وصیتنامه شهید کتاب خوان
اخبار
شهید آبان ماه;
شهید عبدالخالق صادقی فرد در روستای دهقاید از توابع دشتستان در9/5/1337 و در دامن پدر و مادری مؤمن تربیت یافت.وی در سال1359در بسیج روستا نام نویسی کرد و روز چهارشنبه مورخه9/7/59 از بوشهر با سایر همرزمانش عازم جبهه شد و نهایتاً در تاریخ 20/8/59 به دیار معبود شتافت .
عبدالخالق صادقی فرد
نام پدر: حسین علی
تاریخ تولد : 1337
محل تولد : روستای دهقاید
تاریخ شهادت : 1359/8/20
محل شهادت : آبادان
نام عملیات : درگیری با دشمن
محل دفن: بهشت رضوان دهقاید
زندگی نامه شهید
شهید عبدالخالق صادقی فرد فرزند حسینعلی در خانواده ای نسبتاً متوسط در
روستای دهقاید از توابع دشتستان در1337/5/9 و در دامن پدر و مادری مؤمن تربیت یافت.تحصیلات
ابتدائی را در دبستان بوستان دهقاید به پایان رسانید و سپس دوره اول متوسطه را در دبیرستان
دکتر بهشتی و دوره دبیرستان را در دبیرستان امام خمینی گذرانید.در شهریورماه1355گواهینامه
پایان تحصیلات دبیرستان را در رشته ادبی اخذ نمود.دی ماه 1356 به خدمت سربازی رفت و
در دی ماه 1358 کارت پایان خدمت را دریافت کرد.وی که اولین فرزند خانواده7 نفری خود
بود و در همه حال یار و مددکار پدرش بود و در همه کار های خانه و مزرعه و باغ به وی
کمک می کرد
.
شهید صادقی فردی مهربان بود.آزارش به کسی نرسید.با تقوا و متدین بود.نماز
و روزه اش ترک نمی شد.کتاب های درسی و قرآن و نهج البلاغه را بسیار مطالعه می کرد.کتاب
می خواند و به نوار گوش می داد . آثار بسیاری از نویسنده گان مذهبی مخصوصاً استاد شهید
مطهری را مطالعه می کرد و با این
زیر بنا بود
که راهش را انتخاب کرد و در این راه جهاد نمود و شهید شد
.
شهید صادقی فرد در سال1359در بسیج روستا نام نویسی کرد و سپس برای گذراندن
دوره های آموزشی در مهرماه1359برای دوره تکمیلی به بوشهر اعزام شد. سرانجام روز چهارشنبه
مورخه59/7/30 از بوشهر با سایر همرزمانش عازم جبهه شد و نهایتاً در تاریخ59/8/20 در
کربلای آبادان در اثر برخورد ترکش خمپاره بعثی های عراق به دیار معبود شتافت و جان
به جان آفرین تسلیم کرد.تا این که در24 آبان1359پس از تشییع با شکوه در قطعه شهدای
دهقاید به خاک سپرده شد
.
وصیت
نامه شهید
خدمت پدر مهربانم حسینعلی صادقی فرد،از راهی دور سلام عرض می کنم. اکنون
که این نامه را می نویسم نامه سرنوشت خویش است.از بوشهر به مقصد آبادان که حرکت کردیم،عده
ای چهره منافق گونه شان نمایان گشت و از صحنه خارج شدند.اما پدر جان من تا آخرین نفس
و نفر خواهم ماند.به فرمان امام خمینی(ره)اگر بکشیم پیروزیم واگر کشته شویم باز هم
پیروزیم.من هم اکنون که در صحنه مبارزه با کفر هستم سنگر را رها نخواهم کرد و این جا
به مصداق آیه «
فضل الله المجاهدین علی القایدین اجراً
عظیماً
»خواهم ماند . پدر جان امکان دارد که شما یا مادر یا خواهر یا برادرانم
را ناراحت کرده باشم. از آنها بخواه تا مرا حلال کنند و خدا داناست.معلوم نیست که ما
کی از جبهه برمی گردیم شما نگران ما نباشید و چون کوه صبور و استوار باشید ما با این
امکانات کم در برابر دشمنان خدا و خلق خدا مقاومت خواهیم کرد و به مصداق آیه«
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض نجعلهم ائمه و نجعلهم
الوارثین
»خدا نوید و وعده داده است که مستضعفین جهان بر مستکبران حکومت خواهند
کرد.«
لاحول و لاقوه الا باالله العلی العظیم
» ما
این تجارت را با خدا انجام خواهیم داد. مادر، خواهر و برادران را سلام برسانید. بقیه
اقوام خویشان و دوستان و هر کس که سراغ مرا گرفت سلام برسانید
.
والسلام
اسلام پیروز است 59/8/6
منبع : بنیاد شهید و امور ایثارگران استان بوشهر