دوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

وصیت‌نامه شهید کردن

• Admin-fakeh

وصیتنامه
اینها بدانند آرزوی ما شهادت است. اینها می خواهند با شهید کردن ما دلهایشان را شاد کنند. نمی دانند که دل آنها غمگین و درد مند خواهد شد و روح ما شاد، چون ما با خدای خود پیوند می یابیم.
نویسنده :
R.H
شهید قنبر جعفرپور متولد سال 1339 و شیفته و پاکباز مولا علی (ع) بود.
آخرین فعالیتش را در خدمت صادقانه در معاونت اطلاعات بود که هجدهم آذر ماه سال 1366 در سردشت به فیض شهادت نایل می گردد.
‏اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم ا… الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین، الرحمن الرحیم، مالک الیوم الدین، ایاک نعبد و ایاک نستعین، اهدنا الصراط المستقیم، صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و لاالضالین.
برادران و خواهران سلام علیکم
می خواهم دوباره یک سوره بخوانم که بیشتر علاقه داشتم و می خواستم بدان عمل کنم، و می خواهم آنهایی که دوست دارند و مؤمن به خدا هستند، عمل کنند.
بسم ا… الرحمن الرحیم
والعصر، ان الانسان لفی خسر، الا الذین آمنوا و عملو الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر.
می گویم که دوباره می گویم که انسان همیشه در خسران است. خسران نکنید، فریب نخورید، همیشه جز متقیان و با متقیان باشید. پشتیبان امامم باشید، خدا را یاد کنید، امام را یاری کنید.
می خواهم وصیت نامه ام را شروع کنم.
بسم ا… الرحمن الرحیم
«من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا ا… علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظرو ما بدلوا تبدیلا»
(سوره اصحاب آیه 23)
“از مؤمنین مردانی هستند صادق و آنچه با خدای خویش عهد بسته بودند وفا کردند. پس برخی از آنها شربت شهادت نوشیدند و شهید شدند و برخی دیگر در انتظار شهادت و پیوستن به لقاءا… هستند و تغییر رأی و عهد نمی دهند.”
پس از درود و سلام به رهبر انقلاب یگانه پرچمدار خونین و پرتوان اسلام و بنیانگذار جمهوری اسلامی و تنها مرجع جهان و امیر مستضعفان و نور خدا ، امام خمینی ، طول عمر باعزت، با شرافت وبا کرامت را در تمام دعاها و نمازهای خود خواهانم.
سلام بر رزمندگان اسلام در تمامی جبهه های حق علیه باطل،
که همیشه برای آنها پیروزی و ظفر بر دشمنان
را خواهانم.
می خواهیم امروز از شهیدان کربلا سخن بگویم، می خواهم سخنی از عاشورای حسینی که در تاریخ برای هر فرد مسلمان رسم و درس شهادت را آموخت، بگویم؛ حسینی که با خون خود و یاران با وفایش در تاریخ جهان ستمگران و یزید و آل یزید را رسوا کرد.
حسینی که با خون خود و فرزندانش، جباران زمان را که در دشت سرخ کربلا، می خواستند اسلام را از بین ببرند، برای جهانیان شناسانید و فهماند که اسلام عاشقانی دارد که نخواهند گذاشت به دست اینان پوسیده گردد.
حسین در آن دشت به مردم فهمانید که یزید برای از بین بردن اسلام چقدر کوشا می باشد و مردم بعد از شهادت عزیز زهرا، فهمیدند که چه کسی را کشته اند و این زینب(س) بود که رسالتش پیام شهدا را به گوش مردم رسانید.
زمانیکه امام
در میدان جنگ صدای هل من ناصر ینصرنی
راسرمی داد ، کسی نبود که جوابش را بدهد و در میدان جنگ تنها مانده بود، ولی من هم عین معلم شهیدمان عاشق اسلامم و خونم را به یاری و خواست خداوند ، به نزد درخت اسلام که اصل و ریشه اش از ولایت فقیه و توحید است خواهم ریخت .
می گویم من خونم را برای خدا دادم و جواب هل من ناصر ینصرنی امامم را جواب دادم و به جبهه ها عازم شدم.
اکنون در این زمان ، حسین زمان ما، امام
عزیزمان ، صدای هل من ناصر ینصرنی را سر دارد، ومردم شهید پرور ایران چنان به کمک امام خود شتافتند که جهانیان و ابرقدرت های شرق و غرب به لرزه افتادند.
خون شهیدان همان خونی است که برای رشد درختی که اصل آن امامت می باشد، لازم بود.
مردم ما چنان خون می دهند که بعد از چهارده قرن، درخت خشکیده امامت را دوباره زنده کردند.
