وصیتنامه شهید نیازعلی طالبی
اخبار
سالروز شهادت
و هرچه که می توانی به طرف خدا و خداگون شدن راه پیمود. البته کار مشکلی است اما پاداش ارزنده ای دارد و آن محشور شدن با شهدا و شاهدان صدر اسلام و شاهدان و شهیدان صحرای کربلا است اما تا به حال من نتوانسته ام به این فیض عظیم دست یابم ولی امید این دارم که این بار و این نامه در زمانی که برای شما خوانده می شود من نیز توانسته باشم جز یکی از مقرِّبین درگاه ایزد متعال قرار گرفته باشم انشاءالله…
نام پدر: محمد علی
تاریخ تولد: ١٣٣٣/٠٣/١٢
محل تولد: چغاسیاه
نام عملیات: بیت المقدس
تاریخ شهادت: ١٣٦١/٠٣/٠٢
محل شهادت: خرمشهر
اقشار: فرماندهان ، تیپ 71 روح الله ، گردان علی ابن ابی طالب
زندگی نامه شهید
دوازدهم خرداد ماه سال 1333 متولد شد. دوران کودکی و نوجوانی را با بازی
و تحصیل پشت سر گذاشت و تا کلاس ششم ابتدایی درس خوانداما به دلیل مشکلات
مالی از ادامه تحصیل باز ماند.
در سال 1352 به خدمت سربازی رفت .دوسال بعد به آغوش گرم خانواده بازگشت
وازدواج کرد و ثمره این ازدواج مبارک دو پسر به نام های عبدالرضا و ابوذر
است .
سالهای بعد از خدمت سربازی او همزمان بود با اوج گیری مبارزات مردم ایران
بر علیه حکومت دیکتاتوری محمدرضا پهلوی. اونیزهمگام با سایر مردم در این
راه تا پای جان تلاش کرد.
شناختی که او از ماهیت وابسته وفاسد حکومت شاه در دوره ی سربازی پیدا کرده
بود تحرک بیشتری برای تلاش , مبارزه ومجاهدت درراه پیروزی انقلاب ایجاد می
کرد.
انقلاب اسلامی که به پیروزی رسید,او خیلی خوشحال بود ,احساس می کرد از قفس
آزاد شده است. هرجا نیاز به کمک بود او حضور داشت ,شیرینی پیروزی انقلاب
اسلامی هنوز بر کام مردم ننشسته بود که خرابکاری های ضد انقلاب ودشمنان
داخلی وخارجی شروع شد.در راس همه ی این توطئه ها ,جنگ تحمیلی عراق به
نمایندگی از دنیای زور و زر و تزویر ,بر علیه مردم و حکومت جمهوری اسلامی
بود.
بعد از حمله رژیم بعثی عراق به میهن اسلامیمان و شروع جنگ در هجدهمین روز
از جنگ یعنی درتاریخ 17/7/1359 به عضویت سپاه در آمد تا بیشتر بتواند به
انقلاب و وطن خود خدمت کند .بعد از آن راهی جبهه شد.
او در اولین نوبت حضور در جبهه به عنوان مسئول گروه اعزامی از اراک به جبهه
رفت. مدتی بعد به عنوان مسئول اسلحه خانه به خدمت خود ادامه داد.
بعد از آن فرمانده گروهان شد و آخرین مسئولیت وی فرماندهی گردان پیاده لشکر 17 علی ابن ابی طالب (ع)بود.
در تمام صحنه های جنگ وعملیات ایران بر علیه دشمنانش فعالانه شرکت داشت و
دمی از پای ننشست تا این که در تاریخ 2/3/61 یک روز قبل از آزاد سازی
خرمشهر قهرمان از وجود ناپاک متجاوزین در عملیات الی بیت المقدس در اثر
اصابت ترکش خمپاره به قسمت پهلو و سر به شهادت رسید
خاطرات
عبد یزدان
سال 1359 وارد سپاه شد. قبل از آن به عنوان یک کارگر زحمتکش و مؤمن مشغول
فعالیت بود. در کنار کار از فعالیتهای ایشان در محافل و مجالس وراهپیمایی
ها و جلسات که به خاطر پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی برگزار می شد نمی توان
گذشت .
