وصیتنامه شهید نعمت اله محمدی
بسم الله الرحمن الرحیم . با سلام و درود به روان پاک سالار شهیدان کربلا حضرت حسین و سلام و درود بر رهبر کبیر انقلاب امام خمینی این قلب تپنده میلیونها مستضعف جهان و سلام و درود به ملت شهیدپرور آزاده ایران اسلامی و با عرض سلام خدمت خانواده ام از کوچک و بزرگ و تمام اقوام و خویشان و دوستان.
نمیدانم آیا براستی می نویسم یا خواب می بینم ولی نمی دانم چطور شده این روزها عصر که می شود همه بچه ها دو تا سه تا بر روی تخته سنگی می نشینند و شروع به نوشتن می کنند ولی من تا امروز که چیزی ننوشته بودم و هر کس که هم به من می گفت بنویس خنده ام می گرفت ولی نمی دانم چطور شده است امروز از صبح تا حالا که ساعت 10/10 شب است خیلی بفکر فرو رفته ام مرتبا اعمال گذشته ام و خانواده ام اقوام و دوستان دوران مدرسه و خلاصه تمام زندگی گذشته مثل پرده ای از جلو چشم می گذراند و من غرق عرق سرد می شوم وهی بر خود نهیب می زنم بلند می شوم دو الی سه دقیق بعد دوباره تکرار می شود این است که احساس سبکی می کنم و حالا راحت شده ام و کاغذ بدست گرفته دارم می نویسم .شاید من مانند هزاران شهید دیگر شهید شدم و گفتند وصیتنامه را بیاورید .
برادران و خواهران عزیز به خدا قسم آنچه را می نویسم حقیقت است دروغ نیست ولی همه کس نمی تواند باور کند اگر از خانه و کاشانه ات دل کندی و به دیار جنگ آمدی دیگر دلت نمی خواهد برگردی چرا وقتی می بینی روز عملیات چطور حجله بر پا می شود چطور بچه ها حنا بندان می کنند چطور بعد از حنا بندان دعا می کنند
.
خدایا به امام علی (علیه السلام) بگو که پیروان تو در ایران قیامت بپا کردند و به امام حسین(علیه السلام) بگو در نزدیکی سرزمین کربلای تو برای تو و یارانت فقط یک روز عاشورا بود و تو و 72 تن از یارانت تنها بودی ولی سرزمین ایران هفته ای 7 بار کربلا و روز عاشورا را تکرار می شود و به یاد تو و نام تو به فرماندهی فرزند تو خمینی حرکت می کنند و پرپر می شوند ولی مانند گلهای نو بهاری خیلی زود گلی دیگر جای آنها را می گیرد خدایا به حضرت محمد (صلی اله علیه و آله و سلم) بگو که سپاه تو از سر تاسر این نهال نو پای اسلام می رویند .
خدایا اگر روزی لیاقت شهید شدن را داشتم قبل اینها هم گناهانم را بریز تا با سبکی بیشتر به سوی تو پرواز کنم ولی ای خدای مهربان می دانم که تار و پود وجودم را با نام تو سرشته است از لحظه ای که بدنیا آمده ام تا حالا همیشه تو در کنارم بودی و مرا نگهبان.
خدایا کسی باور می کرد شب گشت ویژه را که چهار تیر مستقیم به بلوز من بخورد و آن را سوراخ کند ولی هیچکدام حتی خراشی به بدن من نرساند اینها غیر از نیروی لایزال و معبودی تو میسر نیست و حتی خود هم بعدا باورم نمی شد
ولی حالا می دانم که در مقابل این سلاح و مهمات پیشرفته دشمنان اسلام از آمریکا تا شوروی که بدست نوکر سپرده آنها بر سر این مردم و این رزمندگان فرو می ریزند فقط و فقط تو حامی آنها هستی .
خدایا در موقعی که هیچ عقل و منطقی قادر به محاسبه و پیش بینی نبود تو ما را از خطرها رهانیدی
؛ خدایا در این مدت سه سال که در این سرزمین جنوب و غرب بوده ام خیلی چیزها دیده ام خدایا از تو می خواهم اگر روزی شهید شدم همان صحنه هایی را که دیده ام و صبر پدر و مادران شهیدان را برای پدر و مادر من هم فراهم کن.
خدایا در سال پیش در همین جبهه یکی از بهترین دوستانم پیش ما شهید شد . آن را به زادگاهش بردند هنوز همه بچه ها ناراحت و پریشان حال بوده اند که هفته ای گذشته بود که دیدیم پاترولی در این منطقه سرد و بیروح زمستان بطرف ما می آید فورا بچه ها آماده شدند گفتند حتما فرمانده ای و یا خلاصه خبری است ولی وقتی آمد دیدیم خدایا زن و مردی حدود 60 ساله هستند و پاکتهای در دست شیرینی که روی هر کدام از بسته های شیرینی این جمله چاپ شده بود بعد از شهادتم شیرینی عروسی را به جبهه ببرید بین رزمندگان تقسیم کنید و حنا بندانم آنجا با دوستانم بگیرید خدایا آن شب با پدر و مادر دوستم را در جبهه فراموش نمی کنم هر وقت به یاد آن شب می افتم فکر می کنم که اگر من هم خدا خواست شهید شدم خدایا می شود آن همه صبر و بردباری را به پدر و مادرم عطاء کنی.
خدایا کمکم کن که از لطف و مرحمت تو بهره مند شده ام از تو می خواهم آنها را در برابر دشمنان اسلام قوی گردانی مبادا دشمنان خیال کنند که آنها از شهادت فرزندانشان شکسته شده اند خدایا پشتوانه این انقلاب رهبر و روحانیت و این ملت فداکار است خدایا رهبر را مانند پدری مهربان و روحانیت را برای نشان دادن راه درست و مردم را برای اجراء دستورات اسلام حفظ کن خدایا آمریکا و نوکران سر سپرده اش را خوار ذلیل کن خدایا به کلیه خانواده های شهداء خصوصا فرزندان شهیدان صبر عطاء فرما .
در پایان از پدر و مادر عزیزم که زحمات زیادی برای من کشیده اند می خواهم که مرا حلال کنید از برادران و خواهران و کلیه اقوام و دوستان می خواهم که مرا ببخشند از امت مسلمان هم می خواهم هیچوقت از جبهه غافل نشوند کافی است فقط یک هفته جبهه بیایند آنوقت می بینند که دیگر دلشان نمی خواهند برگردند.
از رهبر و روحانیت جدا نشوید اگر خدای ناکرده فاصله ای بین مردم و ولایت فقیه افتاد آنوقت است که نهال اسلام آبیاری نمی شود
این نهال نوپای بعد از 1400 سال دوباره شروع به رشد کرده محتاج به آبیاری زیاد است و این آبیاری باید قوی باشد و روزها و سالها آن را آبیاری کند تا به ثمر برس؛د ثمره آن آزاد شدن کربلا و نجف و قدس و مکه مستضعفان جهان است به امید آن روز و آرزوی پیروزی برای همه مومنان و رزمندگان و رزمنده دوست
والسلام 23/6/1362 نعمت اله محمدی.
./
منبع: پرونده فرهنگی ، مرکز اسناد ایثارگران فارس