت. دانش‌‏آموز دوم متوسطه بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. بیست و دوم دی‌ماه ۱۳۶۵ در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. مزار وی در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.
گزیده‌ای از دست‌نوشته شهید:
چون کوهی راسخ در برابر ابرجنایتکاران ایستاده‌ایم
ما امت اسلام، ما سرسپردگان مکتب توحید و هدایت‌شدگان صراط مستقیم، اصلاً قصد کشورگشایی و جنگ را نداریم، چون خدای ما رب‌العالمین است و ما نیز مسلمانیم و جز برای رضای خدا و جز در راه خدا نبرد نخواهیم کرد و الان نیز اساسی‌ترین جرم ما گفتن کلمه «الله‌اکبر» و «لااله‌الاالله» است و می‌خواهیم مسلمان باشیم و مسلمان هم آزاده است به همین علت تمام ابرجنایتکاران در مقابل ما و علیه ما صف کشیده‌اند و اما در مقابل این حرف‌ها امت اسلام، چون کوهی راسخ و استوار در طول پنج سال و اندی جنگ و نبرد با دشمنان ایستاده است و هرگز متزلزل نخواهد شد. زیرا اماممان فرموده است که: «اگر این جنگ ۲۰ سال هم طول بکشد ما همچنان ایستاده‌ایم.»
دست‌نوشته شهید مهدی اشرف
دست‌نوشته شهید مهدی اشرف
دست‌نوشته شهید مهدی اشرف
دست‌نوشته شهید مهدی اشرف
دست‌نوشته شهید مهدی اشرف

وصیت‌نامه شهید مهدی اشرف

• Admin-fakeh

صفحه نخست سرویس
شهید مهدی اشرف
ما سرسپردگان مکتب توحید و هدایت شدگان صراط مستقیم، اصلاً قصد کشورگشایی و جنگ را نداریم. ما نیز مسلمانیم و جز برای رضای خدا و جز در راه خدا نبرد نخواهیم کرد. الان نیز اساسی ترین جرم ما گفتن کلمه الله اکبر و لااله الاالله است. می خواهیم مسلمان باشیم و مسلمان هم آزاده است.
نویسنده :
بهروز زارعی
نوید شاهد سمنان
مهدی
اشرف
بسم‌الله الرحمن الرحیم
«
اشهد
ان لااله‌الاالله و أشهد أن محمداً رسول الله و علی ولی الله
».
«انالله و انا الیه راجعون»
. اگرچه دنیا زیباست و انسان را به‌سوی خودش می‌کشد، ولی
سرای دیگر و آخرت بسی زیباتر و جالب‌تر است. اگر کل دنیا برای این است که انسان
باید روزی آن را بجا گذارد و از دنیا برود، چرا در راه خدا انفاق نکند و اگر انسان‌ها
و این بدن‌ها آفریده شده‌اند تا روزی از دنیا بروند و اسیر خاک شوند، پس چرا در
راه خدا قطعه قطعه نشوند؟ «حسین‌بن علی(
7
)».
[1]
با
شهادت به یگانگی پروردگار عالم و نبوت و رسالت محمد رسول‌الله(
6
) آخرین پیامبر و فرستاده خدا و با شهادت به امامت و ولایت حضرت
مولی‌الموحدین علی ابن ابیطالب و ائمه اطهار، تا آخرین اختر تابناک ولایت و امامت
حضرت
بقیة
‌الله الاعظم
مهدی موعود(عج).
با
حمد و سپاس خداوندی را که انسان را هستی داد و با درود بر فرستادگان و انبیاء الهی
که انسان را به صراط مستقیم و راه حیاتبخش اسلام رهنمون شدند و با درود و سلام بر
منجی عالم بشریت امام مهدی(عج) و نایب برحقش امام خمینی و با درود و سلام بر ارواح
طیبه شهدا، از هابیل
[2]
تا کربلای حسین(
7
)
و از کربلای حسین تا کربلای خونبار جنوب و غرب ایران و با سلام و درود بر تمامی
کفر‌ستیزان جبهه نور علیه ظلمت. چون طبق توصیه پیامبر و ائمه معصومین نوشتن وصیت‌نامه
[3]
برای
هر مسلمانی ضروری دانسته شده، لذا چند سطری را به‌عنوان وصیت می‌نویسم. در این
برهه از زمان که خونخواران صدامی و شیطان‌صفتان بعثی راه و رسم خونریزی و مسلمان‌کشی
را در میهن عزیز و سرتاسر مرزهای خونرنگ ایران به راه انداختند، بیایید که با یاری
پروردگار عالم به‌سوی آن متجاوزان هجوم ببریم و آنها را به خاک مذلّت بنشانیم و
اطمینان داشته باشید که به فرموده امام عزیزمان اگر بکشیم هم پیروزیم و اگر کشته
شویم باز هم پیروزیم.
[4]
ما
امت اسلام، ما سرسپردگان مکتب توحید و هدایت‌شدگان صراط مستقیم، اصلاً قصد
کشورگشایی و جنگ را نداریم، چون خدای ما رب‌العالمین است و ما نیز مسلمانیم و جز
برای رضای خدا و جز در راه خدا نبرد نخواهیم کرد. و الان نیز اساسی‌ترین جرم ما
گفتن کلمه الله‌اکبر و لااله‌الاالله است و می‌خواهیم مسلمان باشیم و مسلمان هم
آزاده است به همین علت تمام ابرجنایتکاران در مقابل ما و بر علیه ما صف کشیده‌اند
و اما در مقابل این حرف‌ها امت اسلام چون کوهی راسخ و استوار در طول پنج سال و
اندی جنگ و نبرد با دشمنان ایستاده است و هرگز متزلزل نخواهد شد. زیرا اماممان
فرموده است که: «اگر این جنگ 20 سال هم طول بکشد ما همچنان ایستاده‌ایم»
[5]
و اما
اینک که ندای «هل من ناصر ینصرنی»
[6]
حسین
از زبان پیر جماران بگوش ما می‌رسد چگونه می‌توانستم با واجب بودن شرکت در جبهه‌ها
در این جهاد شرکت ننمایم و به مبارزه بر علیه دشمنان به پا نخیزم. و وظیفه جوانان
و مسلمانان نیز این است که به این ندای حسین‌گونه امام خمینی لبیک گویند و از دین
خدا دفاع نمایند. «آری جنگ مسئله اصلی و اساسی است و عزت و شرف ما نیز بستگی به
همین جنگ دارد».
[7]
و هرگز نباید این مسئله را عادی بگیریم باید در همه حال به فکر جنگ بوده و باشیم و
مبادا یک لحظه غافل بمانیم تا آنجا که می‌توانیم در جبهه‌ها شرکت کنیم و اگر عذری
هم برای عدم حضور خود در جبهه را داریم، لااقل در پشت جبهه فردی فعال باشیم و در
سنگر پشت جبهه به مبارزه برخیزیم. شما ای امت حزب‌الله و همیشه در صحنه و ای
بسیجیان، ای عاشقان شهادت و ای مرغان آغشته به عشق گوش به فرمان رهبر کبیر انقلاب
و روحانیت اصیل باشید و نگذارید که اماممان همانند حسین‌بن علی(
7
) تنها بماند و در صحنه‌های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و پایگاه‌های
مقاومت و نمازهای جمعه و جماعت و خصوصاً در جبهه‌ها شرکت فعال داشته باشید و نهال
جمهوری اسلامی را یاری نمایید و خدای ناکرده یک وقتی منحرف و یا از خط اصیل انقلاب
اسلامی که همان خط ائمه اطهار و انبیاء و خط قرآن است، خارج نشوید و همواره توطئه‌های
منافقین و ضد انقلابیون را خنثی سازید و آنها را با ارشاد و راهنمایی به خط اسلام
دعوت کنید.
مبادا خویشتن را واگذاریم
ز خون هر شهیدی لاله‌ای هست
امام خویش را تنها گذاریم
مبادا روی لاله پا گذاریم
[8]
و
اما چند کلامی با پدر و مادر عزیزم: من بنا به فرمان خداوند و برای رضای او و
نابودی کفار به جبهه‌های جنگ رفتم و رفتم تا شاید که بتوانم ذره‌ای از دین خود را
به اسلام و مسلمین ادا نمایم و هیچ فردی در آمدن[م] به جبهه‌های جنگ مسئول نیست و
نبوده، چون خودم با چشم باز این راه را انتخاب کرده و برای مبارزه و دفاع از اسلام
و کیان مسلمین به جبهه آمدم. پدرم از شما طلب بخشش می‌نمایم که بدون اجازه شما و
از روی کم‌لطفی، با شما خداحافظی نکردم و باز هم معذرت می‌خواهم. نمی‌دانم چه
بگویم، زبانم قادر به گفتن نیست و قلمم از نوشتن زحمات شما عاجز. من در طول زندگیم
فرزند خوبی برای شما نبودم و نتوانستم به شما کمکی کرده باشم، تا به هدفتان برسید
و در زندگانی خیلی شما را آزرده ‌خاطر کردم و نمی‌توانم از شما پوزش بطلبم. شما ای
پدر خیلی افتخار کن که فرزندت خطی را انتخاب کرده و در راهی شهید شده که تمام شهدا
آن را برگزیده‌اند و راهی است که حسین‌بن علی(
7
) انتخاب کرد و بر علیه ظلم و جور مبارزه کرد و سازش نکرد و خیلی
افتخار کن که فرزندت خدای ناخواسته قربانی راه کثیف اعتیاد نشده و یا به
ضدانقلابیون و منافقین نپیوسته تا
[9]
به‌عنوان
محارب و ملحد شناخته و اعدام شود و یا به‌وسیله بیماری و یا تصادفات دیگر و یا در
بستر، از دنیا برود و واقعاً هم خیلی تأسف‌آور است که در این برهه که انسان در عصر
شهادت است، با مرگی غیرشهادت بمیرد و در آخر باز هم از شما می‌خواهم که مرا عفو
کنید و عذرم را بپذیرید. انشاءالله خداوند به شما اجر و پاداش عظیم عنایت بفرماید.
و
اما تو ای مادرم، نمی‌دانم با کدامین قلم و کدامین کلام از زحمات طاقت‌فرسایی که
برایم کشیده‌اید، تشکر نمایم و می‌دانم زبانم ناچیز است و نمی‌تواند از خدمت‌های
شما به بندة حقیر تشکر نماید. فقط می‌توانم از خدا بخواهم که اجر و پاداش عظیم و
فراوانی به شما عنایت فرماید. مادرم می‌دانم و مطمئنم که در آن کانون گرم و باصفایی
که بودم، نتوانستم آن طور که شایسته فرزندی است، وظیفه‌ام را نسبت به شما ادا
نمایم. مادرم هنوز آن صدای دلنشین تو که شب‌ها برایم قصه‌های قرآن و احکام خدا را
می‌گفتی، از گوشم بیرون نرفته. امیدوارم که مرا عفو نمایید.
شما
وظیفه را نسبت به من و تربیت من به حد اعلاء انجام داده‌اید و شما درس مقاومت و
ایثار را به من یاد داده‌اید و من هم به
[10]
داشتن چنین مادری مهربان، افتخار می‌کنم و شما بودید که کلام حسین‌بن علی(
7
) آن سرور آزادگان را در گوشم زمزمه کردید که: «مرگ با عزت اگر
خونین بود، بهتر از زندگی ننگین بود».
[11]
و
از شما می‌خواهم که بقیه رسالت را خود به پایان برسانید و در مقابل سختی‌ها و
مشکلات این دنیا، صبور باشید که «
ان الله مع
الصابرین
».
[12]
از
شما پدر و مادرم می‌خواهم که حلالم کنید و از سر تقصیرات کوچک و بزرگم بگذرید، که
اگر رضایت والدین به‌همراه نباشد، اعمال ما اگر پاک و خالص باشد، آلوده خواهد شد و
مورد پذیرش خداوند و باریتعالی قرار نخواهد گرفت و اگر جنازه‌ام نیز به‌دست شما
نرسید، اصلاً ناراحت نباشید که «الهی رضاً برضائک».
اگر شد جسم من بی‌سر
که در راه خدا هرگز
براه حق نهادم سر
مشو غمگین ایا مادر
[13]
ندارد ارزشی پیکر
شدم قربانی رهبر
و
اما برادرانم از شما نیز طلب مغفرت می‌کنم. از شما نیز می‌خواهم که صبور و مقاوم
باشید. بعد من در مساجد و محافل و در صحنه‌های اجتماعی طوری ظاهر شوید که باعث
تقویت روحیه امّت حزب‌الله و ناامیدی مخالفین شود و می‌بخشید که نتوانستم حق برادری
را نسبت به شما ادا نمایم.
و
ای برادر بزرگم از شما خواهش دارم که بعد از من مراقب پدر و مادر و خواهرم باش و
نگذار روزگار به آنها سخت بگذرد و تا آنجا که می‌توانی آرامش را برای آنها تأمین
کنی.