روح ایثارگری و فداکاری در وجود این بزرگوار موج می زد و همیشه آماده
ایثارگری بود .بر همین اساس و با این روحیه جهت خدمت بیشتر به نظام نوپای
اسلامی دست از کسب درآمد و زندگی خود کشید و به عضویت سپاه پاسداران انقلاب
اسلامی در آمد .در بدو ورود در پاییز سال 59 جهت طی دوره آموزش عمومی به
اتفاق به اردوگاه باغ مراد شازند (آستانه) اعزام شدیم پس از طی دوره جهت
گذراندن یک دوره آشنایی با سلاح سنگین به پادگان امام علی (ع) تهران
(سعدآباد) اعزام شدیم در طول این مأموریت در عملیات پاکسازی قسمت هایی از
پاوه و آزاد سازی مناطقی در کردستان حرکت نمودیم .
من به خاطر جراحتی که در این منطقه پدید آمد در اواسط مأموریت به اراک
مراجعت نمودم اما دوستان با هم این مأموریت را انجام دادند. جا دارد یاد
کنم از شهید بزرگوار محسن فرجادی که در این منطقه به شهادت رسید.
دومین مأموریت ما در پاییز سال 1360 دقیقاً یک سال بعد بود . چهار نفر
پاسدار رسمی که عبارت بودند از 1 شهید نیاز علی طالبی به عنوان فرمانده
گروهان 2 برادر پاسدار ابوالفضل امیری 3 برادر غلامرضا رودی و چهارمین
نفر این حقیر بودم به همراه 80 نفر از برادران غیور و سلحشور بسیجی که مدت
چهار ماه در منطقه غرب انجام وظیفه نمودیم طی این مدت در عملیات محمّد رسول
الله (ص) که منجر به آزاد سازی شهرهای بیاره و طویله عراق شد که شهید
طالبی در این عملیاتها نقش به سزایی داشت.
در خلال این مأموریت با سرما و برف و کولاک بی سابقه زمستان مریوان در آن
سال روبرو شدیم که زحمت بسیار زیادی برای رزمندگان به وجود آورده بود.
در پایان اسفند ماه سال 60 این مأموریت هم به پایان رسید و به اراک مراجعت نمودیم.
اوائل اردیبهشت سال 61 بود که با همدیگر قصد عزیمت به جبهه ها را داشتیم. به سردار شهید رحیم آقا نجفی مرا جعه کردیم.
ایشان موافقت نمی کردند و اظهار می کردند شما اخیراً از منطقه برگشته اید
لیکن با اصرار فراوان ما در گروهی که بنا بود اعزام شوند به جبهه اعزام
شدیم .
موعد مقرر فرا رسید ما به اتفاق 20 نفر از برادران پاسدار و جهاد صد نفر از
برادران بسیجی عازم مناطق عملیاتی جنوب کشور شدیم در این ماموریت مسئولیت
گردان به عهده برادر پاسدار جواد رحیمی بود و برادرانی از جمله روشنی
نورخدا قاسمی حشمت الله ملکی محمد رضا و تعداد دیگر از برادران و شهید
نیاز علی طالبی بودیم که به خوزستان عزیمت کردیم. به دلیل تکمیل بودن
سازمان یگان متعلق به استان مرکزی ما را به تیپ ولیعصر (عج) مأمور نمودند.
زمانی که طراحی مرحله سوم عملیات بیت المقدس آزادی ایستگاه حسینه انجام شده
بود ما وارد منطقه شدیم و در قالب گردان سلمان تیپ ولیعصر (عج) در این
عملیات شرکت نمودیم چون کادر فرماندهی گردان از برادران تیپ بودند همگی ما
پاسداران اعزامی در قالب یک دسته در این عملیات شرکت نمودیم.
بعد از چند روز استراحت و سازماندهی مجدد خود را آماده کردیم تا در عملیات
نهایی و آزاد سازی خرمشهر شرکت نماییم مجدداً سازماندهی جدید شروع شد در
این مقطع در واقع مسئول نیروهای اعزامی به تیپ که برادر جواد رحیمی بودند
از برادر طالبی به عنوان مسئول نیروهای استان استفاده کردند و مقرر شد
نیروهای استان مرکزی در موقعیت قرارگاه بمانند .
در شب عملیات در حالی که ایشان مقابل قرارگاه مراقب اوضاع بودند با انفجار
گلوله کاتیوشا در همان محل به شهادت می رسند و روح بلند این انسان آزاده به
ملکوت اعلی می پیوندد .
