دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید نعمت الله زارعیان جهرمی

• Admin-fakeh

گزیده وصایای شهدای استان فارس
شهادت 9 آبان ؛
شهید نعمت الله زارعیان جهرمی در 29 شهریور سال 1343 در جهرم دیده به جهان گشود . در هفت سالگی به مدرسه رفت و تا کلاس پنجم ابتدایی درس خواند. با شروع انقلاب اسلامی در تظاهرات و راهپیماییها شرکت فعال داشت و همواره در پیروزی انقلاب تلاش می کرد. با آغاز جنگ تحمیلی، پس از طی مرحله آموزش نظامی در کازرون مستقیماً روانه جبهه می شود و در عملیات بیت المقدس و رمضان شرکت کرد. برای بار دوم عازم جبهه می شود و سرانجام در 9 آبان سال 1361 در عملیات محرم به درجه رفیع شهادت نائل گردید .
نوید شاهد فارس:
شهید نعمت الله زارعیان جهرمی
در 29 شهریور سال 1343 در جهرم در خانه ای محقر و کوچک اما مملو از صفا و یک رنگی که در آن آوای خوش محمد رسول الله (صل الله علیه و آله و سلم) بگوش می رسید دیده به جهان گشود . چون کلام خدا از همان کودکی در گوشش زمزمه شده بود و در کنار پدر و مادرش قرآن فرا گرفته بود و هر صبح و شام در خانه قرائت می کرد و از همان کودکی ، مسجد امام حسین (علیه السلام ) که نزدیکی خانه اش بود را پایگاه خویش قرار داد ودر آنجا به نماز می پرداخت و هر زمان که می خواستی او را بیابی می توانستی او را در مسجد پیدا کنی و این پایگاه و سنگر بود که قلبش را مالامال از عشق به خدا کرد.
در هفت سالگی به مدرسه رفت و تا کلاس پنجم ابتدایی درس خواند. ترک تحصیل او همزمان با شروع انقلاب اسلامی بود و نعمت اله شرکت فعال در تظاهرات و راهپیماییها داشت و همواره در پیروزی انقلاب به رهبری خمینی کبیر تلاش می کرد ؛ پس از به ثمر رسیدن انقلاب عضو گروه مقاومت مسجد امام حسین (علیه السلام) شد و با دیگر همرزمانش به حراست از اسلام و خون شهیدان مشغول گردید.
با آغاز جنگ تحمیلی ، پس از طی مرحله آموزش نظامی در کازرون مستقیماً روانه جبهه می شود و در عملیات بیت المقدس و رمضان شرکت کرده و پس از حدود سه ماه به جهرم بر می گردد و چون علاقه عجیبی به حضرت امام رضا علیه السلام داشت با مادر خود روانه مشهد می گردد و بعد از برگشت به جهرم مدتی می ماند و در همین مدت که در جهرم بود خود را در این عالم نمی دید ، دوباره احساس مسئولیت می کند و برای بار دوم عازم جبهه می شود و در حمله پیروزمندانه محرم شرکت می کند و در مراحل اولیه حمله که با رمز یا زینب سلام الله علیها شروع شد وارد کارزار با خصم زبون می شود و بوسیله گلوله های کافران بعثی در
9 آبان سال 1361
به درجه رفیع شهادت نائل گردید .
(متن وصیت نامه)
ان الذین آمنو وهاجرو وجاهدو فی سبیل الله اولئک یرجون رحمت الله والله غفور رحیم
(سروه بقره -آیه 17) آنانکه به دین اسلام‌ گرویدند و از وطن خود هجرت نموده و در راه خدا جهاد کردند اینان امیدوار و منتظر رحمت خدا باشند که خدا برآنان بخشاینده و مهربان است.
