دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید چقدر سنگین

• Admin-fakeh

شهدای امروز دوازدهم آبانماه
نام :فرهاد
نام خانوادگی :کشانی
نام پدر :اسمعیل
تاریخ‌تولد :04/08/1343
تاریخ شهادت :12/08/61
نوع حادثه :حوادث‌مربوط به‌جنگ‌تحمیلی
شرح حادثه :حوادث ناشی ازدرگیری مستقیم بادشمن-توسط دشمن‌درجبهه
وصیت‌نامه :
بسمه تعالی
بنام خداوند درهم کوبنده ستمگران و یاری دهنده مؤمنان و پارسایان ، وبنام نامی وارث برحقش حضرت مهدی (ع) تمام کننده ظلم و ستم در این دنیای کفر آمیز ، وبنام شهدای حماسه آفرین وقهرمانان تاریخ بشریت و جاودانه‌های انسانیت و خونین گلهای کربلای حسین و کربلاهای ایران اسلامی از جنوب تا غرب که خاک وطن اسلامی ما در هر قدم رنگین زخون آنهاست .
و بنام انقلاب اسلامی ایران این حکومت خدائی که عدالتش را قرآن رهنمون بوده بار خدایا قدم در راهی گذارده‌ام که رضایت خاطر تو در آن است . خوب می‌دانم که رسالت خون برادران شهید چقدر سنگین و گرانبها است .
پس خدایا امیدوارم که لطف و رحمت تو شامل حال من و دیگر برادرانم گردد . تا بتوانیم ادامه دهنده خون شهدای عزیزمان باشیم .
تا با تقوا و ایمان خود عفریت مرگ را بر سر دشمنان اسلام و قرآن و متجاوزان فسادگر از آمریکای جهانخوار گرفته تا مزدوران بعثی فرود آریم . و درهم شکننده ستم و ظلم بیدادگران باشیم .
خدایا همیشه آرزویم بود که کربلا را ببینم تا بوسه بر خاک امام سوم خویش بزنم اما وقتی قدم در جبهه های حق گذاردم بوی خاک خون‌آلود آن مکان بوی تربت حسین (ع) را می‌داد که گوئی کربلا همین جاست که من آرزویش را داشتم باشد که به لطف و یاریت ای خدای بزرگ به کربلای عزیز فاطمه هم برسیم .
پدر و مادر گرامی ای عزیزان من ای سروران من ای که انسانیت و انسان بودن را در دامان پاک تو مادر عزیزم و در دستان تو پدر مهربان آموختم . و تربیت شده زیر دست استادانی چون شما خوبان بودم شمائی که راهنمایم گشته تا درخط خونی سردار شهید کربلا و یاران باوفایش قدم بگذارم .
و راهیان راهشان گردم که مرگ برای اسلام در رختخواب ننگ است . پدر و مادرم بدانید و آگاه باشید که من امانتی بیش بدست شما نیستم و خدای یکتا هر گاه اراده نماید این امانت را از شما میستاند .
و آن لحظه شما در امتحان و آزمایش خالق هستی قرار می‌گیرید . مبادا با رفتن من سستی و ناراحتی در شما پدیدار شود که خداوند همیشه انسانها را مورد آزمایش قرار می‌دهد .
خداوند همیشه بهترین و عزیزترین چیزها را از انسان می‌گیرد تا آنها را بسنجد و استقامت آنها را امتحان نماید .
اگر روزی من در راه خدا و قرآن و اسلام کشته شدم شما باید مقابل این مسئله در درگاه خداوند روسفید باشید و مقابل دشمنان خدا سربلند و این جریان یعنی مرگ را یک نعمت بدانید که خداوند بر همه چیز آگاه و پیروز است پدرم برایم مجلس ختم ساده‌ای بگیر که اگر خواستی پولی خرج کنی بهتر است که به محتاجان و درماندگان کمک نمائی که چشم آنها اول به خدا بعد به شما امت مسلمان است .
و تو ای مادرم هیچ گاه تو و خواهرم برمرگ من اشک مریزند که حضرت زینب و شهدای کربلای حسین لایق این اشکها هستند علی اکبرحسین لایق این گریه‌ها است نه من و شما .
ای برادران عزیزم بکوشید در راه خدا تا رستگار شوید . برادر گرامیم هوشنگ جان خدا را فراموش مکن و در تربیت فرزندانت بکوش آنها را با مسائل اسلامی آشنا کن و قرآن خواندن را به آنها بیاموز که قرآن بهترین معلم زندگی است .
