وصیتنامه شهید پرویز عسگری
من به عنوان یک سرباز و رزمنده اسلام افتخار می کنم که خداوند به من چنین لیاقتی دادهکه دراین عصر زمان به خدمت سربازی بروم. خدا را سپاس می گویم که به من لیاقت داد تا به ندای “هل من ناصر ینصرنی” فرزند حسین لبیک بگویم و او و دین خدا را در این عصر و زمان و درمقابل هجوم دشمنان یاری کنم.
اگر ما تمام هستی و جان خود را در راه خدا، انقلاب و امام فدا کنیم باز هم کم است. چون این امام بود که ما را از راه منحرف و از فساد و بدبختی نجات داد و به راه راست هدایت کرد. او بود که ما را از گمراهی ها به راه عبادت رهبری کرد. دشمنان اسلام باید بدانند که ماجوانان ایران تا خون در رگ داریم امام خود راه تنها نمی گذاریم .چون تمام سعادت ما از زحمات امام عزیز ما است.
هر روز ما کربلا و هر روز ما عاشورا است
اگر نبودیم که امام حسین را در صحرای کربلا یاری کنیم امروز فرزند زهرا را تنها نخواهیم گذاشت تا آخرین قطره خون و تا آخرین نفس آماده شنیدن دستور و فرمان رهبری هستم. از امت حزب الله می خواهم امام را تنها نگذارند همچنانکه تا حال نگذاشتند.
پدر ومادرم مبادا از من ناراحت بشوید این را بدانید که خون من از خون علی اکبر حسین سرخ تر نیست هر وقت ناراحت شدید و خواستید گریه کنید به یادمظلومیت حسین (ع) گریه کنید.
برادران عزیز اسلحه ام را نگذارید که بر زمین بماند دشمن خوشحال می شود. امام راتنها نگذارید.
خواهران مهربانم شما باید مثل زینب مقاومت وایستادگی کنید تا به دیگران درس استقامت بدهید از همه دوستان وفامیل می خواهم درشهادت من تاسف نخورند بلکه افتخار کنید. دعا به جان امام عزیز و رزمندگان را فراموش نکنید . درخاتمه از کلیه کسانی که بر گردن من حقی دارند می خواهم به بزرگواری خود ببخشند.
منبع معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید گلستان/ پرونده فرهنگی شهدا