خواهرانم،
در زندگی خود حضرت فاطمه(
3
)
را نمونه والگوی زندگی خود قرار دهید و از اخلاق و رفتار او درس بگیرید و چون
زینب(
3
)
حجاب را حفظ کنید و فرزندانتان را به راه اسلام و قرآن و به نفع جامعه اسلامی
تربیت کنید و همواره در سنگرهای مسجد و نمازهای جمعه و جماعات شرکت کنید. از همه
شما می‌خواهم که در شهادت من گریه و زاری نکنید و بی‌تابی از خود نشان ندهید و تا
آنجایی که می‌توانید لباس سیاه نپوشید. زیرا من با لباس خونین و سرخ به معبودم
شتافتم و چون کوهی راسخ در مقابل دشمنان اسلام بایستید. ولی هرگاه دل شما گرفت و
خواستید گریه کنید بیاد کربلای امام حسین(
7
) و شهادت 72 تن از یاران باوفایش و بیاد اسارت
[14]
زین‌العابدین(
7
) و حضرت زینب(
3
)
بعد از شهادت آنها گریه کنید. از تمام رزمندگان و امت حزب‌الله و عاشقان کربلای
حسین(
7
)
تقاضا دارم که اگر روزی بعد از شهادت من راه کربلای حسین(
7
) باز شد و قبر حسین(
7
)
را زیارت کردید بگویید حسین(
7
)
جان بسیار بسیار عزیزانی بودند که آرزوی زیارت قبر تو را داشتند ولی موفق نشدند.
در
پایان به تمام دوستان و آشنایان و هم‌محلی‌ها و کسانی که مرا می‌شناسند، سلام عرض
می‌کنم و از شما می‌خواهم که اگر بدی و یا اگر کینه‌ای در دل دارند، قَسَمشان می‌دهم
به خون به ناحق ریخته اباعبدالله الحسین(
7
) که مرا حلال کنند. و مرا ببخشند و اگر کسانی
[15]
از
من طلبکارند
[16]
به خانواده‌ام مراجعه کنند و مقدار طلبشان را دریافت دارند. ضمناً این بنده حقیر
خدا دو سال نماز و دو ماه روزه به معبودم بدهکارم امیدوارم که بعد از من آنها را
نیز انجام دهند. وعدة دیدار ما روز محشر. ضمناً وصیت‌نامه قبلی نیز اعتبار دارد.
[1]
– عبارت ابتدای وصیت‌نامه ترجمه اشعار زیر است:
و إن تکن الدنیا تعد نفیسة
و إن تکن الأبدان للموت أنشئت
و إن تکن الأرزاق قسماً مقدرا
و إن تکن الأموات للترک جمعهاً
فدار ثواب الله اعلی و أنبل
فقتل امریء بالسیف فی الله إفضل
فقلة حرص المرء فی الکسب أجمل
فما بال متروک به المرء یبخل
اگر دنیا نفیس و با ارزش به شمار می‌آید،
پس آخرت که خانة ثواب و پاداش الهی است بس بلند پایه‌تر و شریف‌تر است.
و اگر بدن‌ها برای مرگ آفریده شده‌اند،
پس کشته شدن انسان با شمشیر (در راه خدا) بسی برتر است.
و اگر روزی‌ها(ی مردمان) به اندازة‌
معین تقسیم و مقدر شده است، پس کم‌تر حریص بودن انسان در کسب روزی زیباتر است.
و اگر نتیجه اندوختن اموال ترک نمودن
آن‌هاست، پس چیزی که واگذاشته خواهد شد چه ارزشی دارد که آدمی بدان بخل بورزد!
(حسین بن علی امام شهیدان، مرضیه محمدزاده).
[2]
– ر.ک. تعلیقات.
[3]
–
الو
صیة
حق علی کل مسلم. (امام صادق(
7
)، الهدایه، ص 319)
.
[4]
– امام خمینی: «اگر آنها را بکشیم ما به بهشت می‌رویم، اگر
آنها ما را بکشند باز هم ما به بهشت می‌رویم» (صحیفه امام، ج 13، ص 107).
[5]
– جنگ و دفاع در اندیشه امام خمینی، تبیان، دفتر 24.
[6]
– ر.ک. تعلیقات.
[7]
– تعبیر مشابه سخن حضرت امام خمینی است: «جنگ جنگ است و
عزت و شرف ما در گروه جنگ است» (صحیفه امام، دوره 22 جلدی).
[8]
– قیصر امین‌پور، در کوچه آفتاب، ص 96.
[9]
– در اصل وصیت «و».
[10]
-‌ در اصل وصیت «با».
[11]
– عبارت شعرگونة شهید ترجمه‌ای است از این عبارت بلند امام
حسین(
7
):
الموت اولی من رکوب العار
والعار اولی من دخول النار
[12]
– بقره/ 153.
[13]
– اشعارِ شعارگونه‌ای است که رزمندگان در حین جابجایی و
لحظه‌های حرکت به‌سوی جبهه می‌خواندند.
[14]
– اشاره دارد به
پایان واقعه کربلا و حرکت حضرت زینب(
3
) با حضرت سجاد(
7
) به همراه کاروان اسرا.
[15]
– در اصل وصیت
«کسی».
[16]
– در اصل وصیت
«طلبکار است».
منبع: بنیاد شهید سمنان و امور ایثارگران استان سمنان