اکنون‌که دو سال و اندی است ازجنگ تحمیلی عراق بر ملت ایران می گذرد و این جنگ صدام و صدامیان برملت ایران واردکرده است ، باید به جبهه حق علیه باطل برویم و من به پاسداری از کشور عزیز ایران خدمتی کرده باشم ؛ چنانکه امام خمینی فرموده اند اگر این‌جنگ بیست سال هم طول بکشد ما ایستاده ایم .
چون در اذان و اقامه می خوانیم :
اشهد ان لااله الا الله
یعنی شهادت‌ می‌دهم که هیچ خدایی جز الله نیست بایستی در پی این شعار عمل هم داشته باشیم ، که حضور درجبهه ها یکی از این اعمال است و من امیدوارم که ان شا الله بروم برای خدا و پیروی از ولایت فقیه و برای ناموس و کشورمان خدمتی کرده باشم و چون حالا درجنگ داخلی با منافقان و در خارج با کافران هستیم ، باید کمکی کرده باشم .
همه ما ملت علاقه داریم به جبهه برویم و نمی توانیم بنشینیم ، بایستی صدام و کفار بعثی را کشت . دشمنان اسلام می گویند با ما چه کار که به جنگ برویم آنها خودشان هستند کارها را انجام‌ می‌دهند شما ها نروید ، ما این سخنان‌ را گوش نمی دهیم اینها
می‌خواهند بین بسیجی و پاسداران و ارتشی‌ اختلاف بیندازند و کافران بیایند کشور عزیز ایران را نابود کنند . من از ملت شریف ایران‌ می‌خواهم‌ که‌ این‌ کشور اسلامی ایران را از دست جنایتکاران حفظ کنند و نگذارند که دیگر حتی یک قدم به جلو بیایند همینطور که امام خمینی فرمود نباید سست شوید باید این مملکت اسلامی محکم نگه داشت و هرچه منافق و کافر در حاکمان هستند پاکسازی بشود زیرا می خواهند درکشور کارشکنی کنند .
چند تذکر به ملت ایران دارم : یکی اینکه بایدبسیجی و ارتشی وسپاهی همه باهم خودمان را آماده کنیم و برویم به جبهه حق علیه باطل . دوم اینکه‌ این جنگ آمریکا شیطان بزرگ به دست مزدوران خود صدام بر ما ملت ایران وارد کرده است آنها اسلام و قرآن را قبول ندارند و مسلمان نیستند و امیدوارم که هرچه زودتر صدام و صدامیان نابود شوند و
راه کربلا بدست توانا و رزمندگان بازگردد و همه با هم به زیارت قبرش برویم
. سوم اینکه من از خانواده ام می خواهم که اگر من شهید شدم‌ برایم گریه نکنید چون اگر ناراحت بشوید و گریه کنید باعث عذاب من می شود چون من آن دنیا برایمان بهتر است خواهش می کنم برایم ناراحت نشوید ، چهارم اینکه از ملت قهرمان ایران می خواهم که دعا به جان امام را فراموش نکنند و بعدهم دعا به جان رزمندگان درجبهه ها و ما ان شاءالله ریشه صدام را نابود می کنیم و می رویم درکربلا وقدس نماز جماعت می خوانیم . پنجم اینکه همه ملت در نماز جمعه شرکت کنند و پشت جبهه را محکم نگه دارید که ان شاءالله پیروزی‌ نزدیک است‌ و همینطور که رهبر کبیر انقلاب ما می‌فرماید صدام فقط یک راه دارد و این هم خودکشی است و ما ان شاء الله می رویم پرچم لا اله الا الله و پرچم اباعبدالله حسین توی خاک عراق و بصره به افراشته کنیم‌ و در آخرین سخنم چون بنا به گفته امام امت و رهبرکبیر انقلاب و فرمانده کل قوا امام خمینی رفتن به جبهه های واجب کفایی است من این ندا را لبیک گفته و به جبهه حق علیه باطل می روم تا ان شاءالله راه کربلای حسین را با دیگر رزمندگان بازکنیم بعدهم ان شاءالله قدس را از دست این جنایتکاران شرق وغرب نجات دهیم. والسلام .

منبع: پرونده فرهنگی ، مرکز اسناد ایثارگران فارس