و تو ای قاسم عزیز می‌دانم و ایمان دارم که تو بی‌گناه هستی من در پاکی تو شکی ندارم برادرم نکند یک وقت بخاطرچنین مسئله جزئی در ایمان و تقوایت نسبت به خدا سرد و ؟؟؟ شوی که تو درحال امتحان شدن به درگاه خدا هستی و خوب حتما حکمتی خدا در این کار دارد پس خدا را فراموش مکن و باو توکل نما و هر چه بیشتر در ایمان و تقوای خود بیفزا و خود را تا میتوانی به خدا نزدیک گردان .
و تو ای پرویز خوب بکوش و تلاش کن در راه خدا دوست بدار برای خدا و دشمن شو بخاطر خدا من امیدم به تو است پس اگر سعادت من و خود و خانواده‌مان را می‌خواهی هیچ گاه دست از خدا و اسلام و قرآنش مکش . و یار و یاور امام عزیزمان باش .
و اما تو خواهرم امیدم نوردیدگانم امیدوارم که سرمشق و الگو باشی برای دیگر خواهران تو باید به اندازه وجود با ارزشت در پشت جبهه به هرشکلی که میتوانی به این دستگاه حسین کمک و خدمت نمائی .مبادا برمن اشکی بریزی که تو خودت بهتر آگاهی که شهید گریه ندارد و بجای گریه برمن راهم را ادامه بده تا آنجا که چشم دشمنان اسلام و امام را کورکنی . هرچند می‌دانم که من به همراه دیگر برادرانم با پیروزی کامل به یاری خدا بر می‌گردیم .
و شما ای دوستان و آشنایان این پیر جماران این امید بیچارگان و ضعیفان این مرد نگاه ، مرد سخن ، کوه استقامت ، اسطوره مبارزه الگوی انسانیت را مبادا تنها بگذارید که خداوند هیچ گاه این خیانت را نخواهد بخشید . خوب می‌دانم که همه آگاهانه به یاری برادران خود در جبهه‌ها می‌شتابند پس آنهائی راکه درخواب غفلت هستند پس از آگاهی دادن همراه خود ببرید که خدا پاداش خوبان را می‌دهد .
پدر عزیزم من مقداری پول بدهکار هستم شما می‌توانید موتور مرا بفروشید و قرض مرا بدهید و اگر چیزی باقی ماند آن را میان مستمندان تقسیم کنید .
هیچگاه از نوعروسان شوهر ازدست داده و مادران داغ دیده و کودکان یتیم و خانواده های بی‌سرپرست غافل نشوید که امید آنها اول بخداست بعد هم به شما امت شهیدپرور مسلمان ایران همیشه به یاد خدا باشید بعد از هر نماز امام را حتما دعا کنید .
در تمام لحظه‌ها در صحنه مبارزه علیه کفر و ستم حضور داشته باشید درنماز جمعه‌ها شرکت کنید که این وحدت و یکپارچگی و یگانگی شما پشت دشمنان اسلام و امام را به لرزه وامیدارد .
پدر و مادر عزیزم من بدرگاه خداوند سه سال نماز و روزه بدهکار هستم اگر برایتان مقدور است به شکلی آنرا ادا نمائید .
برادران و خواهرانم دست از اسلام و قرآن و امام بر ندارید که گمراه می‌شوید . سعادت و عاقبت به خیری شما و همه برادران و خواهران دینیم در راه خدائی است .
و در آخر وصیت نامه‌ام چند دعا دارم که امیدوارم مورد قبول خدا واقع شود .
خدایا اسلام و قرآن و پرچم خونین الله اکبر را عالم گیر کن .
هر چه زودتر فرج فرمانده کل قوای اسلام در مصاحبت این مملکت محمدی را نزدیک بگردان .
خدایا امام عزیز ما را درپناه امام زمان (ع) سالم و تندرست نگاه بدار بر طول عمر امام عزیزم بیفزای . رزمندگان ما را در تمام جبهه‌های حق علیه باطل پیروز بگردان .
مجروحین و معلولین جنگ و مریضهای بیمارستانها را شفا عنایت بفرما .
پدر و مادر ازمن راضی بگردان .
به من کمک کن تا هر چه استوارتر و محکمتر در راهت قدم بردارم و ادامه دهنده خون برادران شهیدم باشم .
در ضمن برادرانم و خواهر عزیزم تا می‌توانید در خدمت پدر و مادر عزیزمان باشید . دوست بدارید آنها را تا دوست بدارد شما را خدا از همگی شما حلالیت میطلبم .
آمین یا رب العالمین
آنکس که تو را شناخت جان را چه کند فرزند و عیال و خانمان را چه کند
دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی دیوانه تو هر دو جهان را چه کند
6/8/1361 – سومار –
بنده گنهکار – فرهاد کشانی
دیدار به قیامت
منبع: مرکز اسنادبنیادشهیدوامورایثارگران تهران بزرگ