این ملت با دادن شهید در راه خدا
همچنین ولایت فقیه ابرقدرت ها را در هم کوبید و در برابر ستمگران و ستم پیشه گان همچون کوهی استوار ایستاد. چنان که حضرت علی(ع) ؛بنیانگذار امامت و تشیع، می فرماید که مؤمن همچون کوه استواری است که در برابر ضربات سهمگین و سیل های خروشان، در جای خود استوار می ماند.
و اینگونه بود که امام امت، آن مؤمن مخلص خدا، در برابر ابرقدرت های زمان ؛ که هر روز با یک توطئه می خواهند انقلاب با شکوهمان را از بین ببرند و این حکومت را وابسته به خود کنند.
اما هرگز حکومت خدایی به غیر خدا ، به هیچ کس دیگر پناه نمی برد و انقلاب اسلامی ما وابسته به شرق یا غرب نمی شود.
اینان بدانند روحانیت در خط رهبر و اسلام و قرآن وجود دارد و هرگزنخواهند گذاشت که انقلاب وابسته به این هیچ ابرقدرتی شود.
روحانیت هست تا کسی جرات فریب دادن مردم را نداشته باشد.
حضرت محمد(ص) پیامبر خدا می فرماید: همه امت مرا نمی توان در آن واحد فریب داد، اگر توانسته اند توطئه های خود را عمل کنند به مدت کم می توانند این کار را بکنند ولی بعد از این مدت امت مان بیدار خواهند شد و گور این منافقان را با دست خودشان خواهند کند و منافقان بدانند که تا روحانیت هست نمی توانند این ملت را به هیچ ابرقدرتی وابسته کنند.
از ملت شهیدپرور ایران می خواهم که این منافقان را چنان سرکوب کنند که دیگر همچون منافقان نهروانی نتوانند ضربه ای به شخصیت های اسلامی بزنند.
از شخصیتهای مذهبی چنان نگهداری کنید که نگذارید منافقان آنها را (روحانیت چشم و روح ملت ما هستند) ترور کنند.
چنان که امام فرمودند :
ترور کار بچه 12 ساله ای بیش نیست، ولی مردم با ترور این شخصیت ها روح درگیری می یابند. از شما ملت شهید پرور می خواهم چنان خانه به خانه آنها را بگیرید که دیگر نامی از آنها در تاریخ نماند و به فرمان امام امت لبیک گفته و اطلاعات 36 میلیونی خود را به کار بندید و نام و وجودشان را از صفحه تاریخ بردارید.
ما از ترور و شهید شدن باکی نداریم، چون شهادت برای ما مثل این است که تشنه ای درتاریکی شب دنبال آب می گردد، ناگهان به چاه آب یا چشمه زلال آبی برسد.
رزمندگان همچون تشنه ای که آب می خواهد و جویای آب است ، تشنه شهادت هستند . من نیز آرزوی شهادت دارم، شهادت سعادت است ، کسی که شهادت را برای خود سعادت بداند همیشه پیروز است و مکتب والا گهر ما شهادت را، پیروزی می داند.
چنان که امام خمینی می فرماید: مکتبی که شهادت دارد، اسارت ندارد و ما با شهید شدن با خدای خود ملاقات می کنیم.
برای شما از چه گریه کنم، از چه بگویم،
این منافقان چه ها که نکردند،
ولی ملت ما همیشه در صحنه بوده و طلب شهادت دارند.
اینها بدانند آرزوی ما شهادت است. اینها می خواهند با شهید کردن ما دلهایشان را شاد کنند. نمی دانند که دل آنها غمگین و
دردمند خواهد شد و روح ما شاد، چون ما با خدای خود پیوند می یابیم.
دیگر وصیت می کنم به پدر و مادر و خانواده ام.
پدر و مادرم، بعد از شهادت من زیاد گریه نکنید که دشمنان خدا از گریه و زاری شما شاد می شوند و می گویند اینها طاقت شهید شدن ندارند. چنان بایستید که از شما در حیرت باشند و گریه را برای شهدای کربلا کنید. چنان چون کوه بایستید که منافقان دستشان برملا و چنان استوار باشید تا منافقان کور شوند.
شما باید شاد باشید که قربانی شما در درگاه خداوند متعال قبول شده است. چنان که ابراهیم خلیل(ع) وقتی که فرزند خود اسماعیل را ، در پیشگاه خدا و در کوه منا قربانی کرد ، بر خدا سجده کرد و گفت:
ای خدا سجده می کنم تو را ، بخاطر قربانی
که از من
قبول کردی. شما هم عین پیامبر به خدا سجده کنید و بگویید ای خدا ما را شاد کردی که قربانی ما را قبول کردی.
چنان که قربانی هابیل
فرزند آدم از طرف خداوند قبول واقع گردید برای خدای خود سجده گذاشت.
ای پدر و مادر من، شما باید همچون هابیل به خدای خود سجده کنید که عزیزترین چیز خود را برای خدا قربانی داده اید.
مادر و پدرم، زیاد ناراحت نشوید و گریه نکنید چون ما عزیزتر از آن شهیدان نیستیم که مادرانشان جسم پاره پاره شهیدشان را با چشم خود می بینند اما گریه نمی کنند و خدا را شکر می کنند.
مادرانی هستند که جسم پسر خودشان را ندیدند ، چرا که در دشت خوزستان در زیر تانک های عراقی و مزدوران عراقی از بین رفته بودندد.
امید آن دارم که
پس از من، همچون مادر آن شهیدان استوار باشید. پس برای شما صبر و بردباری از خداوند منان خواهانم. این صبر شما برای رضای خدا باشد چون قربانی شما برای خداست.
من امانت خداوند برای شما بودم و به نزد شما به عنوان ودیعه هستم پس اگر به امید خدا، شهادت نصیبم شد ، ناراحت نشوید. شاد شوید که امانت خود را به بهترین صورت به خداوند تحویل داده اید.
بعد از شهادت ،
روی قبرم کلمه ناکام را ننویسید. زیرا کامی بهتر از این نمی توانم پیدا کنم.چون من به معشوق خود رسیده ا م و آن خداست. برای من معشوقی بهتر از خدا نیست .
روی سنگ قبرم آرم سپاه را بکشید و قبرم را هر کجا که باشد فرق نمی کند ، هر کجا که نام خدا باشد و برای زنده ماندن اسلام باشد،
قبر من آنجاست.
اگر جنازه ام به دستتان رسید، نمازم را آقای حجت الاسلام قراجه ای بخواند.
برادر همرزم و همسنگرم، تو هم عروسی کن، با عشق خدایت و با اسلحه ات، که من عروسی کردم با اسلحه خود. سنگر حجله گاه من بود و صدای رگبار مسلسلها برای من نقل و نبات بود و صدای خمپاره ها برای من هیاهوی مردم در عروسی بود.
خواهران و برادرانم، در خدمت اسلام و قرآن باشید، همیشه در خدمت روحانیت باشید. هنگام بردن تابوت من یک طرف تابوت را برادرم و عموزاده هایم بگیرند و برادرم احمد جسدم را بر قبر بگذارد.
ای برادرم احمد جان، به مردم بگویید هر که مقلد امام نیست برای تشییع جنازه من نیاید و به منافقان و ضدانقلابیون بگویید که به تشییع جنازه من نیایند که آنها حامیان صدام کافر هستند؛ قنبر به دست عوامل صدام کشته شده است، بنابراین آنها هم در جرم کشتن من شریک هستند.
ای برادران و خواهران، زیاد مطالعه کنید. همیشه به یاد خدا باشید و دعا بخوانید . دعای روز سه شنبه را زیاد بخوانید. همیشه به یاد خدا باشید.
ای برادران من، حس مقام پرستی را در خود پرورش ندهید.
فکرتان و کارهایتان برای خدا باشد.
برای اینکار هر چند وقت یکبار،
به بهشت زهرا سر بزنید و به رفتگان خود و شهدا فکر کنید و خواهران و مادرانی که به بهشت زهرا می آیند، نگاه کنید.
بروید و نگاه کنید آنهایی که در رأس مملکت بودند، رئیس دولت بودند،
چه ها کردند و کجا رفتند. حس مقام پرستی را از یادتان ببرید و برای خدا فکر کنید.
ای برادران من نگذارید که سپاه، این نورچشم امام ، امامی که می فرماید «ای کاش من هم یک پاسدار بودم، این پاسداران عزیزان من هستند.» از درون پوسیده شود. از درون سپاه را حفظ کنید و نگذارید که آن پوسیده شود.
با یکدیگر مهربان، و نسبت به هم عطوفت و مهربانی داشته باشید.
باری برادر، من به تو وصیت می کنم که خطبه های 27 و وصیت نامه حضرت امام علی(ع) به فرزند خود امام حسن(ع) در جنگ صفین را ، زیاد بخوانید و سرمشق زندگی خود قرار بدهید.
بسم ا… الرحمن الرحیم
اللهم کن لولیک حجه ابن الحسن، صلواتک علیه و علی آبائه، فی هذه الساعه و فی کل الساعه، ولیاً و حافظا و قائدا و ناصرا، و دلیلا و عینا، حتی تسکنه ارضک طوعا، و تمتعه فیها طویلا. برحمتک یا ارحم الراحمین.
‌والسلام علیکم و رحمه ا…
قنبر جعفرپور
منبع: مرکز اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران آذربایجان غربی