در عملیات محمد رسول الله (ص) که در سال
1360 بود در یک منطقه سرد و پر از برف که ارتفاعات پوشیده از برف و یخ به
دلیل سرما و زمستان بود .
شهید طالبی به کیله نیروها اعلام کرد برای رعایت بهداشت و حفظ سلامتی
خودتان همگی موهای سر و صورت خود را با ماشین نمره 4 بتراشند که نظافت آن
راحت تر باشد.
همه موهای سر ومحاسنشان را کوتاه و کلاه پشمی بر سر گذاشتند موقع حضور در
عملیات هرجا عنوان می کردند یکی از بچه های اراک مجروح شده یا شهید شده و
از اراکی ها در آن موقعیّت حضور داشتند فوراً کلاه را از سر فرد مورد نظر
برمی داشتند اگر موهای سر او کوتاه بود می گفتند اعزامی از اراک است و
تقریباً این یک علامت مشخصه اراکی های شرکت کننده در آن عملیات بود که
دستور این شهید والامقام بود.
وصیت نامه شهید
انا لله و اناالیه راجعون
با نام خداوند ورحمتی که بر همه موجودات دارد شهادت نامه ام را آغاز می کنم .
به امید این که در این امتحان الهی پیروزی نصیبم شود. پیروزی بر نفس عماره و
پیروزی بر شیطان و به امید این که به مهمانی الله راه پیدا کنم که به
فرموده امام امّت رهبر کبیر انقلاب اسلامی وقلب تپنده مؤمنان و امید
آرزومندان ؛ “با شهادت به دنیای حیات راه پیدا می کنید .”من هم این آرزو را
دارم و اما برای رسیدن به این مهمانی الهی باید از خیلی خواسته های خود که
از جمله هواهای نفسانی سرچشمه می گیرند گذشت.
و هرچه که می توانی به طرف خدا و خداگون شدن راه پیمود. البته کار مشکلی
است اما پاداش ارزنده ای دارد و آن محشور شدن با شهدا و شاهدان صدر اسلام و
شاهدان و شهیدان صحرای کربلا است اما تا به حال من نتوانسته ام به این فیض
عظیم دست یابم ولی امید این دارم که این بار و این نامه در زمانی که برای
شما خوانده می شود من نیز توانسته باشم جز یکی از مقرِّبین درگاه ایزد
متعال قرار گرفته باشم انشاءالله.
و اما در پایان سخنی با پدر و مادر بزرگوار و مهربانم؛ امیدوارم مرا ببخشید و حلالم نمائید .
اگر من نتوانسته ام برای شما فرزندی خوب باشم شما به بزرگواری خود مرا
ببخشید و درضمن یادتان نرود که همیشه یار و یاور امام بوده باشید و تنها به
فکر اسلام و انقلاب اسلامی باشید ,زیرا این انقلاب ثمره خون هزاران هزار
شهید گلگون کفن می باشد .
پدر و مادر نمی گویم برایم گریه نکنید زیرا گریه خود حرکت است برای دیگران
تاحدی که خدا راضی باشد واگر مرا دوست دارید شکر کنید برای این که من به
سعادت رسیدم و ناکام نیستم.
آری پدرجان مقداری حساب دارم اگرکسی طلبکار بود بدهید و هرکس که از
بدهکاران داد بدهد و زمینی هم که دارم با آن مقدار پولی که دارم برای زن و
بچه هایم بسازید و نفروشید و حقوقم را به زن و بچه هایم بدهید. همسرم در
حدقوانین اسلام آزاد است و پسرهایم عبدالرضا و ابوذر را باید به حوزه علمیه
بفرستید.
برادران خیال نکنید که من از میان شما
رفته ام نه شهیدان زنده های جاویدند. برادران همدیگر را داشته باشید و
آماده برای آن چه اسلام خواهد باشید.
در خاتمه از همه شما که این وصیت نامه را خوانده اید و شنیدید می خواهم که
امام این هدایت کننده اسلام را تنها نگذارید. والسلام علیکم و رحمه الله و
برکاته.
22/ 2/1361 ساعت 30/12 دقیقه روز جمعه جبهه خرمشهر
سرباز اسلام, فدایی قرآن، پیرو حسینی، مقلد خمینی
عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران. نیازعلی طالبی
منبع : اداره هنری ، اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی